اولین جلسه از دوره اول کارگاههای آموزشی- خصوصی خانمهای مسافر و همسفر نمایندگی شقایق قشم، با استادی راهنما مسافر هورا، نگهبانی مسافر ندا و دبیری همسفر مریم، با دستور جلسه "هفتهٔ راهنمایان DST، تازه واردین، ویلیام، جونز، ورزش، موسیقی" روز چهارشنبه ۲۹ بهمن ماه ۱۴۰۴، در محل دانشگاه خوارزمی قشم، رأس ساعت ۱۴:۳۰ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان هورا هستم یک مسافر.
هفته راهنما برای من بسیار باارزش است؛ روزی که اجازه داریم عشقِ جاری در وجودمان را با دیگران به اشتراک بگذاریم. این هفته گرامی را به استاد و معلم بزرگ جناب مهندس دژاکام تبریک میگویم. چقدر سعادتمندم که توانستم از ایشان آموزش ببینم. همچنین خداوند را برای وجود دکتر امین شاکر هستم، هر بار که به صحبتهای ایشان گوش میدهم، آرامشی عمیق تمام وجودم را فرا میگیرد. جنس کلام ایشان متفاوت است و به همه پیشنهاد میکنم با گوش دادن به صحبتهای ایشان، هنرِ درست زندگی کردن را بیاموزند.
تبریک صمیمانهام را به تمام راهنمایان کنگره ۶۰، بهخصوص راهنمای عزیزم تقدیم میکنم. هر وقت به ایشان فکر میکنم، قلبم سرشار از شوق میشود. بارها گفتهام که اگر هزار بار دیگر هم به کنگره بیایم، باز هم ایشان را انتخاب خواهم کرد، از صبوری و مِهرِ بیکرانشان بسیار سپاسگزارم. همچنین به راهنمایان نمایندگی شقایق قشم تبریک میگویم. من در این ۱۲ سال که در کنگره حضور داشتم، صدها سیدی نوشتم، اما آموختم که راهنمای خوب بودن به معنای حفظ کردنِ خط به خط کتابها نیست. دکتر امین بسیار زیبا گفتهاند؛ «بدترین معلم کسی است که مطالب زیادی میداند، اما توانِ انتقالِ آنها را ندارد». من یاد گرفتم راهنما کسی است که آدرس درست را به شاگرد میدهد و آموزشها را همراه با تجربه خود به درستی منتقل میکند. شاید من از تمام آن سیدیها نکات محدودی یاد گرفته باشم، اما همان چند نکتهای که در زندگی پیاده کردم، تمام وجودم را متحول کرد، و در ادامه توانستم همان آموزشها را به شاگردانم انتقال بدهم.
من ۷ سال از راهنما شدن فرار میکردم، چون فکر میکردم باید انسانی کامل و بینقصی باشم تا بتوانم خدمت کنم، اما امروز میدانم که پیمان بستن، تازه آغازِ سفرِ عاشقی است. زمانی که این مرحله را آغاز کردم، تازه آموزش گرفتن اصلی شروع شد. راهنما شدن یعنی خداوند به شما اجازه داده تا مرهمی برای بندگانش باشید و مسیر درست را به آنها نشان دهید. این جایگاه بسیار ارزشمند است؛ چون آن فرد خودش ابتدا هدایت شده و در صراط مستقیم قرار گرفته، تا بتواند راه را به دیگران نشان دهد.
باید بدانیم که راهنماها از بسیاری خواستههای خود میگذرند و سختیهای زیادی را به جان میخرند تا خدمت کنند. این یک عشق ناب و لذتی بدون وصف است که نصیب هر کسی نمیشود.
در آخر، امیدوارم که تکتک شما روزی شال راهنمایی را به گردن بیندازید و این حسِ بهشتی را تجربه کنید، حتی اگر شده فقط یک نفر را از تاریکی به روشنایی برسانید، آن روز طعمِ حقیقیِ رستگاری را خواهید چشید. به امید آن روزِ سراسر نور. امیدوارم همگی بتوانیم در جایگاه راهنما قرار بگیریم و نقش خودمان را درست ایفا کنیم.
گردآوری و تایپ: همسفر زهرا- لژیون همسفران- نمایندگی شقایق قشم
عکس: مسافر معصومه- لژیون یکم- نمایندگی شقایق قشم
ویرایش و ارسال: مسافر خاطره
- تعداد بازدید از این مطلب :
18