English Version
This Site Is Available In English

عشق خود راهش را پیدا می‌کند

عشق خود راهش را پیدا می‌کند

راهنمای نیکوتین همسفر دلکش:

آخرین آنتی ایکس مصرفی من قلیان بود. روش درمان DST و داروی درمان آدامس نیکوتین بود. ده ماه و دو روز به راهنمایی، همسفر مهری، سفر کردم و در حال حاضر سه سال و سه ماه و سه روز است که با دستان پرتوان آقای مهندس حسین دژاکام به رهایی رسیده‌ام.

چه چیزی باعث شد تا شما به فکر درمان نیکوتین بیفتید؟
اولین چیز یک جرقه، یک فکر یا بهتر بگویم، یک توفیق اجباری بود. ما یاد گرفته‌ایم که برای انجام هر فعلی باید خواست، تقدیر و فرمان الهی را در نظر بگیریم. من هنوز چند روزی از ورودم به کنگره۶۰ نگذشته بود که به خودم یک سقوط آزاد پانزده‌روزه دادم، که البته حتی نتوانستم پنج روز هم تحمل کنم و با سردرد شدید و بی‌خوابی پنج‌روزه مواجه شدم. به دکتر مراجعه کردم و برای سردرد و بی‌خوابی، قرص خواب و قرص اعصاب تجویز کردند.

فردای آن روز با راهنمای گرانقدرم، خانم شیما، صحبت کردم و موضوع را تعریف کردم و پرسیدم: «آیا ممکن است علت سردرد من از مسئله‌ی ترک ناگهانی باشد؟» ایشان من را راهنمایی کردند و به راهنمای درمان نیکوتین، همسفر مهری، معرفی کردند. با ایشان که صحبت کردم، گفتند چون هنوز سه ماه از ورود شما به کنگره۶۰ نگذشته است، نمی‌توانید وارد لژیون ویلیام شوید و از من خواستند تا زمانی که این مدت تمام می‌شود، به مصرف قلیان ادامه بدهم.

دقیقاً همان شب قلیان را آماده کردم و کشیدم. یادم است در همان پوک‌های اول، سردرد من کاملاً برطرف شد. تازه آن‌جا بود که متوجه میزان شدت تخریب جسم خود شدم و تصمیم جدی برای سفر نیکوتین گرفتم. به لطف خداوند، آقای مهندس حسین دژاکام و راهنمایی‌های راهنمای عزیزم، سفر خوبی را به پایان رساندم. به جرأت می‌توانم بگویم که یکی از بهترین سفرهای عمرم را انجام داده‌ام.

شما به عنوان راهنمای نیکوتین، چه پیامی برای مصرف‌کنندگان نیکوتین دارید؟

پیامی که می‌خواهم به مصرف‌کنندگان بدهم این است که فقط صور آشکار یک ضد ارزش را نبینند؛ باید هوشیار باشند و به ضد ارزش‌ها نگاهی جامع داشته باشند. حتی اگر مانند قفسی به دور آن‌ها تنیده شده است، باید بندبند قفس را از هم باز کنند تا رها شوند. گاهی مصرف‌کنندگان می‌گویند: «این همه سال مصرف کرده‌ام و هیچ آسیبی ندیده‌ام.» و این نگاه، بسیار ساده‌انگارانه است.

موضوع فقط صور آشکار را در بر می‌گیرد، و البته حتی همان صور آشکار را که شامل ریه، قلب، عروق و… است در نظر نمی‌گیرند. مطمئناً صور پنهان مصرف را هم در نظر نمی‌گیرند. در نهایت، به عنوان یک همسفر در کنگره۶۰ باید بدانند که تا حال خودشان خوب نباشد، چگونه می‌توانند برای مسافرشان بال پرواز باشند و به او برای درمان کمک کنند.

راهنمای تازه‌واردین همسفر نسرین:

شما وقتی شال سبز را از دست آقای مهندس حسین دژاکام گرفتید چه احساسی داشتید؟
از روزی که وارد کنگره۶۰ شدم، همیشه در دعای کنگره۶۰ رهایی مسافرم خواسته و هدف من بود تا اینکه این روز قشنگ و به‌یادماندنی به حقیقت پیوست. در روز نوزدهم آذرماه سال نود و نه به رهایی رسیدیم و بعد از آن، وقتی راهنماها را می‌دیدم، دوست داشتم من هم در این جایگاه پُراَرزش خدمت کنم.

با خود می‌گفتم: «یعنی من هم می‌توانم؟» تا اینکه در شهریورماه ۱۴۰۱ در آزمون شرکت کردم و روزی و قسمت من این شد که شال خوش‌رنگ مغزپسته‌ای را دریافت کنم. در تاریخ ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۲، روز موعد، یعنی گرفتن شال از دستان پُرمهر آقای مهندس حسین دژاکام فرا رسید. آن شب از شوق و ذوقی که داشتم تا صبح نتوانستم بخوابم. ساعت پنج صبح به همراه یکی از رهجوها، ایجنت شعبه و یکی از میزبان‌ها برای گرفتن شال به ساختمان ققنوس رفتیم.وقتی همه‌ی همسفران با پوشش سفید حاضر بودند، خدا را شاکر و سپاس‌گزار بودم که در این جمع قرار گرفتم تا بتوانم این جایگاه را با تمام وجود حس کنم.

وقتی آقای مهندس حسین دژاکام شروع کردند به دادن شال، حس فوق‌العاده‌ای داشتم که واقعاً وصف‌ناشدنی بود و در پوست خود نمی‌گنجیدم. گرفتن شال، خدمت کردن، داشتن اولین تازه‌وارد، راهنمایی کردن، تبریک گفتن هم‌لژیونی‌ها، به رهایی رسیدن تازه‌واردین، دعای خیر آن‌ها برای راهنما این لحظات ناب، وصف‌کردنی نیست. این روزها و لحظات مانند بوی خوش گل است؛ تا هرکسی خودش آن گل را نبویَد، نمی‌تواند توصیفش کند. بابت انجام این عمل عظیم، شکر، شکر، شکر.

شما در مقابل این شال چه وظایفی دارید؟ چرا؟
کنگره۶۰ بر پایه‌ی عدالت، عمل سالم و معرفت کار خود را آغاز کرده و ادامه می‌دهد. وقتی من وادی هشتم، یعنی «پیمان»، را در پیشگاه قدرت مطلق انجام دادم، باید من هم بر پایه‌ی همین مثلث در این جایگاه خدمت کنم. وقتی یک رهجو می‌تواند فرمانده‌ی خوبی باشد که در سفر اول فرمان‌بردار خوبی باشد، پس اگر من قوانین کنگره۶۰ را در این جایگاه اجرا نکنم، مانند زباله‌های پایینِ گردباد می‌شوم و از کنگره۶۰ سُقوط می‌کنم. در این صورت به آن نتیجه و حال خوشی که قرار است در این جایگاه به آن برسم، نخواهم رسید. به امید رهایی‌ها و قبولی‌های بیشتر در این جایگاه‌های ارزشمند.

راهنمای تازه‌واردین همسفر معصومه:

آیا برای رسیدن به این جایگاه هدف خاصی داشته‌اید؟

هدف من در این جایگاه این است که افرادی را که از جنس خودم هستند، افرادی که دردمند و دل‌شکسته هستند، با آموزش‌هایی که گرفته‌ام و تجربه‌هایی که کسب کرده‌ام، به آرامش برسانم تا پروسه‌ی درمان را به‌خوبی طی کنند. در کنگره۶۰ هدف راهنمای تازه‌واردین فقط درد و دل کردن با تازه‌وارد نیست، بلکه یک راهنمای تازه‌وارد رسالتی بر دوش دارد و باید این رسالت را با عشق، ایمان، عمل سالم و معرفت به انجام برساند.

فردی که وارد کنگره۶۰ می‌شود، از نظر روحی و جسمی آسیب‌دیده است و روح و روان او دچار مشکل شده است. هنر راهنمای تازه‌واردین این است که با محبت و عشق، این دردها را التیام ببخشد. هدف من در این جایگاه خدمتی این است که خدمت من باید بر پایه‌ی آموزش و خدمت باشد، نه برای به‌دست آوردن منصب یا قدرت. در این جایگاه، همان‌طور که آموزش می‌دهم، آموزش نیز می‌گیرم، و همچنین با خدمت کردن به رشد عقلی و عاطفی خودم کمک می‌کنم.

هدف راهنمای تازه‌واردین این است که از کنگره۶۰ و اعضای آن تصویری زیبا برای یک تازه‌وارد ترسیم کند، به شکلی که همیشه در یاد و ذهن او باقی بماند. در کنگره۶۰ جایگاه راهنمای تازه‌واردین جایگاه ویژه‌ای است و یک راهنمای تازه‌وارد باید از خودش بپرسد که هدف او از این خدمت چیست؟ باید در راستای اهداف خود تلاش و کوشش کند و همواره در حال آموزش و فراگیری باشد.

راهنمای تازه‌واردین باید روی اهداف خود تمرکز کند، چون کار و هدف اصلی او، هدایت و راهنمایی تازه‌وارد برای روبه‌رو شدن با پروسه‌ی درمان است. هدف راهنما باید این باشد که توضیحات لازم را در مورد نظم، حرمت‌ها، شرکت در جلسات و دیگر موارد به فرد تازه‌وارد آموزش دهد تا او با اطلاعات بیشتری از این مسیر عبور کند.

راهنمای تازه‌واردین چه نقش مهمی در کنگره دارد؟
راهنمای تازه‌واردین نقشی پررنگ، کلیدی و تأثیرگذار در کنگره۶۰ دارد، زیرا اولین پل ارتباطی بین فرد تازه‌وارد و کنگره۶۰ است. این نقش باید محکم و اثرگذار باشد تا فرد تازه‌وارد به کنگره۶۰ وصل شود. تازه‌واردین مانند کودکانی هستند که تازه وارد پیش‌دبستانی شده‌اند و معلم آن‌ها با مهربانی و عطوفت، آن‌ها را وارد مرحله‌ی جدید، یعنی دبستان، می‌کند. این عبور باید با عشق و محبت همراه باشد.

فردی که برای اولین‌بار وارد فضای کنگره۶۰ می‌شود، وجودش پر از ترس و ابهام است و با قلبی شکسته و ناامید وارد این فضا می‌شود. برای او همه‌چیز در کنگره۶۰ نامفهوم و ناشناخته است. اینجاست که نقش راهنمای تازه‌واردین شکل و معنا پیدا می‌کند. راهنمای تازه‌واردین باید با برخوردی گرم و محترمانه به استقبال فرد تازه‌وارد برود و رسالتی را که بر عهده‌اش گذاشته شده است، به‌درستی انجام دهد.

راهنمای تازه‌واردین باید فرد تازه‌وارد را با مفاهیم و موضوعات کنگره۶۰ آشنا کند؛ مانند مسافر، همسفر، لژیون، حرمت‌ها و… . باید با زبانی ساده او را به آرامش و صبر دعوت کند. فرد تازه‌وارد با کوهی از مشکلات و پرسش‌ها وارد کنگره۶۰ می‌شود و سؤالات زیادی در ذهنش دارد، مانند: آیا مسافر من زود به درمان می‌رسد؟ آیا این پروسه هزینه دارد؟ آیا شربت OT به او آسیبی نمی‌زند؟ در اینجا، راهنمای تازه‌واردین باید با صبر، شکیبایی و آموزش‌هایی که دیده است، با استفاده از جهان‌بینی، پاسخ‌هایی درست و منطقی به سؤالات آن‌ها بدهد.

راهنمای تازه‌واردین باید به خود و باورش ایمان داشته باشد و در این راه، اعتمادبه‌نفس بالایی داشته باشد و بداند که نقش او، نقشی پررنگ و کلیدی است و نباید خودش را نادیده بگیرد. اگر راهنمای تازه‌واردین نقش خود را کمرنگ جلوه دهد، در راهنمایی تازه‌وارد به نتیجه‌ی دلخواه نخواهد رسید. نقش راهنمای تازه‌واردین در کنگره۶۰ این است که تا جایی که ممکن است، خودش در درجه‌ی اول اصول و قوانین کنگره۶۰ را رعایت کند تا بتواند جذب بیشتری داشته باشد، چون فرد تازه‌وارد در وهله‌ی اول با ورود به کنگره۶۰، راهنمای تازه‌واردین را می‌بیند.

راهنمای تازه‌واردین همسفر طاهره:

چرا شال راهنمای تازه‌واردین به رنگ سبز طراحی شده است؟ و رنگ شال تازه‌واردین برای شما نشانگر چیست؟
خدا را هزاران بار شکر و سپاس که اجازه و توفیق داد تا این جایگاه را تجربه کنم و در آن خدمت کنم. راهنمای تازه‌واردین با آغوش باز و باورِ محبت، تازه‌واردان دل‌خسته، پریشان و گم‌گشته را می‌پذیرد و به‌راستی با علم و دانش خود، تازه‌وارد را نوازش می‌کند تا آنان معنای کنگره۶۰ را چون نقشی بر قلب خود حک کنند. ظریف‌ترین و حساس‌ترین امر کنگره۶۰ در این بخش، با دستان توانای این بزرگواران به ثمر می‌نشیند و تازه‌وارد، چون نوزادی متولدشده، به لژیون تحویل داده می‌شود.

در کنگره۶۰ آموختم که طبیعت نقش بسیار مهمی در زندگی ما دارد. بهار، آغاز زندگی نو است؛ در فصل بهار همه‌ی درختان و گیاهان جوانه می‌زنند، زیبایی و درخشش خاصی دارند و نشانه‌ی امید، شور و حال تازه‌ای هستند. در کنگره۶۰ نیز رنگ سبز شال تازه‌واردین برای من نشانه‌ی امید، جوانه‌زدن و حس سرزندگی و شکوفایی است.

چرا راهنمای شال سبز باید سه جلسه با تازه‌واردین صحبت کند؟
یک تازه‌وارد وقتی با ناامیدی وارد کنگره۶۰ می‌شود، واقعاً نمی‌داند که به کجا آمده است و با قوانین کنگره۶۰ نیز آشنایی ندارد. راهنمای شال سبز وظیفه دارد تازه‌وارد را هدایت کند و او را با مراحل درمان و آموزش‌های کنگره۶۰ آشنا سازد. این امر، ذره‌ذره و مرحله‌به‌مرحله در سه جلسه آموزش داده می‌شود تا تازه‌وارد بتواند با آرامش و حس درونی خود، لژیون مناسبش را انتخاب کند.

راهنمای تازه‌واردین همسفر معصومه:

۱. شما به‌عنوان یک راهنمای تازه‌وارد، اگر کسی در خانواده یا اطرافیان مصرف‌کننده باشد، چگونه می‌توانید او را وارد کنگره۶۰ کنید؟ 
ابتدا به رسم ادب، شکرگزار خداوند هستم که در جایگاه راهنمای تازه‌واردین خدمت می‌کنم و ان‌شاءالله بتوانم به بهترین شکل ممکن خدمت کنم. عشق و محبت را به خانواده‌ی افرادی که عزیزشان در بند اعتیاد هستند، انتقال می‌دهم تا از سمت تاریکی‌ها و افکار منفی به سمت روشنایی و افکار مثبت و پر از امید سوق داده شوند. نمونه‌ی بارز آن، مسافر خودم است که در دام اعتیاد گرفتار بود و اکنون دو سال و یازده ماه است که آزاد و رها هستیم.

اولین کاری که برای تشویق افرادی که درگیر اعتیاد هستند یا عزیزشان در دام اعتیاد است انجام می‌دهم، این است که با کلامی مناسب، در زمان و مکان درست، و با عشق و محبت، مطالبی را که خودم از کنگره۶۰ آموخته‌ام، با صبر و آرامش به کسانی که خواستار رهایی هستند، انتقال بدهم. در مورد روش DST و درمان اعتیاد توضیح می‌دهم که فقط در کنگره۶۰ است که می‌توان به درمان قطعی رسید. پیام کنگره۶۰ را به آن‌ها می‌رسانم و بقیه‌ی کار بر عهده‌ی خودشان است که تصمیم نهایی را بگیرند.

در مرحله‌ی بعد، شرایط مسافر خودم را توضیح می‌دهم و تجربه‌ی خود را در اختیار خانواده‌ی کسانی قرار می‌دهم که مصرف‌کننده دارند؛ مسافرم حدود پانزده سال درگیر اعتیاد بود و از هر روشی برای ترک اعتیاد استفاده کردیم، اما هیچ نتیجه‌ای نگرفتیم، تا اینکه با ورود به کنگره۶۰ توانستیم به درمان قطعی برسیم؛ چون او خواسته‌ی درمان داشت و این موضوع بسیار مهم است.

در مورد نقش خانواده نیز صحبت می‌کنم؛ خانواده‌ی فرد مصرف‌کننده در درمان نقش بسیار مهمی دارد. معنی همسفر یعنی کسی که کنار مسافر است، بال پرواز مسافر است. خانواده‌ی یک مصرف‌کننده که در کنگره۶۰ به آن‌ها همسفر گفته می‌شود، باید به این آگاهی برسند که در مسیر درمان، کنار مسافر خود باشند. با ورود آن‌ها به کنگره۶۰ و گرفتن آموزش‌ها، با قوانین و راهکارهای درمان آشنا می‌شوند تا بتوانند هم در کنگره۶۰ و هم در خانه، با آموزش‌هایی که از راهنمای خود دریافت می‌کنند، به مسافر و پیشرفت اهداف خود و کنگره۶۰ کمک شایانی کنند.

تجربه‌ی شخصی من بعد از ورود به کنگره۶۰ و دریافت آموزش‌ها این بوده است که پیام کنگره۶۰ را به افرادی که خواسته‌ی درمان دارند، منتقل کنم، مخصوصاً به بستگان و اطرافیان.
آن‌ها نیز با دیدن تغییرات مثبت در زندگی من و مسافرم، تشویق می‌شوند تا به کنگره۶۰ بیایند. الهی شکر به‌خاطر وجود آقای مهندس حسین دژاکام که با درمان خودشان به روش DST و شربت OT، خدمت بزرگی به جامعه انجام داده‌اند و می‌دهند و خواهند داد.

شما به‌عنوان راهنمای تازه‌واردین، چگونه باید برخورد و رفتاری داشته باشید تا تازه‌واردین جذب کنگره۶۰ شوند؟
در کل، به نظر من جذب یک تازه‌وارد، کاری بسیار لذت‌بخش و مهم است. ان‌شاءالله من، معصومه، بتوانم با کمک قدرت مطلق، نیروهای مافوق و آموزش‌هایی که در کنگره۶۰ آموخته‌ام، خدمت کنم و با آرامش خیال و دلی پر از عشق و مهربانی، درهای باغ آرامش، عشق و محبت کنگره۶۰ را به روی خانواده‌ی افرادی که عزیزانشان در بند اعتیاد هستند، بگشایم. افرادی پیش از من بودند که پس از رهایی در کنگره۶۰ ماندند، به من آموزش دادند و من را جذب کنگره۶۰ کردند.

اکنون نوبت من است که این کار را انجام دهم تا این زنجیره‌ی زیبا ادامه پیدا کند و افراد بیشتری به درمان اعتیاد برسند. راهنمایان تازه‌واردین جزو اولین کسانی هستند که بیشترین تأثیر را در جذب تازه‌وارد دارند. با حس خوب، ایجاد امید، و اطمینان قلبی به تازه‌وارد که روش درمان در کنگره۶۰ راهی مطمئن است، می‌توانند بسیار اثرگذار باشند. می‌توانم بگویم عشق و دوستی است که این کار را پیش می‌برد و شخص تازه‌وارد را تشویق می‌کند تا دوباره بیاید و جذب کنگره۶۰ شود.

کلام من باید از جنس عشق باشد و رفتارم همچون الگویی بی‌نقص جلوه کند. عشق کار خود را بلد است، زیرا با کلام محبت‌آمیز، بیان حقایق درست و صحبت‌های دلی و حسی، ما بسیار موفق‌تر خواهیم بود. این کارِ راهنمای تازه‌وارد است و بقیه‌اش خودبه‌خود چیده و جور می‌شود؛ خداوند نیز همیشه در کنار ماست. من به‌عنوان یک راهنمای تازه‌وارد، الگوی یک تازه‌وارد هستم و باید سنجیده عمل کنم و قوانین کنگره۶۰ را رعایت کنم تا تازه‌وارد با دیدن من حس خوب را دریافت کند و با رفتارم، امنیت و آرامش را به او منتقل کنم.

مصاحبه کننده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
طراح سوال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون دوم)
عکاس: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر ترانه (لژیون سوم) نگهبان‌سایت
همسفران نمایندگی اِرم کرج


 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .