English Version
This Site Is Available In English

کسی که درد و رنج زیادی کشیده، گوش به فرمان استادش است

کسی که درد و رنج زیادی کشیده، گوش به فرمان استادش است

جلسه هفتم از دوره پنجم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره‌۶۰ نمایندگی محمدی پور قم به استادی ایجنت همسفر رضوانه، نگهبانی همسفر شیرین و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «هفته راهنما (DST، تازه‌واردین، ویلیام، جونز، موسیقی، ورزش» روز دوشنبه 27 بهمن‌ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدای بزرگ را شاکرم که امروز توفیق حضور در این جایگاه و خدمت به شما اعضای نمایندگی نصیبم شد. هفته راهنما را ابتدا به استاد بزرگمان مهندس حسین دژاکام، خانواده مهربان ایشان و همچنین دکتر امین دژاکام تبریک عرض می‌کنم. همچنین این هفته مبارک را به راهنمایان تلاشگر نمایندگی محمدی‌پور تبریک می‌گویم و بهترین‌ها را برای آنان آرزو دارم. از راهنمای خودم، همسفر ربابه و از راهنمای دومم، همسفر آمنه نیز صمیمانه سپاسگزارم.

دستور جلسه درباره «هفته راهنمایان» است. جایگاه راهنمایی بسیار فراتر از یک مربی یا استاد ساده است؛ راهنما کسی است که مسیر را می‌شناسد و آن را به ما نشان می‌دهد. او زمانی رهجو بوده، باحال خراب واردشده و با گذر از مراحل سخت و آزمون‌های مختلف از شرکت در امتحان راهنمایی و مصاحبه تا تأیید نگهبان و مرزبانان و ایجنت به این جایگاه رسیده و امروز عاشقانه خدمت می‌کند؛ بنابراین بر همه ما واجب است که قدردان این خدمتگزاران باشیم.

در سخنی از امام رضا (ع) آمده است که فرمود: «مَنْ لَمْ یَشْکُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ لَمْ یَشْکُرِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَل‏»؛ «کسی که سپاسگزار نعمت‌هایی نباشد که از طرف آفریدگان به او ارزانی شده است، شکرگزار خداوند نیز نخواهد بود». کسی که توان شکرگزاری از مخلوق را نداشته باشد، قطعاً نمی‌تواند شکر خدا را نیز به‌جا آورد. زمانی که برای درمان مسافرم به کلینیک‌ها مراجعه می‌کردم، پزشکان هرگز نمی‌توانستند دردها و رنج‌هایی را که من تجربه کرده بودم درک کنند؛ اما وقتی وارد جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ شدم، راهنما مرا با آغوش باز پذیرفت و عمق درد و شرایط مرا درک می‌کرد.

اما همه این‌ها مقدمه‌ای بود برای طرح این پرسش حال که راهنما درد و رنج ما را درک می‌کند، وظیفه ما به‌عنوان رهجو چیست؟ بسیاری از افراد دوست دارند دیده شوند؛ اما باید پرسید که دیده شدن به چه قیمتی؟ کسی دیده می‌شود که نخست بتواند خوبی‌های دیگران را ببیند. در سی‌دی کافر، دکتر امین دژاکام می‌فرماید: «کسی که خوبی‌های دیگران را نبیند و محبت راهنمایش را درک نکند، خود نیز دیده نخواهد شد.»

همیشه برایم سؤال بود که چرا برخی رهجوها گوش‌به‌فرمان نیستند؟ پاسخ این سؤال را در سی‌دی علم زندگی یافتم؛ جایی که استاد امین دژاکام توضیح می‌دهند: «کسی که درد و رنج زیادی را تحمل کرده باشد، آنجاست که گوش‌به‌فرمان استاد می‌شود و سخن او را باجان و دل می‌شنود.»

مسئله دیگری که ذهنم را مشغول کرده بود، معنای برجک و تنبیه راهنما بود. ابتدا این روش برایم قابل‌پذیرش نبود؛ اما دوباره در همان سی‌دی علم زندگی ایشان توضیح می‌دهند که وقتی رهجو تلاش نمی‌کند و نیروهای بازدارنده در وجودش ریشه دوانده‌اند، تنبیه راهنما برای خروج همین نیروهاست؛ مانند احکام الهی که سخت‌گیری در آن‌ها برای پاک شدن انسان از اثرات عمل اشتباه است.

اگر روزی راهنما نسبت به عملکرد رهجو بی‌تفاوت شد؛ نه اهمیت داد که دیر آمده یا زود رفته، سی‌دی نوشته یا ننوشته این زنگ خطری برای رهجوست؛ یعنی دیگر برای او مهم نیست. وقتی وارد کنگره۶۰ شدم، راهنمای تازه‌واردینم همسفر مروارید اولین شخصی بود که با مهربانی واقعی با من برخورد کرد. مهماندار وقت همسفر مریم نیز رفتاری سرشار از محبت داشت و آن برخوردها هرگز از یادم نمی‌رود. سپس وارد لژیون همسفر ربابه شدم؛ باوجود بیماری قلبی، هفته‌ای دو بار به قم می‌آمد و با عشق به ما آموزش می‌داد. محبت او حتی نسبت به دختر 6 ساله‌ام موج می‌زد و آن عشق همیشه در ذهنم مانده است.

راهنمایم در عمل به من یاد داد که عاشق خانواده‌ام باشم، دخترم را دوست بدارم و حرمت مسافرم را نگه‌ دارم. او بارها تأکید می‌کرد: «درون خودت را بشناس و به عیب‌های دیگران توجه نکن.» می‌گفت زمانی که خشم فراگیر می‌شود و انسان داد می‌زند، نیروهای درونی‌اش کاسته می‌شود؛ اما با حفظ آرامش این نیروها افزایش پیدا می‌کند.

یکی از مهم‌ترین آموزش‌هایش این بود که «مسافرت را با عشق رها کن.» ابتدا نمی‌فهمیدم چگونه؟ اما با تفکر و چند سال تمرین آموختم که رها کردن یعنی دخالت نکردن، دیدن نکات مثبت و نپرداختن به عیب‌ها. هر چه قدر از منفی‌های زندگی صحبت کنیم، آن‌ها بزرگ‌تر و قوی‌تر می‌شوند.

یادم هست روزی مسافرم گفت: «من می‌توانم درباره خوبی‌های تو یک کتاب بنویسم، تو فقط یک صفحه در مورد خوبی‌های من بنویس.» اما من حتی یک خط هم نتوانستم بنویسم؛ نه یک خط، نه یک کلمه! آنجا فهمیدم چه قدر تمرین لازم دارم تا بتوانم خوبی‌ها را ببینم، نه بدی‌ها را.

با تلاش بسیار آموختم که روی نکات مثبت زندگی تمرکز کنم. امروز هر چه دارم از آموزش‌های راهنمای عزیزم است. از او سپاسگزارم و امیدوارم هر کجا هست سالم و سلامت باشد. همچنین امیدوارم بتوانم آموزش‌هایی را که می‌آموزم در زندگی‌ام به کار بگیرم.

مرزبانان کشیک: همسفر شادی و مسافر حامد
تایپیست: همسفر صدیقه رهجوی راهنما همسفر عطیه (لژیون اول)
عکاس: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر حمیرا (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر اعظم مرزبان خبری
همسفران نمایندگی محمدی‌پور قم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .