English Version
This Site Is Available In English

وقتی تغییرِ نگاه، مسیر زندگی را دگرگون می‌کند؛

وقتی تغییرِ نگاه، مسیر زندگی را دگرگون می‌کند؛

جسله سیزدهم از دوره چهل و سوم کارگاه های آموزشی خصوصی عمومی کنگره ۶۰ شعبه دانیال اهواز به استادی مسافر حمید رضا ، نگهبانی مسافر مصطفی و دبیری مسافر علی با دستور جلسه «جهانبینی ۱ و ۲» مورخ 1405/2/24 ساعت 17:00  آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد.

سلام دوستان حمیدرضا هستم، یک مسافر.خدای را شاکرم که این توفیق را به من بخشید تا در این جایگاه قرار بگیرم و بتوانم خدمت کنم و آموزش ببینم. موضوع بحث من در رابطه با سی‌دی‌های «جهان‌بینی ۱ و ۲» است. دوستان، تمامی مسافرانِ حاضر در اینجا، به‌طور دقیق می‌دانند که منظور از «جهان‌بینی» چیست؛ اما من، زمانی که در حال تامل و اندیشیدن بر این موضوع بودم، دریافتم که جهان‌بینی در واقع همان «حلقه گمشده» در درمان اعتیاد است. امروزه برای هر کسی که در کنگره حضور دارد، مشخص شده است که این مفهوم، نه تنها در اعتیاد، بلکه حلقه گمشده‌ی درمان بسیاری از بیماری‌های دیگر نیز هست. به یاد دارم جمله‌ای از آقای مهندس در یکی از سی‌دی‌های قدیمی ایشان بود که بسیار تأمل‌برانگیز بود. ایشان می‌فرمودند که ریشه‌ی تمام بیماری‌ها، «بی‌خدایی» است. در آن زمان، من نمی‌دانستم منظور دقیق ایشان چیست؛ اما اکنون با تماشای آموزش‌ها و سی‌دی‌هایی که با نظم و دقت توسط آقای مهندس ارائه می‌شوند، اشارات ایشان کاملاً روشن گشته است؛ بله، دقیقاً معنای کلام ایشان همین بود.

اگر بخواهیم بیماری اعتیاد یا هر بیماری دیگری را بررسی کنیم، اگر آن بیماری از نوع جسمی باشد، باز هم کلام آقای مهندس صادق است؛ ایشان می‌فرمایند ریشه همه چیز به سیستم بیوشیمی بدن و همان «سیستم ایکس» بازمی‌گردد. حال اگر بخواهیم آن سیستم ایکس به درستی عمل کند، باید یک جهان‌بینی صحیح و یک دیدگاه درست نسبت به زندگی داشته باشیم تا آن حلقه کامل شود. تنها در این صورت است که هر سه ضلع مثلثِ «جسم، روان و جهان‌بینی» تکمیل شده و فرآیند درمان اتفاق می‌افتد.

وقتی من به مطالعه‌ی جهان‌بینی می‌پردازم، مباحثی چون «نفس» و «ذهن» مطرح می‌شوند و معمولاً از حقایقی سخن به میان می‌آید که به «صور پنهان انسان» مربوط است. در این میان، این پرسش برای من ایجاد می‌شود که هدف نهایی چیست؟ چرا باید این مباحث را بیاموزم؟ وقتی بیماری‌ای در یک فرد شکل می‌گیرد، برای مثال بیماری در معده، همان‌طور که آقای مهندس می‌فرمایند، «علم از یک نقطه آغاز می‌شود، شاخه‌شاخه می‌گردد و در نهایت باید دوباره به همان نقطه‌ی اول بازگردد.» این دقیقاً همان معنایی است که ایشان مد نظر دارند: اگر بیماری در رو معده باشد و شما تنها بر روی خودِ معده تمرکز کنید، نمی‌توانید مشکل را حل کنید؛ بلکه باید ریشه‌ای به دنبال آن بگردید. باید به عقب بازگردید، درست مانند رودخانه‌ای عظیم که شاخه‌های بسیاری دارد؛ اگر در یکی از شاخه‌ها متوجه آلودگی شوید، باید منشأ اصلی آن آلودگی را پیدا کنید. اگر بخواهید تنها همان یک شاخه را اصلاح کنید، مدتی بعد، مشکل دوباره در شاخه‌ای دیگر پدیدار خواهد شد. این دقیقاً همان وضعیتی است که در مورد سرطان‌ها می‌بینیم؛ متأسفانه درمان قطعی و درستی برای آن‌ها وجود ندارد، زیرا تمرکز پزشکان تنها بر روی آن نقطه و هدف کردن آن نقطه است و به موضوع «جهان‌بینی» هیچ توجهی نمی‌شود

من اینجا هستم تا بر روی جهان‌بینی کار کنم؛ تا ابتدا خودم را بشناسم. می‌خواهم بدانم انسان چیست، خواب چیست، نفس چیست و مرگ چیست. من از طریق کار بر روی جهان‌بینی، در پی خودشناسی هستم تا از این طریق بتوانم خداوند را بشناسم. و پس از شناخت خداوند، بتوانم به شیوه‌ی صحیح زندگی کنم. به عقیده‌ی من، اگر فردی بخواهد زندگی‌ای سالم و درست داشته باشد، حتماً باید خداوند را بشناسد؛ زیرا تا زمانی که خداوند در وجود او شناخته نشده باشد، نمی‌تواند درست زندگی کند. من همواره در زندگی با چالش‌ها و اتفاقات مختلفی روبرو هستم، پس باید ایمان به خداوند و صفات الهی را که در درون انسان جاری است، مد نظر داشته باشم تا بتوانم از آن صفات برای رسیدن به آرامش بهره بگیرم.

بنابراین، تمام این مباحث جهان‌بینی به یک هدف بازمی‌گردد: «من می‌خواهم درست زندگی کنم.» اگر من در کنگره باشم و تمام مباحث جهان‌بینی را مطالعه کنم، حتی اگر از تمام آن‌ها امتحان بگیرم و پاسخ‌های صحیح بدهم، اما نتوانم زندگی خوبی داشته باشم و نتوانم با خانواده، همکاران و دوستانم برخورد درستی داشته باشم، در واقع هیچ کاری انجام نداده‌ام. به باور من، کسی می‌تواند مدعی شناخت خداوند باشد که آنچه در جهان‌بینی آموخته است را به «فعل» برساند و به آن‌ها عمل کند.

من دقیقاً در حال تأمل بر این موضوع هستم که جهان‌بینی نیز خود یک «علم» است. آقای مهندس در این باره بسیار سخن گفته‌اند و این موضوع نیازمند روشمند کار کردن است؛ اما متأسفانه بسیاری از افراد، چه در داخل و چه خارج از کنگره، به این مسئله دقت نمی‌کنند و در مسائل دیگر نیز این دیدگاه را مد نظر قرار نمی‌دهند. خداوند را شاکرم که در کنگره هستم و از این علم عظیمی که در اینجا یافت می‌شود، بهره‌مند می‌شوم؛ علمی که روز به روز در حال گسترش است. همچنین لازم است اشاره کنم که اتفاقاً حدود دو هفته پیش، موضوعی در رابطه با پایان‌نامه‌ی همسفرم

ایشان در مسیر تحصیل برای مقطع کارشناسی ارشد در رشته حقوق بودند که هم‌زمان با چالش‌های مربوط به اعتیاد روبرو بودنند من نیز در کنار ایشان بودم. در این میان، نکات و راهکارهای مرتبط با کنگره، روش‌های درمان و پژوهش‌های انجام‌شده را با ایشان در میان گذاشتم. همچنین با بهره‌گیری از اطلاعات و تحقیقاتی که از طریق برادرم و با همکاری واحد پژوهش در تهران به‌دست آمده بود، فرآیند جمع‌آوری داده‌ها را پیش بردیم.

‌هنگامی که در فضای دانشگاهی این مطالب را به عنوان یک دستاورد علمی ارائه دادیم، اتفاق بسیار خوشایندی رخ داد؛ مدیر گروه که در واقع استادی برجسته و پروفسور بود، با کمال احترام برخاست و اعلام کرد که مطالب ارائه شده بسیار جالب، نوین و مورد پذیرش است. این موفقیت باعث ایجاد ذوق و شادی بسیار زیادی در ایشان شد. من نیز در آن لحظه به ایشان گفتم که اگرچه این یک پایان‌نامه است، اما مقالاتی که با این مضمون توسط مهندس در آمریکا نگاشته شده، در سراسر جهان مورد توجه و بحث قرار دارند. از این که به سخنان بنده گوش دادید سپاسگزارم.»

سایت نمایندگی دانیال اهواز

عکس و تایپ: مسافر فرید ((لژیون یکم))

تنظیم و ارسال خبر: مسافر محسن ((دبیر سایت))

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .