English Version
This Site Is Available In English

راهنما دستش به دست خدا وصل می‌شود

راهنما دستش به دست خدا وصل می‌شود

جلسه سوم از دوره ششم کارگاه‌ آموزشی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی دماوند به استادی ایجنت همسفر رؤیا، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه «هفته راهنمایان (DST، تازه‌واردین، ویلیام، جونز، ورزش، موسیقی)» در روز سه‌شنبه ۲۸ بهمن‌ ماه ۱۴۰۴ رأس ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

هفته راهنما این‌هفته زیبا و ارزشمند را به تمام راهنمایان مکان، لامکان زمین و آسمان در رأس خدمت آقای مهندس و خانواده محترم‌شان تبریک می‌گویم و همچنین به تمام راهنمایان کنگره۶۰ علی‌الخصوص راهنمایان شعبه دماوند، همچنین خانم ملکی که نقش یک مادر را برای همه ما دارند تبریک عرض می‌کنم. راهنما یعنی کسی‌ که راه را نمایان می‌کند. راه، برای چه کسی؟ برای رهجو کسی‌که راه را جست‌وجو می‌کند؛  یعنی جوینده.

در کنگره‌۶۰ جمله‌ای داریم و همه ما آن را شنیده‌ایم علمی که تجربه شده باشد سند بدون نقص است. یکی از رمزهای موفقیت‌آمیز کنگره۶۰ پرورش راهنمایان و وجود راهنمایانی است که بلاعوض خدمت می‌کنند. همه ما چه قبل از کنگره و چه اکنون ممکن است درگیر خیلی از مسائل باشیم، برای مشاوره بیرون برویم، هزینه کنیم و اطلاعات بگیریم. راهنمای بیرون از کنگره با راهنمای داخل کنگره چه فرقی دارد؟ راهنمایی که بیرون از کنگره است از نظر سواد مدارک را کسب می‌کنند، درس می‌خوانند و سؤالی که از آن‌ها می‌پرسند، اطلاعات را می‌دهد و کسب درآمد می‌کند.

راهنمای کنگره۶۰ فرق دارد، علمی را در اختیار رهجو می‌گذارد که با تمام بند‌بند وجودش آن را تجربه کرده است. وقتی راهنما رهجو را نگاه می‌کند بی‌کسی، بی‌پناهی، بی‌پولی آن را می‌گوید، تخریبی که به رهجو وارد شده است و تمام کوره راه‌های اعتیاد را راهنما با تمام وجودش تجربه کرده است و دستش به آن نور رسیده است. راهنمای بیرون کنگره برای کسب درآمد این کار را می‌کند؛ ولی راهنمای کنگره۶۰ این کار را برای کسب معرفت انجام می‌دهد. دست رهجو را می‌گیرد و کمکش می‌کند. برای همین است که رهجویی می‌گوید من عاشق راهنمای خود هستم؛ زیرا اول حرف‌هایی را می‌زند که به دلش می‌نشیند. چرا به دلش می‌نشیند؟ زیرا تجربه کرده است. با حس با او ارتباط می‌گیرد. وقتی به چشمانشان نگاه می‌کند تا عمق وجودش می‌داند در خانه او چه خبر است و چه اتفاقاتی دارد می‌افتد.

راهنما نماد عشق است. خورشید را دیده‌اید صبح که طلوع می‌کند، نگاه نمی‌کند که این علف هرز است یا گل است، می‌تابد. راهنما هم نقشش در کنگره۶۰ این است. بارانی است که در یک فرصت کوتاه دارد می‌بارد بدون منت، بدون چشم‌داشت. راهنمایان عزیز اگر از شما سؤال بپرسم که از رهجو چه انتظاری دارید چه جواب می‌دهید؟ من جواب شما را می‌دانم، می‌گویید آن‌قدر دلم می‌خواهد که حالش خوب شود و یک روز با لبخند شادی‌اش را ببینم، فرزندانش را ببینم با مسافرشان همراه با شادی دور هم جمع شوند، در ازای این‌همه خدمت بلاعوضی که دارد انجام می‌دهد. راهنما وقتی شالش را می‌گذارد واسطه رحمت الهی می‌شود، دستش به دست خدا وصل می‌شود، درهای رحمت الهی باز می‌شوند، کلام او کلام الهی می‌شود، نوری که از خودش به قلب‌های تشنه رهجو می‌تاباند نور هدایت می‌شود.

صوتی که دارد صوت خداوند است. همه شما تجربه کرده‌اید؛ همه ما راهنما داشتیم. می‌گوییم صدایش فرق می‌کند، چرا این‌طور است؟ زیرا به‌واسطه آن شال دستش در دست خداوند است. خیلی از راهنما‌یان این را می‌گویند، راهنما که از قبل صحبتش را آماده نمی‌کند که در لژیون چه بگوید، چشم‌انداز برای رهجو دارد؛ ولی وقتی که می‌‌آید خیلی از کلامی را که استفاده می‌کند، خودش بعد از آن یادش نیست که چه گفته است! چرا؟ چون از یک جای دیگری به قلب آن می‌تابد. در لژیون می‌نشیند و فرمان الهی را به دل رهجو می‌تاباند. حالا چقدر رهجو در مسیر است و آن را می‌شنود.

این فرق راهنمای بیرون و داخل کنگره است. راهنما چرا با آدم‌های بیرون فرق دارد؟ چون خداوند به او عنایت کرده است. اجازه خدمت به هر کسی داده نمی‌شود و به راهنما داده شده است. نگاه خاص خداوند است، برای این انسانی که در بند تاریکی بوده است، در سرمای ۶۰ درجه زیر صفر، صفر درجه زیر صفر را ما تجربه داشتیم، ۲درجه را داشتیم، ۶۰درجه خیلی است! حال این انسان می‌آید راهنمایی می‌کند. داستان وقتی جذاب می‌شود که هیچ پولی دریافت نمی‌کند، شنبه و سه‌شنبه می‌آید، جمعه‌ها پارک می‌آیند. صبح جمعه همه آن‌جا هستند، چه ما خدمتگزار باشیم و چه نباشیم. داستان وقتی جذاب می‌شود که پولی دریافت نمی‌کنند. یعنی چه؟ خیلی فشار اقتصادی زیاد است چگونه می‌شود یک آدم بیاید خدمت کند و پولی دریافت نکند. فقط یک جواب داریم، این عشق و نگاه خاص خدا شامل حال این انسان شده است و فقط آن معامله با عشق است، معامله با خدا. تنها جوابی که حساب و کتاب می‌کنم و به ذهنم می‌آید فقط معامله با خدا است که انسان را عاشق کرده است.

حال می‌خواهم قدردانی کنم، چه‌طور قدردانی کنم؟ طبق رسم کنگره؛ پاکت تمیز، پول تمیز، دلنوشته تمیز. قدردانی که انجام می‌دهم برای وجود خودم است. برای این‌که نور درون خود من بتابد. وگرنه راهنمایان نیاز ندارند که تقدیر شوند. معامله وقتی با عشق باشد چه نیازی است که تشکر کند یا نکند. من امروز اگر قدردانی می‌کنم فقط برای رشد خودم است، برای این‌که خودم به نور نزدیک‌تر شوم. طبق رسم کنگره بگردید تمیزترین پاکت را که به دلت می‌نشیند انتخاب و تقدیم کنید و دل‌نوشته تمیز که نوشته‌ات با اسم الله شروع شود و جوری آن را بنویسید که شما را به اسم الله می‌سپارم. پاکت را که باز می‌کند حس الهی درونش باشد. وقتی می‌خواهی پول را بگذاری از دلت بپرس که چقدر بگذارم درون پاکت که دلم راضی شود، که این انسان‌ من را نجات داده است و یک نسل را نجات می‌دهد.

اکنون از برادرت ۲ تومان، ۳تومان قرض می‌کنید حتماً باید یک زمانی باز‌پرداخت داشته باشید، راهنما می‌گوید هیچ‌چیز نمی‌خواهم. چقدر پول بگذارم که در خور شایسته راهنمایم باشد، حساب و کتاب نکنید و از دلت بپرس به شما می‌گوید؛ همان را بگذار درون پاکت و دیگر حساب نکن، خرابش نکن، هر چقدر که آن روز با حس بهتر بکارید، برداشت بهتری می‌کنید. فرمان‌برداری رهجویی که اگر فکر می‌کند درست به کنگره می‌آید، کاری به مسافر ندارد، می‌خواهم ببینم که به کنگره می‌‌آید، رهجویی که در لژیون نشسته و راهنما نگاهش می‌کند و می‌گوید شما بروید فلان کار را انجام بدهید می‌گوید چشم. یک چشم قوی می‌گوید و به پشت در که می‌رسد می‌گوید این که از زندگی من خبر ندارد که من بروم این را بگویم!

فرمان می‌دهد، نقض فرمان می‌کنيم، واقعاً چیزی در شما دیده که حساب و کتاب ندارد. فقط چشم و اجرا این نشانه است برای این که بدانیم در مسیر هستیم؛ زیرا منیت را حل می‌کند. امروز قدردان عزیزانی هستیم که فرشتگان زمینی و یا آسمانی هستند و این فرصت را از دست ندهیم و تا می‌توانیم لذت ببریم و از آموزش‌های نابشان استفاده کنیم؛ زیرا که دستانشان مستقیم در دستان خدا است. هفته راهنما مبارکتان باشد و بهترین‌ها را از خداوند خواستار هستم. همیشه در نور و محبت خداوند غرق باشید.

تصاویری از مراسم هفته راهنما

مرزبانان کشیک: همسفر زهره، مسافر یوسف
تایپ: همسفر الهه رهجویی راهنما همسفر اعظم ( لژیون دوم)
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر لیلا ( لژیون اول)
تنظیم و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر لیلا ( لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دماوند

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .