راهنما بارانی است که میبارد و بیمنت همه را سیراب میکند به مناسبت هفته راهنما در خدمت دو همسفر راهنما هستیم نظر شما را به این گفتگو جلب میکنم.
همسفر ناهید: ۱۰ ماه سفر کردند با راهنمایی خانم فاطمه مدت رهایی ۲ سال و پنج ماه ورزش در کنگره بدمینتون.
همسفر ساغر: ۱۱ ماه و پنج روز به راهنمایی خانم ملیحه سفر کردند و سه سال و یک ماه آزاد و رها هستند ورزش در کنگره بدمینتون
به نظر شما مهمترین رسالت یک راهنما در کنگره چیست؟
همسفر ناهید: خداوند را شاکر وسپاسگزارم بابت حضورم در کنکره و قرار گرفتن در مسیر آموزش. من فکر میکنم یک راهنما هر قدمی بر میدارد باید مراقب افکار و گفتار و عملکرد خود باشد تا بتواند تأثیر درستی بر رهجویان خود داشته باشد و خود حافظ قوانین و حرمت های کنگره باشد و مهمترین رسالتش این است که بیاموزد و آموزش دهد.
همسفر ساغر: همانطور که در جزوه راهنما و راهنمایی آمده، مهمترین مشخصههای یک راهنما، عشق، عقل و ایمان است. یک راهنما، با عشق و محبت، آموزش رهجوهایش را برعهده میگیرد؛ تا آنان رشد کنند و به فرمان عقل نزدیک شوند و در نهایت، به کنگره ایمان بیاورند مهمترین وظیفه یک راهنما، کمک به رهجو برای عبور از تاریکی و رسیدن به نور میباشد. من به عنوان راهنمای یک همسفر، وظیفه و رسالت خودم میدانم که برای خروج رهجویان از ظلمت جهل و ناامیدی و اضطراب و ترس و منیت و ... ،یاور و همراه آنها باشم.
چه چیزی باعث شد راهنما شدن را انتخاب کنید؟ و برای سفر دومیهایی که از قرار گرفتن در جایگاه راهنمایی دلهره دارند چه توصیهای میکنید؟
همسفر ناهید: من سالها، از همان اوان جوانی در تفکر این بودم که چگونه میتوانم قدمهای درستی در زندگی بردارم که به نیکی و آرامش ختم شود و از این که یک انسان باشم؛ به خودم افتخار کنم؛ واقعا از خداوند خواستم تا اینکه بعدها مسافرهای من سبب این خیر و پیدایش راه برای من شدند و کنگره سر راهم نمایان شد و به قول مهندس تشنگی، کارخودش را کرد و وارد کنگره شدم اشتیاق به رشد و آموزش باعث شد من با آگاهی راهم را انتخاب کنم و دانستم آرامش در خدمت کردن به خلق است و من با تلاش و آموزشهای راهنمای عزیزم خانم فاطمه به آرزویم که راهنما شدن بود رسیدم تا چند صباحی از عمرم را بتوانم با خدمت به خودم و خدمت به انسانهای نیازمند بگذرانم؛ اما در مورد قسمت دوم سوال باید بگویم من نیز مثل آنها همین دلهرهها را داشتم؛ ولی سفری که آغاز کرده بودم سفری بود از ترس به شجاعت باید با ترسهایم روبرو میشدم و آنچه باید میشد، اتفاق افتاد و فکر میکنم بهترین تصمیم در زندگیم همین بود، قدم گذاشتن در این راه و راهنما شدن.
همسفر ساغر: اگر بخواهم رو راست باشم، فکرش را نمیکردم که روزی راهنما شوم؛ اما فقط برای اینکه دِینم را به راهنمای خودم و کنگره که بسیار چیزها در آن فرا گرفتم ادا کرده باشم، تصمیم گرفتم که در آزمون راهنمایی شرکت کنم و خود را محک بزنم خواست خداوند بر این بود که این جایگاه را تجربه کنم و باور دارم که نیاز به این مسئولیت داشتم تا بتوانم رشد کنم و گرههای خود را، در این جایگاه پیدا کرده و باز کنم.
و برای سفر دومیها؛ راستش من خودم، از همین دسته افراد بودم که از قرار گرفتن در این جایگاه، دلهره داشتم و فکر میکردم چه مسئولیت سنگینی است. بلی، مسئولیت بزرگی است؛ اما ارزشش را دارد. همیشه این جمله از آقای مهندس را در ذهن دارم که "خداوند لیاقت خدمت کردن به بندگانش را به هر کسی نمیدهد." خدمت به خلق خدا و موثربودن در رهایی بنده خدا، لذتی وصفناشدنی دارد.
از نظر شما یک راهنمای موفق چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟
همسفر ناهید: موفق بودن از نظر هر شخصی معنا و مفهوم خاص خودش را دارد؛ من موفق بودن را در موضوع راهنمایی، اصلاح خودم میدانم، این که من حافظ تمامی قوانین و حرمتها باشم و بعد عاشق بودن بدون هیچ حد و مرزی و عاشق باشی و خدمت عاشقانه کنی به گفته عزیزی هرگاه من عاشق باشم عشق را نثار رهجوی خود میکنم و اشتیاق رهجو برای آموزش گرفتن بیشتر میشود؛ باعشق درون انسان زلال میشود مانند آب و انعکاس میدهد مانند آب.
همسفر ساغر: باید مسیر را به درستی بلد باشد و آموزشهای لازم را در این زمینه دیده باشد و با اخلاق خوب و صبوری و با زبان عشق و محبت، دانستههای خود را به رهجویانش انتقال داده و در مسیر رسیدن به نور، همراه و همسفر او باشد.
هفته راهنما برای شما چه معنایی دارد؟
همسفر ناهید: هفته راهنما برای من نمادی از یادآوری موهبتهایی است که رب من، خداوندگار من به من ارزانی داشته بدون هیچ انتظاری و انسانهایی را چون پیامبران و بزرگانی چون مولوی، حافظ و امثالهم سر راه بشر قرار داد تا بیاموزند و به تکامل برسند و هیچگاه انسان را بدون راهنما و رب رها نکرد، باید شکرگزار باشم.
همسفر ساغر: هفته راهنما، زمان بزرگداشت این معلمهای دلسوز و مهربان است که درس محبت و صبوری به انسانها میآموزند.
در مسیر راهنمایی، چه چیزهایی از رهجویان یاد گرفتهاید؟
همسفر ناهید: راهنما هم رهجو است و هم راهنما، گاهی آموزش میدهد، گاه آموزش میگیرد، در هر دو صورت مسیر تکامل من با رهجوهایم صورت میگیرد، با ورود هر رهجو به لژیون، من خودم را میبینم و دقیقا زمانی که تفکر میکنم راجع به مسئله و مشکل یک رهجو همان موقع جواب بسیاری از مشکلات خودم را پیدا میکنم، گاهی پیش میآید این رهجو است که مشکل من را حل میکند و گرههای زندگیم را باز میکند و این اتفاق بارها برای من افتاده است.
همسفر ساغر: من که تازه قدم در این راه نهادهام؛ اما در همین زمان کم، چنان عشق در وجودم رخنه کرده و مرا سرمست نموده که از گفتنش قاصرم. خدا را شکر میکنم که رهجویانی در مسیرم قرار گرفتهاند که خود، راهنمایی برای من هستند. وقتی میبینم چنان مشتاقانه و پرتلاش آموزههای آقای مهندس را به گوش جان میسپارند و اجرا میکنند، به وجد میآیم. و صمیمانه قدردان و سپاسگزار آنها هستم. از آنها آموختم که برای رسیدن به خواسته و هدفم، تمام تلاشم را به کار گیرم و از ادامه مسیر نور، باز نایستم. و بیش از پیش به این موضوع پی بردم که؛ وعده خداوند دروغ نیست.
خانواده شما چگونه با مسئولیتهای راهنمایی کنار آمدهاند؟
همسفر ناهید: من زمانی که وارد کنگره شدم دو نفر از اعضای خانواده من به عنوان مسافر وارد کنگره شدند و آموزشها را تا حدودی دیده بودند و با کنگره آشنا بودند؛ ولی دیگر اعضای خانواده خیر و اوایل یکسری صحبتهایی میشد من سعی کردم بنا بر آموزشهایی که دیدم صبر اختیار کنم تا این موانع رفع شود خدا را شکر همین طور شد، و تا الان همکاری لازم را با من دارند برای خدمتی که انجام میدهم و این نیز از برکات کنگره و مسیر درست را طی کردن است.
همسفر ساغر: من در کنگره یاد گرفتم که در اولویت زندگیام، خانوادهام قرار دارد. برای اینکه بتوانم خانواده و کنگره را در کنار هم نگه دارم، سعی کردم ذرهذره آموزههای کنگره را دریافت کنم و ظرف وجودیم را بزرگ کنم؛ تا بتوانم از عهده کلیه مسئولیتهای مربوط به خانواده و مسئولیتهای مربوط به کنگره، به درستی برآیم؛ بنابراین خللی در مسائل خانوادگی بوجود نیامده و آنها نیز با روی باز، از این مسئولیت استقبال کردند.
چه توصیهای برای رهجویانی دارید که تازه وارد سفر اول شدهاند؟
همسفر ناهید: لذت بخشترین بخش بودن در کنگره آغاز سفر اول است و من این تجربه را داشتم و حضور در لژیون و شروع سفر در کنار راهنمایی که با او هم حس بودم بسیار شیرین گذشت و هنوز هم لذت آن را به یاد میآورم، از، سفر اولیها میخواهم صبور باشند، اجازه بدهند این فرایندِ آموزش به بار بنشیند تا شیرینی و حلاوت آن را احساس کنند، خود را آماده کنند برای خدمت در سفر دوم که آموزش و شیرینی دو چندان میشود به شرط اینکه فرمانبردار کنگره و آموزشهای آن باشند.
همسفر ساغر: خب ما همسفران، سالها در کنار مصرفکنندگانی زندگی کردیم که فرماندهی جسم خود را با مصرف مواد، از دست داده و باعث آسیب و تخریب در خانواده شده بودند بنابراین؛ حتی بیشتر از مسافران، نیازمند سفر میباشند؛ برای اینکه به آرامش درونی و به صلح برسند؛ پس باید آموزشهای لازم را ببینند تا بتوانند هم به خود و هم به مسافر خود کمک کنند. و در مسیری که پا نهادهاند، مصمم باشند و به خداوند توکل کنند و ایمان خود را از دست ندهند.
نظرتان را در مورد این جمله بگویید. «هر چه بیشتر آموزش میدهیم بیشتر متوجه میشویم که خودمان نیاز به آموزش دیدن داریم»؟
همسفر ناهید: انسان تا زمانی که آموزش ندیده، فکر میکند همه چیز، را میداند و متکی به دانستههای خودش است؛ ولی زمانی که در مسیر آموزش قرار گرفت، تازه متوجه میشود، تمام آنچه میدانسته در واقع هیچ چیز را نمیدانسته، مسیر آموزش، دانش و علم بیانتهاست و هر چه بیشتر میآموزی بیشتر متوجه ناشناختهها میشوی و نیازمند آموزش در هر مقطع و زمان از زندگی هستی. در خاتمه این هفته قشنگ را به اولین استاد راهنمای کنگره ۶۰ جناب آقای مهندس و همه راهنمایان کنگره۶۰ تبریک می گویم.
همسفر ساغر: آری، همینگونه است. با هر آموزشی که به فردی میدهم، تلنگری در من زده میشود که آیا خودت این آموزه را عملی کردهای یا خیر؟ بنابراین با وسواس بیشتری به خودسازی میپردازم؛ زیرا زمانی که من خودم عملی را که بر زبان میرانم، به درستی انجام داده و به آن اعتقاد داشته باشم، آن سخن من، بر جان فرد مینشیند و آن را میپذیرد و به انجام آن میپردازد.
از اینکه وقت گرانبهای خودتان را در اختیار ما گذاشتید سپاسگزارم
طرح سوالات، انجام مصاحبه، تایپ: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دوم)
ویراستاری و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی آزادشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
56