جلسه چهارم از دوره چهل و نهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی البرز کرج، با استادی راهنما مسافر مصطفی، نگهبانی مسافر ابراهیم و دبیری مسافر مجید، با دستور جلسه "هفته راهنما" در روز سهشنبه بیست وهشتم بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
انسان زمانی رشد میکند که آموزش بگیرد و هر روز خود را در مسیر تکامل قرار دهد. اگر امروز در جایگاهی نشستهام و خدمت میکنم نتیجه سالها آموزش و راهنمایی است. هفته راهنما فرصتی است تا به این مسیر نگاه کنم و ببینم چگونه از حال خراب و بیخبری به نقطهای رسیدم که بتوانم خدمتگزار باشم. سالها پیش وقتی برای اولینبار وارد کنگره شدم حال خوشی نداشتم. با ذهنی آشفته و دلی ناامید فقط نشستم و نگاه کردم. نه شناختی داشتم و نه حسی. به من گفتند یک راهنما انتخاب کن. بدون شناخت انتخاب کردم چون فقط میخواستم از آن وضعیت بیرون بیایم. آرامآرام وقتی نشستم و گوش دادم حسم شکل گرفت. هرچه گفتند عمل کردم. تجربه به من ثابت کرد کسی که گوش میکند و آموزش میگیرد رشد میکند و به جایگاه میرسد. کسی که گوش نمیکند فرصت را از دست میدهد.
آن روزها ساختار به گستردگی امروز نبود. سالها قبل فقط چند راهنما وجود داشت و آزمون و نظم امروز هم نبود. تشخیص بر اساس تجربه بود و تعداد خدمتگزاران محدود. امروز کنگره بر پایه اصول حرکت میکند. آزمون هست. ساختار هست. راهنمای دی اس تی هست. راهنمای تازهواردین هست. راهنمای تغذیه سالم هست. هر بخش جایگاه مشخصی دارد و همین نظم باعث شده مسیر پیشرفت روشن باشد. این اصول سبب شده من هم بتوانم در این جایگاه بنشینم.
گاهی به دوستان و همکارانی فکر میکنم که هنوز درگیر اعتیاد هستند. بعضیهایشان هر روز حالشان بدتر میشود هم از نظر مالی هم از نظر روحی. آن وقت بیشتر قدر این مسیر را میدانم. با خودم میگویم اگر کنگره نبود امروز کجا بودم. شاید کارتنخواب بودم. شاید اصلاً وجود نداشتم. اینجا فقط یک مکان نیست. جایی است که انسان آرامش پیدا میکند. بهشت برای من جایی است که آرامش باشد و من این آرامش را در کنگره تجربه کردهام. وقتی کنار بچهها مینشینم و درباره نور و روشنایی و زندگی سالم صحبت میکنیم حس میکنم در فضای دیگری هستم. تمام این حال خوب را مدیون راهنمای خود هستم. بنیان این مسیر به دست مهندس عزیز پایهگذاری شد؛ اما اگر راهنمایان نبودند آیا میشد این آموزشها به دل ما بنشیند. سی دی و آموزش هست اما انسانی لازم است که بر اساس حال و شرایط ما راهنمایی کند و دستمان را بگیرد.
اوایل برایم سؤال بود که راهنمایان چقدر حقوق میگیرند. باورم نمیشد کسی وقت بگذارد و پول نگیرد. بعدها فهمیدم اینجا همه چیز بر پایه عشق است. عشق به هم نوع. عشق به خدمت. کمککردن نعمتی است که نصیب هر کسی نمیشود. باید ظرف وجود انسان آماده باشد. امروز که از اعتیاد بیرون آمدهام وظیفه دارم من هم راهنما و کمککننده باشم. همانطور که دست مرا گرفتند من هم دست دیگری را بگیرم. امیدوارم بتوانم ذرهای از زحمات راهنمایان را جبران کنم و در مسیر خدمت ثابتقدم بمانم.
.jpg)
.jpg)
.jpg)
تایپمتن: مسافرحمزه، مسافر وحید
ویرایشوبارگزاری: مسافروحید
عکس: مسافرجواد،مسافرعلی
- تعداد بازدید از این مطلب :
112