English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده - استحکام پایه‌های مالی و علمی در مسیر رهایی

گروه خانواده - استحکام پایه‌های مالی و علمی در مسیر رهایی

جلسه ششم از دور دوم کارگاه های آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی اردبیل به استادی راهنما همسفر سمیه،نگهبانی همسفر نوش‌آفرین و دبیری راهنما همسفر مهری با دستور جلسه «در استحکام پایه‌های مالی و علمی کنگره۶۰ من چه کرده‌ام؟» روز دوشنبه 28 اردیبهشت ماه 1405 ساعت 16 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

کنگره برای اینکه بتواند خدماتی را به مسافران ما انجام دهد، نیازمند امکاناتی است که از هیچ ارگانی پولی یا کمکی دریافت نمی‌کند. در نوشته‌هایمان هم آمده که ما وابسته به هیچ گروهی نیستیم و خودمان باید کمک‌های مالی را تأمین کنیم.

همه ما از همین امکانات استفاده می‌کنیم. پس روشن است که این حمایت‌ها فقط به این خلاصه نمی‌شود که یک مسافر بیاید و به درمان برسد؛ پشتِ این مسیر، زنجیره‌ای از تلاش، نظم، خدمت و مسئولیت مالی وجود دارد.
من وقتی به کنگره آمدم، چندین سال از رهاییِ مسافرم گذشته بود؛ اما من خودم تخریب زیادی داشتم. امروز که به این روزها نگاه می‌کنم، حالم خیلی بهتر از آن زمان است. نه‌تنها از نظر روحی و روانی بهبود پیدا کردم، بلکه از نظر جسمی هم شرایط بسیار خوبی را تجربه می‌کنم؛ اضافه‌وزنِ قابل‌توجهی داشتم که در مسیر درمانم رو به سامان رفت.
در آن دوران، به خاطر اضافه‌وزن، مدام خواب‌های آشفته داشتم، درد معده، ورم معده و چربی کبد را هم تجربه می‌کردم؛ و شاید موارد دیگری هم وجود داشت که خودم دقیق نمی‌دانستم. اما در کنگره، همه‌چیز با نگاه علمی و مرحله‌به‌مرحله دنبال شد و نتیجه گرفت. علاوه بر آن، کنگره به من یاد داد که در مسیر قرار بگیرم و پس‌انداز کردن را جدی یاد بگیرم.
قبل‌تر حتی از فصل زمستان و پاییز بد می‌آمدم، چون کارهای ما فصلی بود. ذهنم این بود که چک‌ها همه برمی‌گردند و کارها عقب می‌افتد. اما وقتی وارد کنگره شدم، و پس‌انداز کردن را از نگاه و آموزشِ آقای مهندس یاد گرفتم، فهمیدم می‌شود از همین «لحظه حال» استفاده کرد و از همه فصل‌ها لذت برد—نه با ترس از آینده، بلکه با برنامه، نظم و امید.
امروز لژیون سردار داشتیم. خانم زهرا فرمودند:
فکر نکنیم کسی که  دنور یا پهلوانی تجربه می‌کند، حتماً آدمِ پولداری است. بله، ممکن است همان پول را صرف ماشین شاسی‌بلند یا تغییر وسایل خانه کند؛ اما من می‌خواهم حرفم را این‌طور

جمع‌بندی کنم:
اگر جایگاه دنور یا پهلوانی را تجربه نمی‌کردم، حتی یک پراید هم نمی‌توانستم برای خودم فراهم کنم.
یعنی انسان باید بتواند درست و راحت خرج کند؛ به‌گونه‌ای که همه‌ی نیازهایش را، با آرامش و مسیر درست، فراهم کند.
ما مدتی قبل به تبریز رفته بودیم. یکی آمد و مسافرم را نشناخت؛ با اینکه از قبل باهم صمیمی بودند. آنجا گفت:
«همه بیرونِ کنگره رفته‌رفته پیر می‌شوند.»
اما کسی که به کنگره می‌آید، از پیری رو به جوانی می‌رود.
در همان لحظه یادِ حرف‌های خانم سودابه مشارکت افتادم و دیدم چقدر نسبت به قبل جوان‌تر شده‌اند. این‌ها فقط حرف نیست؛ نتیجه‌ی یک مسیر است.

تهیه و ارسال گزارش: نگهبان سایت همسفر لیلا

گروه خانواده نمایندگی اردبیل

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .