English Version
This Site Is Available In English

راهنما باید قلبی گرم و ذهنی خنک داشته باشد

راهنما باید قلبی گرم و ذهنی خنک داشته باشد

در بعد حیات مادی این چنین است که می‌بینید، انسان گاهی مانند پرنده‌ای است که بر یک کشتی سوار است و دنیا را از همین روزنه می‌بیند و گاهی با یک بلم کوچک تا بیکران می‌رود و می‌اندیشد که حتی بلم را به پرواز درآورد و زمانی در جایی می‌‌ماند و به علت و معلول‌های آن فکر نمی‌کند؛ اما راهنمایان عزیز هستند که به فکر و اندیشه رهجو وسعت می‌دهند تا بتواند از تاریکی‌ها به سمت روشنایی‌ها پرواز کند.

به مناسبت هفته راهنما گفت‌وگویی با سپیدجامگان نمایندگی جواد ترتیب داده‌ایم تا عشق درونی‌شان را بر کلام جاری کنند، باشد که با خواندن این مصاحبه شکرگزار این عمل عظیم بوده تا در نهایت عشق گم کرده خود را بیابیم.

یک راهنما تا چه اندازه مجاز است، نسبت به رهجو حس ترحم و دلسوزی داشته باشد؟

راهنما همسفر مریم:
حس دلسوزی و ترحم دو حس کاملاً متفاوت هستند که یکی باعث سازندگی و دیگری باعث تخریب می‌شود. دلسوزی؛ یعنی درک درد و رنج رهجو همراه با احترام به توانمندی او و ترحم؛ یعنی نگاه از بالا به پایین و دیدن رهجو به‌عنوان فردی ناتوان که نیازمند نجات است. ترحم، ناخواسته رابطه را نادرست می‌کند و عزت‌نفس رهجو را تضعیف می‌کند؛ دلسوزی سالم، حس امنیت و اعتماد می‌سازد. یک راهنما باید حدومرزی برای خودش داشته باشد که دلسوزی او تبدیل به ترحم نشود. راهنما باید یاد بگیرد وارد سیاه‌چاله‌های رهجو نشود؛ درواقع رنج رهجو را ببیند، بپذیرد و با او همدلی کند، فضای امن ایجاد کند، حمایت عاطفی کنترل‌شده ارائه دهد؛ اما نباید مشکلات رهجو را به‌جای او حل کند. احساس مسئولیت نجات دادن او را داشته باشد و به وابستگی عاطفی دوطرفه دامن بزند و رهجو را به خودش وابسته کند. راهنما فقط باید راه نشان دهد و رهجو باید در مسیرش درست حرکت کند. اگر راهنما می‌خواهد متوجه شود رفتار الآن او دلسوزی است یا ترحم از خودش این سؤال را بپرسد آیا نگاه من به رهجو از موضع توانمندسازی است یا نجات دادن؟ آیا تصمیم‌هایم براساس رشد اوست یا آرام کردن احساسات خودم؟ اگر پاسخ‌ها به رشد و استقلال رهجو برسد، دلسوزی سالم است. راهنما باید قلبی گرم و ذهنی خنک داشته باشد، نه بی‌احساس باشد و نه غرق در احساس. دلسوزی تا جایی مجاز است که استقلال، کرامت و مسئولیت رهجو حفظ شود.
 

چگونه می‌توان بین عدالت، معرفت و عمل سالم تعادل برقرار کرد تا در مسیر خدمت پایدار ماند؟

تعادل میان عدالت، معرفت و عمل سالم مثل اضلاع یک مثلث است. اگر یکی بزرگ‌تر یا کوچک‌تر شود، ساختار می‌لرزد و پایداری نخواهد داشت. اگر عدالت بدون معرفت باشد سخت‌گیری بدون مهر ایجاد می‌شود. عدالت؛ یعنی هر چیز در جای خود قرار بگیرد. حال اگر پشتوانه‌ معرفتی نداشته باشد، تبدیل به قانون‌گرایی، قضاوت عجولانه، بی‌توجهی به شرایط انسانی می‌شود. عدالت سالم نیازمند دانایی، درک و فهم بالا است. اگر معرفت بدون عمل سالم باشد خودفریبی، عدم شناخت و سردرگمی ایجاد می‌شود. اگر شناخت در عمل تجلی پیدا نکند، تبدیل به توجیه می‌شود، احساس برتری ایجاد می‌کند و انسان را از واقعیت دور می‌کند. معرفت سالم آرام و بی‌ادعاست و خود را در رفتار نشان می‌دهد. اگر عمل بدون عدالت و معرفت باشد، فرسودگی بوجود می‌آورد. خدمت صرفاً عملی، بدون درک و معرفت به شتاب‌زدگی می‌انجامد و آسیب‌های بسیاری را وارد می‌کند. انسان پس از هر خدمت باید مکث کند، بازبینی و اصلاح کند تا متوجه شود آیا توانسته عدالت را رعایت کنید یا خیر! همیشه برای خودم معیاری از معرفت و عمل سالم دارم که می‌گویم اگر در مسیر خودم آرامش درونی دارم، احساس برتری ندارم، از رشد دیگران خوشحال می‌شوم، با وجود مشکلات باز هم به حال دیگران فکر می‌کنم و از همه مهم‌تر آیا آسوده می‌خوابم؟ اگر همه این موارد اتفاق افتاد، پس راه را درست رفته‌ام. تا زمانی که نفس انسان تزکیه نشده باشد، عدالت برایش رنگ سلیقه می‌گیرد، معرفت به غرور تبدیل می‌شود و عمل به نمایش بدل می‌شود. 

لطفاً تأثیرگذارترین آموزشی که از راهنمای خود مشاهده کردید و باعث شد انگیزه لازم را برای شما در دستیابی به جایگاه راهنمایی فراهم کند، برایمان بیان کنید؟

راهنما همسفر زهرا:
در ابتدا هفته راهنما را به راهنمای خودم تبریک عرض می‌کنم. خداوند بزرگ را شاکر و سپاسگزارم که توانستم در این جایگاه خدمت کنم و حس‌های خوب این جایگاه را دریافت کنم و آموزش بگیرم. تمام این دریافت‌ها به‌واسطه آموزش‌های زیبا و دلنشین راهنما همسفر بهیه بوده است؛درواقع تمام آموزش‌هایی که ایشان به ما می‌دادند زیبا و تأثیرگذار بود؛ چون هر آموزشی که می‌دادند، ابتدا خودشان عمل می‌کردند، سپس باعشق و محبت به ما آموزش می‌دادند. وقتی از عشق، محبت و خدمت خالصانه سخن می‌گفت من در وجود خودشان مشاهده می‌کردم که چه‌قدر نسبت به ما محبت دارند و باعشق در این جایگاه خدمت می‌کنند. وقتی از بخشندگی صحبت می‌کرد، واقعاً آن بخشندگی را چه مادی و چه معنوی می‌دیدم. وقتی از حس صحبت می‌کرد، حس‌های خوب را از ایشان دریافت می‌کردم. وقتی از قدردانی سخن می‌گفت، قدردان بودن را می‌دیدم؛ همچنین اعتمادبه‌نفس و موفقیتی که در کارهایشان داشتند، به من هم آموزش دادند تا بتوانم در هر کاری اعتماد به خودم داشته باشم و هر چیزی را با تلاش و کوشش به‌دست بیاورم. تمام این صفات خوب باعث شد که این انگیزه در من به‌وجود بیاید تا این جایگاه را تجربه کنم و به انسان‌های دردمند کمک کنم. همیشه قدردان زحمات و عشقی که به من هدیه کردند، هستم.

راهنما همسفر سمیه:
من ابتدا این هفته زیبا را به راهنمای عزیزم تبریک عرض می‌کنم و قدردانی از راهنما یک وظیفه همیشگی است و تا زمانی که در کنگره۶۰ حضور دارم و در هر جایگاهی که باشم این اصل پابرجاست. اولین چیزی که باعث شد من به این جایگاه فکر کنم، آرامشی بود که همیشه راهنمای عزیزم داشتند. ایشان  عشق و محبت را بدون هیچ‌ چشم‌داشتی به ما هدیه می‌کردند. من از همان روز اول ورود به لژیون خواسته قلبی داشتم که حتماً این جایگاه را تجربه کنم. ایشان به ما یاد دادند در هر جایگاهی خدمت بدون منت داشته باشیم، مطمئناً حس و حال خوب آن را دریافت می‌کنیم و اثر و ردپای آن مستقیم یا غیرمستقیم در زندگی‌ ما دیده می‌شود و تأثیرات مثبت آن بهترین هدیه‌ خداوند و کنگره به زندگی ماست. من همیشه این را در زندگی شخصی خود احساس کردم.

با توجه به این‌که راهنمایان در کنگره جایگاه بسیار بلندی از نظر علم، دانش و شناخت اعتیاد را دارا می‌باشند، چگونه این علم را به رهجو انتقال می‌دهند تا او نیز روزی به این نقطه برسد؟

راهنما همسفر زهرا:
ابتدا راهنما باید خودش در حال آموزش گرفتن باشد و آموزش‌ها را در زندگیش عملی و تزکیه‌وپالایش را انجام داده باشد. مهندس حسین دژاکام فرمودند: «زمانی که توانستید بندهای منفی را از خودتان دور کنید، بند محکم عشق و محبت به شما زده می‌شود و آن زمان می‌توانید علم و دانشی را که آموختید به دیگران هم منتقل کنید». زمانی که من بند حسادت، کینه و دشمنی را کنار بزنم می‌توانم عشق و محبت را در خودم نهادینه کنم و سخنم در دیگران تأثیرگذار است و می‌توانم علم و دانش کنگره را به رهجوهای خود انتقال بدهم. مسئله مهم این است که من اول باید خودم ساخته شوم تا بتوانم دیگران را بسازم.

راهنما همسفر سمیه:
هدف راهنما انتقال علم کنگره است. شخصی که وارد کنگره می‌شود؛ باید در درجه اول بپذیرد تا آموزش ببیند و  هر دانش و مدرکی دارد، پشت درب کنگره بگذارد و وارد کنگره شود؛ باید خواسته داشته باشد، حالا خواسته چیست؟ رسیدن به تعادل است. رهجو حرمت‌ها را باید حفظ کند، قوانین کنگره را رعایت کند، باانضباط باشد، فرمانبردار خوبی باشد و هر آموزشی که می‌گیرد آن‌ها را کاربردی کند و حتماً رهجو باید مطیع و فرمانبردار باشد؛ درغیراین‌صورت نمی‌تواند رشد کند. وقتی یک رهجو وظایف خود را پذیرفت، من می‌توانم به او کمک کنم و انگیزه لازم را درونش ایجاد کنم تا او نیز بتواند روزی فرمانده خوبی باشد. یک جمله‌ معروفی است که نیاز رهجو در دل راهنما و نیاز راهنما در دل رهجو نهفته است؛ یعنی رفتار، کردار و واکنش‌ راهنما برای رهجو الگو می‌شود و یک رهجو راه خودش را از این طریق پیدا می‌کند.

آیا رسیدن به این جایگاه زیر بنای خاصی می‌خواهد، لطفاً بفرمایید از کجا باید آغاز کرد؟

راهنما همسفر زهرا:
رسیدن به هرجایگاهی در این هستی نیاز به زیربنا و زیرساخت دارد، به نظرم برای رسیدن به جایگاه راهنمایی باید از همان سفر اول شروع کرد و این‌که پایه اصلی این جایگاه عشق است. رهجوهایی که وارد لژیون‌ها می‌شوند هر کدام صورپنهانی دارند. رهجویی که درون صاف، زلال و بامحبت دارد سریع به این مرحله می‌رسد که من هم باید برای حال خوش هم‌درد‌های خودم و جبران خدمتی که به من در این مسیر شده‌است کاری انجام دهم؛ بنابراين از همان لحظه هدف‌دار می‌شود، در تمام جلسات بدون غیبت حاضر می‌شود، تمامی آزمون‌ها را شرکت می‌کند و تمام انرژی خود را برای رسیدن به جایگاه خدمت می‌گذارد، پس عشق و خواسته قوی دو پتانسیل و زیربنای مهم برای رسیدن به این جایگاه است.

راهنما همسفر آرزو:
برای رسیدن به هر جایگاهی ابتدا بایستی چیزی وجود داشته باشد که انسان بتواند شروع به حرکت کند. حال برای رسیدن به جایگاه مقدس راهنمایی ابتدا فرد باید یک مصرف‌کننده مواد مخدر یا عضوی از آن خانواده باشد تا بتواند تجربیات و دانشی را که در مسیر خود دریافت می‌کند فرا بگیرد و آرام‌آرام بذر آن جایگاه در صور پنهان شکل بگیرد و در ادامه با گرفتن آموزش، تزکیه و پالایش این عشق و علاقه را بیشتر کند و به سمت آن برود تا بتواند به خواسته درونی دست پیدا کند. ابتدا مسافر یا همسفر برای رسیدن به جایگاه راهنمایی سفر اول خود را با موفقیت به پایان می‌رسانند و پس از گرفتن رهایی با شرکت در آزمون‌های ماهیانه و حضور مداوم در کارگاه و لژیون آموزشی، آزمون جامع راهنمایی شرکت می‌کنند و پس از قبولی می‌توانند در این جایگاه باشند و خدمت بکنند.

شما در جایگاه راهنما در کنگره خدمت می‌کنید‌، به ‌نظر شما کدام رهجویان بهتر می‌توانند‌ به رهایی برسند و خدمتگزار شوند؟

راهنما همسفر زهرا:
رهجویی که بپذیرد برای کمک به خود و مسافرش نیاز به آموزش دارد و بدون غرور و منیت در لژیون بنشیند و گوش به فرمان راهنما باشد، خیلی راحت می‌تواند به رهایی و حال خوش برسد و در ادامه خدمتگزار باشد؛ اما این را نیز همه باید بدانیم که گاهی تقدیر، رسیدن به رهایی مسافرمان را عقب می‌اندازد، اگرچه این موضوع در ظاهر محرومیت است؛ اما مانعی برای خدمتگزار بودن ما نمی‌شود. برای خدمتگزار بودن در این هستی فقط باید خواسته قوی داشته باشد. تمام هستی و نیستی دست‌به‌دست هم می‌دهند و شرایط را برای تو مهیا می‌کنند تا به مسیر خدمت وارد شوی.

راهنما همسفر آرزو:
طبق آموزشی که تا به امروز دریافتم و در جزوه جهان‌بینی نیز اشاره شده‌است، فردی که خواسته‌ای در درون خود داشته باشد قطعاً می‌تواند به رهایی برسد یا خدمتگزار باشد. ابتدا رهجو بایستی فرمانبرداری را انجام دهد، پس از آن می‌تواند به فرماندهی برسد. به نظر من با تغییراتی که انسان توسط منابع آموزشی در کنگره۶۰ دریافت می‌کند، حس‌ها تغییر می‌کنند و به جای آن انسان می‌تواند با دریافت حس خوبی در جایگاه‌های مختلف قرار بگیرد و خدمتگزار باشد. 

نظر شما در مورد جمله «راهنمایی، دوره‌ای تکمیلی جهت انسان شدن است» چیست؟

راهنما همسفر حمیده:
انسان‌ها برای این‌که بتوانند رشد کنند و به تکامل برسند، نیازمند آموزش هستند. جایگاه راهنمایی برای یک نفر مرحله‌ای از آموزش است؛ چون فرد ابتدا باید آموزش‌‌های خود را کاربردی کند تا در دل دیگران بنشیند، به همین دلیل روی درون و صفات خود متمرکز می‌شود و سعی می‌کند صفاتی مانند: صبر، حوصله، تحمل، عشق، مهربانی، دوستی، داشتن ارتباط درست و غیره را قوی‌تر کند؛ همچنین با مشارکت رهجوها تجربیات زیادی را به‌دست می‌آورد؛ چون نیاز من در دل دیگران و نیاز دیگران در دل من است.

راهنما همسفر امیره:
ما انسان‌ها در بعد زمینی در حال تزکیه و پالایش جهت رسیدن به تکامل هستیم؛ قطعاً در خدمت راهنمایی در حال آموزش گرفتن و طی کردن مسیر تکامل انسانی هستیم و تا هستی وجود دارد آموزش می‌گیریم و مسائل برایمان شکافته‌تر می‌شود. پس این دوره می‌تواند به تکامل انسان و انسانی اندیشیدن کمک کند.

سلاح یک راهنما برای تربیت رهجو چیست؟

راهنما همسفر حمیده:
استاد رعد در فایل صوتی «وظایف رهجو» می‌فرماید: «سلام بر مردی که از قلب‌ها وارد می‌شود». این جمله برای من بار آموزشی بسیاری داشت؛ درحالی‌که متوجه شدم عشق، محبت، مهربانی از قدرت بالایی برخوردار هستند؛ به همین دلیل یک راهنما به‌راحتی می‌تواند در رهجو تأثیرات مثبتی بگذارد.

راهنما همسفر امیره:
سلاح یک راهنما برای تربیت رهجو در لباس یک الگوی بی‌نقص همان عشق و محبت بلاعوض و آموزش آموخته‌هایش آن هم صادقانه و خالصانه می‌باشد. راهنما در حکم آقا و سرور نیست؛ درواقع هر خدمت راهنما کمک به خود شخص و آموزش او است؛ چراکه راهنما در رهجو خودش را می‌بیند؛ البته ناگفته نماند که حدومرز راهنما و رهجو حتماً باید حفظ شود.

از راهنمایان با عشق و محبت نمایندگی جواد که وقت و فرصت باارزش خودشان را در اختیار ما قرار دادند، صمیمانه سپاس‌گزاریم.

طراح سؤال و مصاحبه‌کننده: راهنمای تازه‌واردین همسفر رحیمه
عکاس: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر امیره (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی جواد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .