English Version
This Site Is Available In English

گفت‌وگو با اسیستانت دیده‌بان محترم آقا بهروز

گفت‌وگو با اسیستانت دیده‌بان محترم آقا بهروز

۱. لطفا به رسم کنگره خودتان رامعرفی بفرمایید؟
سلام دوستان بهروز هستم مسافر. آنتی ایکس: هرویین، شیشه،  یازده ماه سفر کردم  به روش DST، داروی درمان شربت ot، راهنمای گرامی: آقای زرکش،  ورزش: شنا  رهایی: نزدیک به ده سال،  رهایی سیگارهم نزدیک به ده سال.
2. با توجه به مسیر پر فراز و نشیب و تجربه‌های ارزشمندتان به عنوان همسفر، مسافر، اسیستانت دیده‌بان و پهلوان، لطفاً سفری کوتاه از خودتان، از لحظه ورود به کنگره تا امروز، برایمان ترسیم کنید؟
به وضوح می توانم بگویم وقتی جناب مهندس می گفتند آیا شنیده ای حدیث غاشیه را و توصیفی که کردن و من به خودم می گفتم من از غاشیه آمده ام و الان هم می دانم مسیر طولانی دارم نسبت به فجری (نوری) که در آن سی دی صحبت شد. لحظه ورود به کنگره یک چیز است ، ماندن در کنگره فقط فرصت و رفتن به عمق کنگره  رخصت می خواهد.
3. از دیدگاه شما که سال‌ها در جایگاه راهنمایی و خدمت به همنوع بوده‌اید، مهم‌ترین صفتی که یک راهنمای کنگره ۶۰ را به معنای واقعی موفق می‌سازد، چیست و ریشه این اهمیت در چیست؟
راهنمایی هم سخت و هم سهل است و برای راهنمای خوب بودن باید صفت های مهمی داشت چون یک راهنما از جهنمی آمده بیرون که یکی از هیزم های آتش جهنم مواد بوده و در لژیون فرصت پیدا می کند به هیزم های دیگر آتش جهنم ‌اش  (دروغ ، خشم ، شهوت ) غلبه کند. هر چه زودتر این کار را بکند خوب به طبع تأثیر خوبی روی رهجوها و لژیونش هم دارد ، راهنما باید بداند امانت دار الهی می شود چندین نفس(رهجو) او را بهترین روی کره خاکی می دانند،  تن و جان به تزکیه بدهد.
4. در مسیر درمان و رهایی، راهنمای کنگره ۶۰ چه جایگاهی دارد که هیچ‌کس دیگر قادر به پر کردن آن نیست؟  لطفاً از زاویه دید خودتان، ابعاد این نقش منحصر به فرد را برایمان روشن کنید؟
شاید شما ندانید ولی من بعنوان یک راهنما می دانم که همه چیز اعتبار کنگره است،  اگر من این نقشی که شما می گویید را دارم باید شمه‌ای از آن را هم در بیرون کنگره (خانواده ، محل کار ، دوستان .....) داشته باشم . بله اگر کمی از اوضاع کنگره را در هر جایگاهی من بیرون کنگره داشته باشم آنوقت موفقم .
پاسخ من شاید تلخ بنظر برسد ولی این یک واقعیت است که حقیقت مرا می سازد و اگر دوستش ندارم باید وقایع رو جور دیگر رقم بزنم تا به حقیقت مورد پسندم برسم.
5. آیا راهنما بودن (با در نظر گرفتن آموزش‌های روش‌های گوناگون مانند DST، ویلیام و جونز، و همچنین جنبه‌های ورزش و موسیقی در کنگره) بیشتر یک عنوان و مقام است یا یک مسئولیت عمیق؟ و این مسئولیت چه سختی‌ها و چالش‌های پنهانی دارد که شاید کمتر دیده می‌شود؟
عنوان مسئولیت دار هست که شاید بتوان گفت کمی در صور آشکار ولی قسمت عمده در صور پنهان نگاه می کنند، من چقدر برای این فرصت خدادادی سعی تلاش ترکیه می کنم، وقت می گذارم یا نه؟  مانند ورزشکاری که باید همیشه از آمادگی جسمانی برخوردار باشد یک راهنما همیشه باید از آمادگی ( مطالعه ، مشارکت، خدمت مالی ....) داشته باشد.  فرصت چهار ساله می تواند سکوی پرتاب ۴۰ ساله با شاید هم ۴۰۰ ساله باشد.
6. اگر قرار باشد تنها یک پیام کوتاه و الهام‌بخش به تمام راهنمایان کنگره ۶۰ در هفته راهنما تقدیم کنید، آن پیام چه خواهد بود؟
پیام را که جناب مهندس می دهند  ولی من بعنوان یک همکار عاشق پیام سالی بودم که نام ستاره طارق درش بود  و به یک راهنما فرصت داده می شود بعد از گذران تاریکی اعتیاد در تاریکی زمین عین ستاره طارق بدرخشد جوری که نظر اسمان را جلب کند.
7. از نگاه شما، چه تفاوت‌های جوهری میان یک راهنمای کنگره ۶۰ با متخصص ترک اعتیاد در سیستم‌های آموزشی معمول وجود دارد؟
اصلا نمی شود تفاوت قائل شد با حترام مگر می شود طلا را با غیر طلا قیاس کرد در زمینه درمان اعتیاد با سلاح محبت ، زمزمه یک راهنما : عاشق را حساب با عشق است با معشوق چه حساب.
8. راهنمایان چگونه میان محبت بی‌دریغ، قاطعیت لازم و رعایت دقیق قوانین، تعادل را برقرار می‌کنند تا سفری امن و پرثمر را برای رهجویان فراهم آورند؟

راهنما در حال آموزش گرفتن است و در پروسه زمان باید به این امر مهم تعادل دست پیدا کند، نکته مهمی که می‌تواند بسیار کمک یک راهنما کند، تغییرات مثبت حتی لژیون به لژیون از هر نظر رفتاری، کلامی و مطالعه است.

9. به نظر شما چرا خدمت راهنمایی در کنگره «خدمت» نامیده می‌شود، نه شغل یا صرفاً یک عنوان؟ این واژه چه بار معنایی و ارزشی در خود دارد؟
در بالا گفته شد که عاشق را حساب عشق است پس می شود خدمت بالاترین عبادت یک فرصت بی‌نظیر که حتی نمی توان کلمات را کنار هم چید و توصیفی برای این جایگاه داشت که حق مطلب را ادا کند.
10. لطفاً از حس و حال درونی خودتان در مسیر خدمت در کنگره ۶۰، چه در جایگاه راهنما، اسیستانت دیده‌بان، عضو لژیون سردار و سپس پهلوان شدن، برایمان بگویید. این مراحل چه احساساتی را دریافت شما برانگیخته است؟
بعضی وقت نمی توان نه به درون نه به بیرون زیاد سر زد چون هنوز متوجه نیستم کجا هستم لااقل در مورد من اینطور است ، فقط همه سعیم را می کنم شهروندی و اقامت دائم کنگره را بگیرم جوری حرکت کنم تا استاد از من راضی باشد.
11. و کلام آخر شما، خطاب به تمام کسانی که در مسیر کنگره ۶۰ گام برمی‌دارند، چیست؟
چرخ کنگره ۶۰ را در آشکار مثلثی می گرداند که اضلاع ان  علم ، منابع انسانی و منابع مالی هستند قطعا اگر کسی به واقع در مسیر کنگره ۶۰ مسیر سبز گام بردارد حتما باید این سه ضلع را مد نظر داشته باشد . علم و  منابع انسانی شامل خدمت صادقانه و اخلاق حسنه و مالی لژیون سردار بخشش با تمام توان.
باتشکر از شما که در این گفت‌‌وگوشرکت کردید.

گروه سایت مسافران

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .