دومین جلسه از چهل و سومین دوره کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی نیما یوشیج بهشهر به استادی ایجنت محترم مسافر مسعود، نگهبانی مسافر محمدرضا و دبیری مسافر مهرداد با دستور جلسه "هفته راهنما" در روز سهشنبه مورخ 28 بهمن 1404 رأس ساعت 15:30 آغاز به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مسعود هستم یک مسافر، شاکر خداوند و سپاسگزار آقای مهندس و خانواده محترمشان هستم، خدا را شکر میکنم که بعد از مدتها این جایگاه را تجربه میکنم و بهعنوان استاد جلسه در خدمت شما عزیزانم. تشکر ویژه میکنم از آقا الله قلی که این حال خوبم را مدیون زحمات ایشانم. به راهنمایان کنگره ۶۰ خصوصاً راهنمایان این نمایندگی تبریک عرض مینمایم و همچنین اولین راهنمای این نمایندگی آقا رضا بهرامی که وجود این عزیزان باعث برپایی این نمایندگی و حضور ما در این لحظه و در اینجا بود.

در سی دی مدرس استاد امین نکات جالبی مطرحشده است که چند موردی را با شما به اشتراک میگذارم. یک موضوعی که برای من جالب بود تضادی بود بین صحبتهای ابتدایی استاد امین و نظرات بنده، در دوران دبیرستان دوستی از استاد امین سؤال میپرسد که میخواهی در آینده چهکاره شوی؟ پاسخ میدهد معلم؛ اما هرکسی از من پرسید میخواهی چهکاره شوی، تنها شغلی که شاید تمایلی نداشتم به آن همین معلمی بود ولی آمدم به کنگره ۶۰ و درمان شدم و در حال حاضر در خدمت شما هستم!
در مصاحبهای که با آقای ترابخانی هم که داشتیم همین را گفتم. پرسید چرا میخواهی راهنما شوی گفتم از دوران مدرسه از معلمی متنفر بودم ولی امروز تبدیل به یک راهنما شدم. احساس میکنم این اجازه را آقای مهندس و دیدهبانان به بنده دادند که در این جایگاه قرار بگیرم و اطلاعت میکنم و این جایگاه را میپذیرم.
انسانها دو دسته آمد، خوب و بد. چه در کنگره و چه در جامعهی بیرون از کنگره این راداریم. یک سری انسانهای خوب به حوادث و اتفاقات روزمره نگاه میکنند، انسانهای بد به نحوی دیگر میبینند. انسانهای خوب نگاه میکنند که این اتفاقی که افتاد و موضوعی که بر سر راه من قرار گرفت چه عملکردی را برای من در پی دارد و من چه قدمی را در قبالش برمیدارم. انسانهای بد برعکس هستند و میگویند چه آبی از این اتفاق برای من گرم میشود و چه سودی برای من دارد. معمولاً به دنبال منفعت هستند. مثالهای فراوانی در رابطه با این افراد در جامعه میتوان آورد. بارزترین مثال را میتوان در کنگره ۷۰ آورد. راهنمایان کنگره ۶۰ از دسته خوباناند.
یک راهنما میبیند رهجویی که باحال خراب به کنگره آمده واکنشش این است که میگوید من چهکاری میتوانم برای این رهجو انجام دهم و قرار است برای این مجموعه چه قدمی بردارم. برای رسیدن به تکامل انسان احتیاج به روح دارد و روح چیزی است که در انسان دمیده شده است. برای اینکه روح بتواند به ما کمک کند تا به آن مرحلهی از انسان بد به انسان خوب تبدیل شویم به احتیاج به ردیاب و مربی داریم.
رب اعلاء در مقیاس بزرگتر یا همان پروردگار جهانیان است که ما در این بحث با مقیاس کوچکتر آن مربی که در کنگره ۶۰ تحت عنوان راهنما از آن یاد میشود سروکار داریم. این رب یا راهنما باید سه ویژگی داشته باشد و سعی میکنم خلاصهوار و تیتر وار مطرح کنم. سه ویژگی که این افراد دارند ابتدا باید مرتبط با موضوع با رهجویانش صحبت کند. اینجا بحث اعتیاد مطرح است و باید درباره روش dst و اضلاع دانایی و وادیها و این دست آموزشهای کنگره صحبت کند. دومین ویژگی این است که باید موضوعش با واقعیت یکی باشد، ما در درمان اعتیاد روشهای دیگری داریم ولی با واقعیت و حقیقت یکی نیست. مثل روش سمزدایی یا سقوط آزاد و روشهای دیگر. ویژگی سوم که یک مربی دارد این است:باید موضوعات را ساده کند.

طوری به رهجو انتقال دهیم که رهجو احساس حقارت نکند یا تصور نکند هرچه هست راهنماست. چون سنگین صحبت کرد خیلی میداند. راهنمای خوب راهنمایی است که ساده صحبت کند وکلا مش قابلفهم باشد. به قول استاد امین طوری صحبت کند که اگر مادربزرگش گوش بدهد متوجه شود استان چیست. این هفته را من بازهم همهی راهنمایان کنگره خصوصاً نمایندگی نیما یوشیج تبریک عرض مینمایم. از اینکه با سکوت خود به صحبتهای من گوش کردید از همه شما سپاسگزارم.
در ادامه تجلیل از راهنمایان نمایندگی




باسپاس از همه عزیزانی که در این جشن بزرگ به جهت ارج نهادن به مقام بزرگ راهنمایی در کنگره 60 ما را یاری نمودند،گروه مرزبانی و ایجنت نمایندگی، برای همه ی اعضای کنگره 60 خواستار توفیق خدمت متعالی و موفقیت در تک تک لحظه هاست.با تشکر
مرزبان خبری مسافر مسلم
سایت: مسافر محمدجواد لژیون هشتم،مسافر محمدباقر لژیون یکم
- تعداد بازدید از این مطلب :
312