English Version
This Site Is Available In English

دلنوشته گروهی لژیون نهم

دلنوشته گروهی لژیون نهم

همسفر فاطمه:

در ابتدا هفته راهنما را به آقای مهندس و خانواده محترم ایشان تبریک می‌گویم. سپس این هفته زیبا را به تمام راهنمایان کنگره ۶۰ مخصوصاً راهنما تازه‌واردین خودم همسفر صبحگل و سپس همسفر لیلا عزیز که مدت کوتاهی است خدمت ایشان به پایان رسیده تبریک می‌گویم. از همسفر لیلا عزیز سپاسگزارم که چند سال در لژیون ایشان بودم؛ مانند مادر دلسوز و همراه من بودند و رهجویانی هم‌چون همسفر راضیه پرورش دادند که بعد از همسفر لیلا ادامه‌دهنده راه‌وروش ایشان باشند.

از این‌که در لژیون همسفر راضیه هستم بسیار خوشحالم و این هفته زیبا را به ایشان تبریک می‌گویم. ایشان از زمانی که وارد لژیون خانم لیلا شده بودند متوجه شدم که توانایی و علاقه زیادی در زمینه راهنمایی دارند و مطمئن بودم که در همان سال اول در امتحان راهنمایی قبول می‌شوند؛ اما تصور نمی‌کردم که روزی به لژیون ایشان بروم. در این مدت کوتاه که رهجو ایشان هستم خیلی زیبا دغدغه رهجویانشان را دارند و از ایشان تشکر می‌کنم.

البته که تمام راهنمایان کنگره ۶۰ پرورش‌یافته آقای مهندس هستند و ویژگی‌های مثبت مشترکی دارند در ظاهر نامش راهنما است؛ اما در سختی‌ها و دشواری‌ها، در اشک‌ها و لبخندها، در طول سفر و پایان سفر، در شروع سفر دوم، یک مادر نگران، یک خواهر دلسوز، یک معلم دغدغه‌مند و یک دوست رازدار برای رهجو هستند. تشکر از راهنما فقط به‌زبان‌آوردن و پاکت دادن نیست؛ بلکه رهجوی گوش‌به‌فرمان بودن است که باعث می‌شود راهنما به رهجو افتخار کند و نتیجه زحمات خودش را ببیند.

از اینکه صادقانه، بدون چشم داشت و بی‌وقفه به رهجویان خدمت می‌کنید از همه شما راهنمایان کنگره ۶۰ سپاسگزارم. امیدوارم به خواسته‌های معقول خود برسید و زندگیتان هر روز زیباتر و پرمفهوم‌تر از روز قبل باشد. از خدمت‌گزاران سایت نیز تشکر می‌کنم.

همسفر مظلومه:

بعد از مدت‌ها می‌خواهم حس قشنگی که در وجود من است را بیان کنم و بنویسم اول‌ازهمه بابت اذن ورودم به کنگره و این که راه کنگره برای من باز شد و به این مکان مقدس آمدم شکرگزاری می‌کنم، مکانی به نام کنگره ۶۰ که در آن‌جا خیلی چیزها آموزش دیدم و پر از حس و حال خوب و راه نور و امید است خدا را شکر می‌کنم که همچنین مکانی برای ما محیا شده است.

وقتی مسافرم به کنگره می‌آمد اصلاً دوست نداشتم همراهی‌اش کنم تا این‌که با چشم دیدم چه‌قدر حالش خوب و اخلاقش عوض شد، چند ماه بعد از رهایی مسافرم تصمیم گرفتم یک روز همراهش به کنگره بیایم البته مسافرم هر روز سی‌دی آقای مهندس را در خانه می‌گذاشت و خانوادگی گوش می‌کردیم و چه‌قدر از آموزش‌ها لذت می‌بردیم، بالاخره یک روز به کنگره آمدم کلی استرس داشتم؛ اما بعدش ناخودآگاه آرام شدم انگار خدا خواست که زندگی را از نو آغاز کنم سه جلسه با کمک راهنما تازه‌واردین همسفر افسانه مشاوره شدم با خوش‌رویی و مهربانی از قوانین کنگره صحبت کردند که؛ باید آموزش ببینی بعد از سه جلسه برای خودم یک راهنما انتخاب کردم، یک‌لحظه همسفر راضیه به دل من نشست و به لژیون ایشان مراجعه کردم.

با کمک راهنما خوبم یاد گرفتم از هیچ‌کس جز خودم توقع نداشته باشم با تلاش‌کردن بیشتر آموزش بگیرم تمرکز داشته باشم و برای داشته‌هایم شکرگزاری کنم خدا را شاکرم که کنگره ۶۰ و مهندس دژاکام راه را برای ما نمایان کردند ان‌شاءالله بتوانم با خدمتگزار بودنم ذره‌ای از مهر و محبت ایشان را جبران کنم. با احترام هفته راهنما را به بنیان کنگره ۶۰ مهندس دژاکام، خانواده محترم ایشان و راهنما خودم همسفر راضیه تبریک عرض می‌نمایم.

عکاس: همسفر میترا رهجوی راهنما همسفر رقیه (لژیون پنجم)
ویرایش: همسفر گلسا رهجوی راهنما همسفرمریم(لژیون دوم) دبیر اول سایت
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی قائم‌شهر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .