پانزدهمین جلسه از دوره اول لژیون سردار، نمایندگی امیرکبیر تهران، با استادی پهلوان محترم مسافر حامد، نگهبانی مسافر وحید، دبیری مسافر حسین و خزانه داری مسافر رضا با دستور جلسه «در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره60 من چه کرده ام؟» دوشنبه 28 اردیبهشت 1405 ساعت 19:00 آغاز به کار کرد.
سخنان استاد:
سلام دوستان حامد هستم یک مسافر. از همه خدمتگزاران لژیون سردار تشکر میکنم که زحمات فراوانی میکشند. همه ما در کنار هم یک هدف مقدسی داریم و آن هدفی است که توسط بنیان محترم کنگره آموزش داده شده است. من در ابتدا بلد نبودم؛ اما وقتی به اخلاق و رفتار و سخنان ایشان توجه میکنم زندگی برایم معنا پیدا میکند، مانند همین لژیون و بودن و حرکت کردن در آن، که دارای مفهوم است. بسیاری از افراد از دستشان بر میآید ولی آیا میتوانند انجام دهند؟ آیا جهانبینی کنگره برای من قابل استفاده است؟ آیا این جهانبینی در روابط من با همسرم، خودش را نشان میدهد؟
آیا جهانبینی کنگره خودش را در شغل و درآمد من نشان میدهد؟ به کسانی اجازه داده میشود که وقتی از خود سوال میکنند به این جواب میرسند که کاری که از دستشان برآمده را انجام دادهاند. چه بسیار استعدادهایی که در نطفه باقی ماند و نتوانستند به قله های رفیع برسند.

اگر فکر کنم که بین من که 10 سال پیش درمان شدهام و مصرف کننده کنونی هیچ ارتباطی نیست یعنی اینکه خارج از جهانبینی کنگره هستم. خواه و ناخواه ارتباط برقرار است، خوب است گذشته خودمان را فراموش نکنیم. افرادی که در حال حاضر در بیماری اعتیاد دست و پا می زنند و به مراتب درد و رنج بیشتری را در صور پنهان تحمل میکنند و این قضیه قدمت زیادی دارد.
علاوه بر اینکه تصویری از گذشته داریم تصویری از آینده نیز داریم، نمایندگیهایی که به دست افرادی که همت بلند دارند و در زمان خود بهترین عمل را انجام دادهاند. ترس از آینده برای بیایمانی است. زمانی که مصرف کننده بودم چیزی برای از دست دادن نداشتم و در تصمیمات خانواده نظر من ارزشی نداشت، الان که دوباره حیات پیدا کردهام، آیا باید چرتکه بندازم؟

مسئولیت یک سری از افراد بر گردن ما درمان شدگان است، اساس کار کنگره کمک فرد رها شده به افراد در حال مصرف است، پس به من مربوط است. می توانم خودم را به گمراهی بزنم؟ مگر بنیان کنگره خود را به گمراهی زدند؟ هر قدمی که من امروز بردارم کمک خواهد کرد که آدم های بیشتری در کنگره قدم بگذارند.
این موضوع و بازی از زمانی شروع میشود که شما متوجه میشوید با پولی که سرمایهتان را زیاد کردید و در زمان حال میتوانیم برای خودمان حرکتی کنیم، آیا آن زمان که دست ما کوتاه شود میتوانیم کاری کنیم؟ اصلا مسئله دور از ذهنی نیست و باید کم کم برنامه ریزی کنیم.

نمایندگی ما در گلریزان سال قبل عملکرد قابل قبولی داشت و رسیدن به اهداف بزرگتر دور از دست نیست، وقتی انسان هدف بلند داشته باشد و به آن فکر کند دیگر فکرهای خراب در ذهن او جایی نخواهند داشت. وقتی در مسیر بزرگی قدم برداریم دیگر بیراههها مانع ما نخواهند شد. امتحان کردم و خودم سعی میکنم در سال جدید با حداکثر توانم حرکت کنم و امیدوارم برای هدف امسال بتوانیم با حمایت جانشین محترم بنیان کنگره این کار را انجام دهیم.

تایپ: مسافر علیرضا، لژیون یکم
- تعداد بازدید از این مطلب :
92