English Version
This Site Is Available In English

«از بیداریِ عقل تا تسلیم در برابر خود

«از بیداریِ عقل تا تسلیم در برابر خود

جسله ششم از دوره چهل و چهارم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ شعبه دانیال اهواز به استادی مسافر نصرالله ، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر فرید با دستور جلسه «جهانبینی ۱ و ۲» یکشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۴۵ دقیقه آغاز به کار کرد

خلاصه سخنان استاد.

بنام قدرت مطلق «الله» سلام دوستان، نصرالله هستم؛ یک مسافر. شکر و سپاس از خداوند عزوجل که این فرصت را به من عطا کرد تا در اینجا بنشینم، آموزش ببینم و خدمت کنم.مباحث «جهان‌بینی ۱ و ۲» بیش از هر چیز درباره قواعد زندگی است. ما چه خواسته و چه ناخواسته، درگیر مواد مخدر شدیم. زمانی که من درگیر مواد بودم، تمامی حس‌های خوبم را از دست داده بودم؛ دیگر توانِ محبت ورزیدن و عشق ورزیدن را نداشتم؛ سخنم دیگر سخنِ درست نبود؛ غیبت می‌کردم، قضاوت می‌کردم و دروغ می‌گفتم؛ چرا که مواد مخدر، حس‌های خوب را از من ستاند و تنها حس‌های بد را برایم به جای گذاشت. اما وقتی وارد کنگره شدم و مطالعه‌ی جزوه «جهان‌بینی ۱ و ۲» اثر استاد امین را آغاز کردم، دریافتم که کنگره ۶۰ با مقوله‌ای به نام «جسم، روان و جهان‌بینی» شناخته می‌شود. یعنی برای کسی که تازه سفر خود را آغاز می‌کند، در پشت برگه‌ی او، تصویر این مثلث ترسیم شده و سه ضلع آن مشخص گردیده است.

جسم ما بر اثر مصرف مواد مخدرِ بیرونی، دچار مشکلات بسیار زیادی شده است. اگر جسم خود را یک شهر بزرگ فرض کنیم، خواهیم دید که شهر ما دارای آب، آبگرمکن، آبسردکن، سیم تلفن، مخابرات، برق و بسیاری امکانات دیگر است؛ اما ما در تمامی این‌ها تخریب ایجاد کرده‌ایم. بیایید یک پالایشگاه را در نظر بگیریم؛ برای مثال ما نفت داریم، اما پالایشگاه نداریم تا بتواند این نفت را به پلاستیک، کود شیمیایی و دیگر محصولات ارزشمند تبدیل کند.

وقتی سفر ما آغاز می‌شود، داروی درمان من «شربت اوتیه» (OT) است؛ اما هدف از دادن آن، این نیست که من دچار نعشه شوم، بلکه هدف این است که جسم مرا از آن حالتِ «بایکوت» یا خاموشی، بیدار کنند. چرا؟ زیرا بر اثر استفاده از مواد مخدر بیرونی، مواد مخدر درونی جایگزین شده و دیگر هیچ‌چیز در بدن من تولید نمی‌شود؛ نه آندروفین و نه آنکفالین؛ هیچ تولیدی در درون ما باقی نمانده است. حال، برای درمان، پله‌های ۲۱ روزه انتخاب می‌شوند. وقتی وارد این مسیر می‌شوید، گفته می‌شود که «با حس خود، راهنمایت را انتخاب کن»؛ و این یعنی بیداری؛ بیداریِ عقل. در واقع این عقل 

است که حسِ انسان را بیدار می‌کند. شاید بپرسید چرا باید راهنما را با "حس" انتخاب کرد؟ پاسخ این است که وقتی حس به حس نزدیک شود، درمان به شکلی بهتر اتفاق می‌افتد. اگر به صورت ناخودآگاه چشمت به راهنمایی افتاد و از او خوشت آمد، همان را انتخاب کن و پیرو سخنان او باش. چرا؟ چون راهنما این مسیر را پیش‌تر طی کرده است.

مفهوم «جهان‌بینی» دقیقاً همین است؛ یعنی وقتی به من گفته می‌شود که «آقا، هر وعده باید ۳ سی‌سی دارو مصرف کنی»، من باید اطاعت کنم و گوش سپارم. اگر خواهان درمان هستم، باید بدانم که کسی مرا به زور به اینجا نیاورده است؛ همه ما با پای خودمان برای درمان آمده‌ایم. اگر بخواهم فوتبال بازی کنم، باید مجموعه‌ای از قوانین را بدانم؛ اگر آن قوانین را ندانم یا آن‌ها را اجرا نکنم، به دیگر بازیکنان نیز صدمه می‌زنم، خطا می‌کنم، پا یا دست آن‌ها را می‌زنم و در نهایت بازی دیگران را نیز خراب می‌کنم.

یک رهجو، ابتدا باید در برابر خودش تسلیم شود و باور کند که تمام مشکلاتی که در مسیرش قرار گرفته، مسئولیت خودش است و با هیچ کس دیگری نیست؛ هیچ‌کس مسئولیتی ندارد که بتواند از زیر بار این مسئولیت در برود. من گاهی می‌بینم که در خانه با همسرم مشکل دارم و می‌گویم: «اگر فلانی نبود، من اعتیاد پیدا نمی‌کردم»؛ اما چرا؟ چون من داشتم اطلاعات غلط به عقلم می‌دادم؛ اطلاعات غلط و خرابکاری‌های پشت سر هم. تا کی می‌خواهم در این مسیر (با این دیدگاه) حرکت کنم؟ کسی که خوابیده است، می‌توان او را بیدار کرد، اما کسی که خودش را به خواب زده است، اصلاً نمی‌توان او را بیدار کرد.

مسیر مشخصی برای من انتخاب شده است؛ جایی به نام کنگره ۶۰ که قوانین و حرمت‌های خاص خود را دارد. اگر من این حرمت‌ها را بشناسم و آن‌ها را اجرا کنم، قطعاً به درمان خواهم رسید و نمونه‌های بارز بسیاری از این موضوع در اینجا داریم: آقایان راهنما، مرزبان‌ها، سفر دومی‌ها، راهنمای تازه‌واردین و غیره. این علمی است که ثابت شده و خروجی مشخصی دارد؛ هزاران نفر از این مسیر عبور کرده و به درمان رسیده‌اند. اگر بخواهم قوانین را نقض کنم، هرچند دارو می‌خورم و حتی رهایی مو را هم می‌گیرم، اما درمان نمی‌شوم و حال خوشی نخواهم داشت. اما اگر بخواهم حال خوب و خوشی داشته باشم، باید در مسیر کنگره حرکت کنم؛ به موقع بیایم و به موقع بروم، سی‌دی خود را بنویسم، به آن گوش دهم و به حرف راهنمایم گوش سپارم تا بتوانم به درمان برسم.آقای مهندس می‌فرمایند که: «درمان در کنگره ۶۰ مانند پراندن مگس است». قوانین به من چه می‌گویند؟ می‌گویند من نمی‌توانم جلوی تمام نیروهای مخرب را بگیرم؛ چرا که ساختار آن‌ها بسیار قوی است.

اما قوانین می‌گویند: «همان‌گونه که ذره‌ذره دچار این بیماری شدی، ذره‌ذره نیز باید این بیماری را از خود دور کنی تا به درمان برسی». من روزی ده بار دروغ می‌گفتم و می‌خواهم از امروز دیگر دروغ نگوییم؛ اگر نمی‌توانم یکباره ده بار را حذف کنم، حداقل با ۹ بار شروع می‌کنم، سپس ۸ بار، ۷ بار و... به همین ترتیب، ذره‌ذره دروغ و غیبت از من دور می‌شود.

‌وقچه قوانین زندگی را بشناسیم و آن‌ها را عملی کنیم، در زندگی خود دچار هیچ مشکلی نخواهیم شد. کسی که وارد کنگره می‌شود، باید بداند که "حال خوب" به سراغ او خواهد آمد و حالش همیشه خوب خواهد بود؛ هر کس در مسیر کنگره قرار بگیرد، قطعاً درمان می‌شود. اما کسی که قوانین را نقض کند، پیرو راهنمای خود نباشد و پشت سر او حرکت نکند، نه تنها به درمان نمی‌رسد، بلکه عده‌ای دیگر را نیز با خود نابود می‌کند.

آقا امین، راهنمای من، می‌گوید: «اگر می‌خواهی سفر کنی، پس سفرت "شته‌ملخی" نباشد». در کشاورزی، وقتی شته و ملخ به محصول حمله کنند، دیگر چیزی از آن باقی نمی‌ماند. و این همان چیزی است که من از همان روز اول، با وجود گذشت یک ماه، به آن کمر بسته‌ام...

من رو بردن و آوردن و گفتن که سن تو زیاده،اوایل فکر میکردم با من لج افتادن ونمیخان من رو راه بدن، اومدم و رفتم تا خلاصه موندم و درمان شدم.

مشکلات برای همه هست، ما یک مدتی کیف کردیم حالا بابت این کیف کردنمون باید پاسخ گو باشیم،باید بابتش بها بدیم، وقت بزاریم وارزش براش قائل بشیم تادرمان بشیم، کنگره به من آموزش میده تو خیابان آشغال نریز، با همسایه ات مهربان باش، من وقتی جسمم بیماره چطور میتونم با همسایه ام با همسرم با فرزندم خوب باشم،حس اولین چیزی است که قوه عقل را بکار می اندازد. حس هامون را خوب کنیم نسبت به دیگران، نسبت به خودمون، نسبت به خانواده مون،قطعا تو مسیر درمان قرار میگیریم و درمان میشیم.ممنون از اینکه به حرف هام گوش دادید.

سایت نمایندگی دانیال اهواز

عکس و تایپ: مسافر پیروز (لژیون دهم )

ارسال خبر: مسافر محسن (دبیر سایت)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .