«به نام خداوند بخشنده و مهربان»
قصه من و آشنایی با کنگره۶۰، از یک دل نگران و یک ملاقات ساده در پارک نیلوفر آبی شروع شد. سالها بود که سایه سنگین اعتیاد، روشنی را از زندگی دو برادرم گرفته بود؛ غم و اندوه، مهمان ناخوانده خانه پدری ما شده بود. پدر و مادرم هر روز در آرزوی رهایی فرزندانشان، لحظهها را با نگرانی سپری میکردند و من نیز در کنارشان، غرق در ناامیدی بودم، اما کاری از من برنمیآمد! گویی زندگی ما در یک دور باطل گرفتار شده بود و روزنه امیدی به چشم نمیخورد.
اما یک روز، تقدیر من را به پارک نیلوفرآبی کشاند. در میان درختان و هوای خنک صبحگاهی، چهره آشنایی نظرم را جلب کرد، همسایه قدیمی ما بود که سالها از او بیخبر بودم. پس از سلام و احوالپرسی گرم، از ایشان پرسیدم در این پارک چه میکند. پاسخش برایم مانند جرقهای در شب تاریک بود. گفت: به خاطر کنگره۶۰ اینجا حضور دارد. تا آن لحظه، نام کنگره۶۰ به گوشم نخورده بود و هیچ تصوری از آن نداشتم، اما همین که همسایه با اشتیاق و یقین از آن روش درمانی صحبت کرد، حس عجیبی به من دست داد. او از راهی نوین برای رهایی از اعتیاد گفت؛ راهی که بر پایه علم، تفکر و جایگزینی موادمخدر با موادطبیعی بنا شده بود. هر کلمهاش، مانند نوری بود که به اعماق دلم نفوذ میکرد و بارقههای امید را در وجودم زنده میساخت.
با شوقی وصفناپذیر و دلی پر از نور امید، خود را به خانه رساندم، نفسزنان ماجرا را برای برادرم تعریف کردم. هنوز حرفم تمام نشده بود که نگاهش به آسمان دوخته شد و با حیرت گفت: چقدر جالب! من همین دیشب، با تمام وجود از خدا خواستم راهی پیش پایم بگذارد تا از این بنبست نجات پیدا کنم؛ انگار دعای من مستجاب شده است. همان شب، برادرم با قلبی سرشار از ایمان و امید، قدم در مسیر کنگره۶۰ گذاشت؛ این شروع یک تحول بزرگ در خانواده ما بود.
حدود یک ماه بعد، من، پدر و مادرم بهعنوان همسفر، راهی این جمع صمیمی و بیریا شدیم. از همان روزهای نخست، فضای سرشار از مهربانی و احترام کنگره، مرا مجذوب خود کرد. اینجا فقط یک مکان برای ترک اعتیاد نبود؛ بلکه دانشگاهی برای انسانسازی بود. کمکم دریافتم که در کنگره۶۰ نگاه به انسان نگاهی جامع و چندبعدی است. آنها بهخوبی میدانند که ریشه بسیاری از مشکلات در نبود آگاهی، ضعف اعتمادبهنفس و بیتوجهی به ابعاد وجودی انسان نهفته است. به همین دلیل در کنار درمان جسم، روی روان و جهانبینی نیز کار میکنند. کلاسهای آموزشی، ورزش، مباحث اخلاقی و توجه ویژه به خانواده، همهوهمه دستبهدست هم میدهند تا انسانی متعالی و خودباور پرورش یابد.
اینجا انسان از نو ساخته میشود. از ابتدا، راهورسم زندگی را میآموزد. با مفاهیمی چون مسئولیتپذیری، احترام به خود و دیگران، نظم و انضباط شخصی و امیدواری آشنا میشود. این تربیت دوباره، باعث شکوفایی استعدادها و توانمندیهای نهفته در وجود هر فرد میگردد. آدمی در این مسیر، گمشده خود را پیدا میکند و به آرامش درونی دست مییابد؛ البته راه هنوز به پایان نرسیده و برادرم همچنان در مسیر درمان قرار دارد؛ اما تفاوتی که این روزها در نگاهش، در رفتارش و در ارادهاش میبینم، برایم از هر معجزهای بزرگتر است. امیدی که امروز در خانه ما جاری است، حاصل همین قدمهای استوار و رو به جلویی است که در این مسیر برداشته میشود.
اما آنچه ارزشهای کنگره۶۰ را دوچندان میکند، نگاهی فراتر از مسئله اعتیاد است. این مجموعه با پژوهشهای عمیق و گستردهای که در زمینه درمان بیماریهای مختلف از جمله سرطان انجام میدهد، نشان داده که دغدغهای فراتر از موضوع اعتیاد دارد. این تلاشهای ارزشمند، نویدبخش روزهای بهتری برای جامعه بشری است و بر اهمیت و جایگاه والای این نهاد میافزاید.
در گذشته باور اینکه روزی برادرانم از بند اعتیاد رها شوند و لبخند بر لبان پدر و مادرم بنشیند، برایم مانند یک رؤیا بود، اما کنگره۶۰ این رؤیا را به واقعیت نزدیک کرد. من بهعنوان کسی که از نزدیک شاهد این تحول بودهام، از صمیم قلب آرزو میکنم که جامعه ایران و بلکه جامعه جهانی، با این روش ارزشمند و اثربخش بیشتر آشنا شوند؛ باشد که هیچ خانوادهای طعم تلخ ناامیدی را نچشد و همه انسانهای دردمند، راه رهایی را در این مسیر نورانی بیابند. خداوند را شاکرم خانواده من را با این نعمت بزرگ آشنا کرد و به ما فرصتی دوباره برای زندگی بخشید.
نویسنده: همسفر شیما رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون چهارم)
گردآوری: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر سودابه (لژیون اول)، دبیر سایت
همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون چهارم)، رابط خبری
ویراستاری و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سودابه (لژیون اول)، نگهبان سایت
همسفران نمایندگی غزالی مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
260