جلسه هشتم از دور بیست و ششم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی دهخدا با استادی ایجنت مسافر مصطفی، نگهبانی مسافر بهمن و دبیری مسافر محمدمهدی با دستور جلسه « هفته راهنما» سه شنبه 28 بهمن ۱۴۰۴ ساعت 15:20 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان مصطفی هستم مسافر . هفته راهنما را تبریک خدمت آقای مهندس و خانواده محترمشان، دیدهبانان عزیز و همه راهنمایانی که در سراسر ایران و شعب مختلف در حال تلاش هستند تبریک عرض میکنم و تبریک ویژه به راهنمایان عزیز شعبه دهخدا مخصوص راهنمایان DST، ویلیام و جونز، تازهواردین، موسیقی، ورزش و هر کسی که در هر بخشی تلاش میکند تا ما سبک بهتری از زندگی را فرا بگیریم. فرض کنید که من به عنوان یک شخص برای اولین بار میخواهم قله دماوند را فتح کنم. هیچ آدم عاقلی به تنهایی این کار را نمی کند.قله دماوند سختترین قله برای فتح کردن است و این کار سخت را من به تنهایی نمیتوانم انجام دهم. نیاز است که یک سری یار داشته باشم. حالا میرویم دنبال یک سری افراد، شاید هیچکدام از این افراد هم حتی یک بار هم به قله دماوند نرفته باشند.پس به دنبال یک راهنمای کوهنوردی میگردیم که قبلاً بارها و بارها این قله را فتح کرده و حتی مدرک معتبری تحت نظر فدراسیون کوهنوردی داشته باشد. در انتخاب آن راهنما نیز بسیار دقیق میشویم ؛این دقیقاً مشابه مثالی است که در کنگره وجود دارد. من میخواهم قلهای را فتح کنم که سختتر از فتح یک قله کوه نوردی است و آن درمان اعتیاد است. وارد کنگره میشویم و به لژیون میرویم و مینشینیم، اما هدف ما یکی است و یار انتخاب میکنیم. اما از همه اینها گذشته، انتخاب یار، انتخاب لژیون، اما مقصد و هدف یکی است، ولی ما نیاز به کسی داریم که قبلاً این کار را بارها و بارها کرده و قله را فتح کرده باشد. او خودش به درمان رسیده و افراد زیادی را نیز به درمان رسانده است. حتی مدرکی دارد که نشاندهنده این است که امتحان داده و از فیلترهای مختلف عبور کرده است. آن شخص راهنماست. اما یک تفاوت بین راهنمای کوهنوردی و راهنمایی که در کنگره ۶۰ است وجود دارد،و آن این است که راهنمای کنگره ۶۰ میخواهد زندگی درست را علاوه بر درمان اعتیاد، که قرنها حل نشده بود، به شخصی که گرفتار اعتیاد است آموزش دهد. او تمام زندگیاش را صرف این ماجرا میکند.راهنما تمام لحظاتش را به رهجو فکر میکند. او با یک رهجو سفر میکند، او با احساسات یک رهجو زندگی میکند و تمام تلاشش این است که با توجه به همه آن احساسات، مسیر درست را انتخاب کند، تصمیم عاقلانه بگیرد و عمل سالم انجام دهد.در نهایت، همه اینها برای این است که به صعود قله نزدیک شود. راهنمای کنگره ۶۰ میگوید: «دستت را بگذار در دست من، با هم برویم».شما کجا میتوانید چنین انسانهایی را پیدا کنید که تمام زندگی، تفکر، افکار، اندیشه و اقتصادشان را برای کمک به یک نفر که مانند گذشته خودش بوده گذاشته باشند. در کنگره ۶۰ ما در هر سال یک هفته را به قدردانی از راهنما اختصاص میدهیم؛ کسی که به عنوان یک الگو، این مسیر را رفته و میگوید: «تو هر کاری که من انجام دادم را انجام بده، حالت خوب میشود، زندگیت خوب میشود، اقتصادت خوب میشود و در همه چیز به رفاه میرسی». و این اتفاق افتاده و خواهد افتاد، فقط کافی است که ما پشت سر راهنما حرکت کنیم، فرمانبردار باشیم و در مسیر باشیم. فراموش نکنیم که شخصی در زندگی ما بوده که به ما کمک کرده و زندگیمان را تغییر داده است. شاید امروز راهنمای بسیاری از ما مسافرین اینجا نباشد. این شعبه، راهنماهای قدتمندی را به خود دیده و نباید این موضوع فراموش شود.

خیلیها ممکن است به خاطر شرایط شغلیشان مجبور شده باشند که در زندگیشان در کنگره ۶۰ حضور فیزیکی نداشته باشند، چه راهنما و چه رهجو. نباید این را فراموش کنیم. ما در هر حال، لحظه به لحظه تغییراتی را در زندگیمان احساس میکنیم، آن نفس راحتی که میکشیم و آرامشی که در زندگیمان داریم، را مدیون افرادی هستیم که به ما کمک کردهاند.چه راهنمایانی که با عشق و محبت وقت گذاشتهاند،همه آنها قابل احترام هستند. به همین خاطر است که در طول سال یک جلسهای را به عنوان تجلیل و سپاسگزاری از افراد در کنگره ۶۰ داریم. به این باور که من سپاسگزاری را یاد بگیرم. خیلی چیزهای با ارزشی در زندگی داریم. یک سری چیزها را خداوند از بدو تولد به ما داده و یک سری دیگر اکتسابی هستند که در طول مسیر زندگی به دست میآیند. نشستن اینجا و صحبت کردن از جایگاه راهنما، سختترین کار دنیاست.

در ادامه عکس دسته جمعی راهنمایان نمایندگی دهخدا

- تعداد بازدید از این مطلب :
116