English Version
This Site Is Available In English

حال خوش با بخشش

حال خوش با بخشش

یازدهمین جلسه از دور ششم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی بروجن ویژه مسافران و همسفران با استادی راهنمای محترم مسافر مهدی و نگهبانی مسافر محمد و دبیری  مسافر محمد با دستور جلسه «در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره من چه کرده ام ؟» روز پنج‌شنبه 31 اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت 16 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان مهدی هستم مسافر


  خدا را شاکرم که یک روز دیگه در کنار هم هستیم تا بتوانیم از آموزشهای کنگره استفاده بکنیم در جهت بالا بردن فهم و دانایی خودمان، خوب در دستور جلسه امروز هم سوالی که مطرح میشود *در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره من چه کرده ام ؟* درحقیقت چیزی به غیر از این نیست و هدف این دستورجلسه به نظر من بالا بردنه همین فهم و همین دانایی من است چون توی این خطی که ما داریم می‌خوانیم علم ماله من است و چیزی که مهمتر از همه است همون منه و این من که میگویم این من نه منه ، یک منه جمعی ، چیزی که مهمه این منه که بتواند آن فهم و دانایی خودش را بالا ببرد ، یک پیامی داریم از سردار که میگوید : خانه دل روشن دار که خانه دل با چراغ خود نور تابنده ای به خانه خدا میدهد ، در حقیقت آن کعبه نیست که ارزش دارد آن خوده آن بنده است که اگر دلش روشن باشد به آن ارزش میدهد حتی به خانه خدا .کنگره به خودی خودش و ساختمان قداست و اهمیتی ندارد ، ما هستیم، این تک تک من ها هستند که اگر فهم و دانایی خودشان را بالا ببرند و در جهت آن اهداف کنگره بتوانند تلاش کنند آنوقت ارزشمند هستند . خوب حالا در جهت این فهم به نظر من اولین چیزی که حالا کنگره ۶۰ به ما یاد می دهد در جهت این آگاهی و فهم همان آیه از کلام الله است که میگوید : الذین یومنون بالغیب ، کسانی که در جهان غیب ایمان دارند، یعنی: به هستی و حیات در طبقات خودش به قوانین هستی و به حیات انسانها و پدیده هست و خواهد بود اون کسانی که  ایمان به این قضیه بیاورند اینها پایه ای دارند برای فهم خودشان، برای دانایی خودشان که بتوانند فهم و دانایی خودشان را بالا ببرند . در حقیقت اگر من می خواهم سوال کنم از خودم چرا من باید به استحکام پایه های مالی و علمی کنگره کمک کنم باید جواب بدهم چرا اصلا من به این حیات آمده ام ؟ چقدرمن باید به کنگره کمک کنم ؟ چگونه کمک کنم ؟ همونجوری که کنگره و خداوند و این سیستم  حیات من را به این حیات آورده و به من کمک کرده که بتونم به اینجا برسم، پس خود ما مهم هست و این قوانینی که در هستی جاری هست اگر من متوجه باشم خود به خود و به صورت اتوماتیک در جهت این دستور جلسه حالا چه مالی چه علمی بتوانم کمک کنم حرکت میکنم، توی وادی یازدهم ميگوید: در حقیقت قانون خلقت به زبان بی زبانی چنین بیان میکند : کسانی که مدام در حال باز پرداخت بدهی های خودشان هستند حداقل زکات اون حال خوشی را که دارند بعد در ادامه میگه در حقیقت اینها دارند درختی میکارند در مقابل طوفانهای زندگی خودشان، یعنی در حقیقت من مسافر به دنبال حال خوش هستم، آن حال خوشی که دائمی باشد آن حال خوشی که ماندگار باشد . می گوید اگر دنبال این حال خوش هستی حداقل چیزی که بدست آوردی باید زکات آن را حداقل پرداخت کنی که بتوانی حال خوبی داشته باشی . یعنی چی حالت خوب باشد وقتی زکات بدهی؟ یک مثالی میزنم وقتی ادم یک موبایلی میخرد خیلی خوشحال میشود خیلی بهش حال میدهد ولی اگردر نظر بگیرید فقط تو تنهایی موبایل داشته باشی آیا باز هم خوشحال میشوی؟ از این موضوع شاید یک خوشحالی مقطعی بدست بیاوری یعنی فقط تو توی این هستی موبایل داشته باشی فقط تو درمان بشوی فقط تو به رهایی برسی فقط تو از این آموزشها بهرمند بشوی آیا باز هم این خوشحالی در انسان ماندگار هست؟ ما می‌خواهیم این خوشحالی این لذت به دست آوردن را به حال خوش یا ماندگاری تبدیل کنیم، آن هزینه ای که باید بکنیم، هزینش زکاتش هست، یعنی آن چیزی را که بدست آوردی را بتوانی باز پرداخت و زکاتش را پرداخت کنی. یکی دیگر از قوانین هستی که ما توی همین دستور جلسه می‌توانیم یاد بگیریم میگوید که: واعتصمو به حبل الله جمیعا و لا تفرقو، و به قول مولانا که می‌گوید: دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد، به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد، بحبل الله یعنی چی؟یعنی به جایی وصل باش به یک منبعی وصل باش که اون منبع برایت شیرینی دارد ، اون منبع برای تو حال خوش می آورد.واقعآ منه مسافر از محصولاتی که کنگره دارد و توی این دکان خودش عرضه می‌کند آيا شیرین تر سراغ دارم؟ آیا جایی هست که بهتر از این بتواند حال من را خوب کند ؟ در حقیقت این چیزی هست که توی مسیر کنگره این را بارها توی لژیون برا بچه های لژیون میگویم ، میگویم کنگره علی رغم خیلی چیزهای خوبی که دارد به ما میدهد یک بدی هم دارد، و اینکه این چیزها را خیلی راحت به ما میدهد، توی این راحت دادن و این که خیلی سهل و راحت درمان اعتیاد میدهد ،درمان سیگار یا درمان اضافه وزن ، این محصولاتی که دارد به ما می‌دهد خیلی راحت اینها را به ما می‌دهد و ما کم کم آن گذشته و آن چیزی که بودیم و حاضر بودیم چقدر هزینه کنیم که آن نباشیم کم کم از یادمان می‌رود، در حقیقت چیزی که دارد به من کمک می‌کند که من این دستو جلسه را بتوانم در خودم عملی کنم همان یادآوری گذشته و نگاه به دست آوردهای الانم هست. یعنی نگاه کنم توی کنگره الان چی بدست آوردم و قبلا چی بودم. حالا این بدست آوردن اگر دید ما واقعآ خیلی خیلی مثبت باشد و دید ما خیلی روشن باشد حتی یک تازه واردی که امروز جلسه اولش هست و آمده اینجا نشسته است آن هم می‌تواند بگوید من دست آوردی دارم اینجا و آن دست آورد پیدا کردن راه خروج از ظلمت است . کنگره ۶۰ توی این دستور جلسات نظر من این است می‌خواهد من را بزرگ کند، می‌خواهد فهمی به من بدهد که ارزش و جایگاه من را بتواند بالا ببرد. حالا تفاوتی که فکر می‌کنید بین انسانهای بزرگ و انسانهای کوچک هست اگر بخواهیم در یک جمله بگوئیم فکر می‌کنید چی میتواند باشد؟ یک تفاوت خیلی عمده بین انسان های بزرگ و انسانهای کوچک، انسان های آگاه و انسان‌های ناآگاه به نظر من در اندازه بی تفاوتیهایشان نسبت به محیط اطرافشان هست، یک بار آقا کامران توی لژیون به من گفت؛ اگر یک روزی از یک جایی رد شدی و دیدی مثلا یک فیلتر سیگار یا یک زباله ای روی زمین افتاده و نسبت به آن بی تفاوت رد شدی، بدان که هنوز آموزش لازم را نگرفتی، حالا یک نفر به این فیلتر سیگار بی تفاوت نیست، یک نفر دیگر هست، یک انسانی از کنارش رد می‌شود با انبوهی از درد و مشکل یا حتی توی خانواده خودش توی آشناهای خودش با انبوهی از درد و مشکلات و اعتیاد و همه این مسائل با آن انسان باز هم بی تفاوت، خب تفاوت میکند بین این دوتا، و این را ما واقعا داریم اینجا یاد می گیریم،  ما یاد می گیریم که حرکت همه انسانها به هم مربوط است، این را آقای امين میگوید؛ که الگوهای طبیعت مثل هم هستند، مثلا اگر من کبد خراب کار کنم و درست کار نکنم پوستم خراب میشود، آن که میگویند حرکت انسانها به هم مربوط است، یعنی دقیقا این الگو توی تمام اتسانها هم هست، ‌یک پیامی من نوشتم از سردار که به این قضیه می‌خورد، که حرکت جمعی یک انسان نمی‌تواند در یک مقطع به تمام خلقت پی ببرد ، هدف ما این است یکی از اجسام یعنی یکی از انسانها در حرکت دوار خود ، این حرکتی که ما دور می‌زنیم دور خودمان حالا تکرار می‌کنیم توی درمان اعتیاد، توی زندگی یا هر چیز ديگر دوار حرکت می‌کنیم و جزء ولضالین هستیم، یعنی اون سه تا دسته ای که توی سوره حمد هست، ولضالین کسانی هستند که مرتب دور خودشان توی یک صفحه از حیات دور خودشان می‌چرخند و مرتب تکرار می‌کنند، هدف ما این است که یکی از اجسام یعنی یکی از این انسانها را از حرکت دوار متوجه نیروی گریز از زمان بنمائیم یعنی یک تلنگری بهش بزنیم یا یک الهامی، تا آن شخص را از آن حرکت خارج بکنیم، چون اجسام تابع یکدیگرند آن باعث میشود که بقیه اجسام هم به سمت آن حرکت کنند، یعنی یک نفر مثل آقای مهندس آمده و یک روش درمانی پیدا کرده و از این حرکت دوار خارج شده و ما به سمتش داریم حرکت می‌کنیم، ‌حرکت ما به هم مربوط است اگر من بی تفاوت نباشم نسبت به کنگره، به جایی که درمان شدم، به جایی که به من خیلی خیلی محصولات زیادی داده قطعا تکلیف خودم را در قبال این دستور جلسه به بهترین نحو می‌توانم انجام بدهم .
از این که به صحبتهای من گوش کردید ممنونم.

تایپ: مسافر مهدی (لژیون چهارم)
عکاس: مسافر ابوذر(لژیون یکم)
ارسال و تنظیم خبر: مسافر کرامت (مسئول سایت)
مرزبان خبری: مسافر مصطفی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .