English Version
This Site Is Available In English

کنگره مثل مسجد مقدس است

کنگره مثل مسجد مقدس است

به نام واحد متعال، قدرت لایتناهی خداوند بزرگ.
دلنوشته من از این‌جا شروع می‌شود که یک روز همسرم به من گفت: می‌خواهم برای ترک به کنگره۶۰ بروم و من در ناباوری و بُهت گفتم: چرا؟ مگر چه شده است؟ ما که مشکلی نداریم، به همسرم گفتم نرو، من از دور و نزدیک شنیده بودم کسانی که ترک می‌کنند در ادامه به مشکل بر می‌خورند و مریضی‌های نهفته از بدنشان بیرون می‌زند و گاهاً سنکوب می‌کنند، برای همین اصلاً دلم نمی‌خواست این اتفاق‌ها برایمان بیفتد.

به همسرم گفتم من دوست ندارم و از این به بعد خرج و مخارج را کمتر می‌کنیم تا تو به مصرف خودت برسی. از آنجایی که ایشان مرد فهمیده‌ای بودند با خونسردی جواب من را دادند و برای من از کنگره و خوبی‌هایش تعریف کردند، این‌که کنگره مثل کمپ نیست این‌جا به معتاد مصرف‌کننده و مسافر می‌گویند؛ کنگره بیمارستان است و بیماری‌ها را درمان می‌کنند.

من هم به او اعتماد کردم و به کنگره آمدم و زمانی که من وارد شدم همسرم لژیون انتخاب کرده بود و دو هفته بعد، اِذن من صادر شد. در وهله اول برداشت من از کنگره این بود که این‌جا دانشگاه آدم‌شناسی و آدم‌سازی است حرف از جهان‌بینی بود؛ مثل خانه آرام و صمیمی و مثل مسجد مقدس بود و چون خودم به محض ازدواج از ادامه تحصیل دست کشیده بودم این‌جا را دوست داشتم.

این بود که به کمک راهنمای خودم همسفر فیروزه جانم به آرامش رسید و در نهایت من و مسافرم به رهایی ناب رسیدیم و صد البته این دستاورد مهمی برایمان است.از جناب مهندس دژاکام و خانواده محترمشان بی‌نهایت تشکر می‌کنم و آرزوی طول عمر همراه با سلامتی را برایشان خواستارم.

نویسنده: همسفر آمنه رهجوی راهنما همسفر فیروزه (لژیون پنجم)
رابط خبری: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر فیروزه (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر آمنه (لژیون هشتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی نیما‌یوشیج

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .