English Version
This Site Is Available In English

یک راهنما وقتی راهنما می‌شود رهجو تر می‌شود

یک راهنما وقتی راهنما می‌شود رهجو تر می‌شود

هشتمین جلسه از دور ششم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی امیر اراک با دستور جلسه « هفته راهنما»با استادی مسافر بهنام و نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر محمد روز یکشنبه1404/11/26 در ساعت 15:30 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، بهنام هستم، مسافر.

در ابتدا خیلی خوشحالم که امروز در شعبه امیر در خدمت شما هستم. خوشحال شدم دوستان را دیدم و شاکر خداوند هستم که امروز این فرصت به من داده شد تا در این جایگاه خدمت کنم. در ابتدا از حسین‌آقا هم تشکر می‌کنم؛ ایشان در لژیون خدمت بودند و امروز از من دعوت کردند. هفته راهنما را هم تبریک می‌گویم به همه راهنماهای محترم، آقای مهندس در رأس و بقیه راهنماها، به‌ویژه دوستانی که در شعبه امیر در جایگاه کمک‌راهنمایی خدمت می‌کنند. به خودم و به همه دوستانم تبریک می‌گویم.

راجع به دستور جلسه، همان‌طور که می‌دانید این هفته، هفته راهنماست. ما چهار جشن داریم: هفته راهنما، هفته همسفر، هفته ایجنت و مرزبان و هفته دیدبان. من خیلی عادت ندارم مطلبی آماده کنم و با خودم به جلسه بیاورم. وقتی در جلسه‌ای می‌نشینم و به‌عنوان استاد صحبت می‌کنم، بیشتر در رابطه با شرایط موجود حرف می‌زنم. امروز هم می‌خواهم تجربه خودم را از جایگاه راهنمایی و چیزی که در این چند سال تا حدودی کسب کرده‌ام، بیان کنم.

اول از همه خیلی خوشحالم که این فرصت به من داده شد تا در این جایگاه خدمت کنم. فکر می‌کنم از سال ۹۳ راهنما هستم؛ الان یازده سال است که راهنما هستم. یک‌بار هم لژیونم را تحویل دادم و کنار رفتم، اما دوباره شرایطی پیش آمد که مجدداً به من لژیون دادند و الان سال یازدهم است. به نظر من تنها جایگاهی که در کنگره تکراری نمی‌شود و همیشه جذابیت دارد، جایگاه راهنمایی است. این جایگاه بسیار پرطرفدار است و به نظر من دلیلش هم این است که راهنما زمانی که راهنما می‌شود، «رهجوتر» می‌شود.

ما یک رهجوی سفر اولی داریم و یک رهجوی سفر دومی؛ اما من همیشه این احساس را داشته‌ام که راهنما از همه رهجوتر است. شاید یک سفر اولی که وارد کنگره می‌شود، هدفش درمان اعتیاد خودش باشد و به‌خاطر مشکلات و گرفتاری‌هایی که دارد وارد این مسیر شود. در ابتدای سفر دوم هم تا حدودی همین‌طور است. اما کسی که وارد جایگاه راهنمایی می‌شود، به نقطه‌ای رسیده که می‌فهمد چیز زیادی نمی‌داند. برخلاف تصوری که شاید وجود داشته باشد که راهنما به جایگاه خاصی رسیده، به نظر من کسی که راهنما می‌شود تازه متوجه می‌شود که چقدر نیاز به یادگیری دارد و برای همین راهنما می‌شود.

برای خود من در تمام این سال‌ها همین‌طور بوده است. هر سال که جلوتر رفتم، بیشتر فهمیدم که چقدر نیاز به آموزش کنگره و سی‌دی‌های کنگره دارم. اگر دقت کنید، در لژیون ممکن است یک رهجویی سی دی ننوشته باشد، اما به‌ندرت پیش می‌آید که راهنمایی سی دی ننویسد، مگر به‌دلیل شرایط خاص. این چه تفاوتی با یک رهجوی سفر اولی دارد؟ راهنما مشتاق‌تر به سی‌دی نوشتن و پیگیرتر است. ممکن است یک مسافر سفر اول یا حتی سفر دوم روزی به لژیون بیاید و آمادگی نداشته باشد، دستور جلسه را نداند یا سی‌دی را گوش نکرده باشد؛ اما برای راهنما چنین چیزی تقریباً غیرممکن است. راهنما می‌داند دستور جلسه چیست، سی‌دی لژیون چیست، حتماً آن را کار کرده و صحبتش را آماده کرده است. همه این‌ها به‌خاطر آموزش‌پذیری بیشتر است.

در این هفته و در این جایگاه، جدا از بحث جشن و تقدیر، فرصتی داریم که کمی به این جایگاه‌ها در کنگره فکر کنیم. ببینیم این جایگاه راهنمایی که تعریف شده، چقدر با آن فاصله داریم. مخصوصاً بچه‌هایی که در سفر دوم هستند؛ آیا می‌توانند خودشان را به مفهوم این جایگاه نزدیک کنند؟ اگر بتوانیم نزدیک شویم، شاید تشویق شویم که تلاش کنیم و در این جایگاه قرار بگیریم.

راهنما شدن چهار سال طول می‌کشد. این چهار سال ابتدا و انتها دارد؛ مثل یک مقطع کارشناسی در دانشگاه. فردی که وارد این مسیر می‌شود، در پایان چهار سال از نظر اطلاعات و آگاهی بسیار متفاوت است. در این مدت به‌طور میانگین حدود ۸۰ تا ۹۰ رهجو می‌گیرد؛ یعنی سالی حدود ۲۰ نفر. این فرد با حدود ۸۰ نفر سفر می‌کند. این خیلی متفاوت است با کسی که فقط یک سفر انجام داده است. وقتی راهنما می‌شوی، انگار هشتاد سفر اول انجام می‌دهی. چه آن‌هایی که به نتیجه می‌رسند و چه آن‌هایی که نمی‌رسند، با همه‌شان سفر می‌کنی. از آن‌هایی که نتیجه نمی‌گیرند می‌فهمی چرا نتیجه نگرفتند و از آن‌هایی که نتیجه می‌گیرند می‌فهمی چرا موفق شدند. از نظر اطلاعاتی این فرد بسیار متفاوت می‌شود.

اما جدا از بحث اطلاعات و آگاهی، به نظر من این جایگاه بزرگ‌ترین تمرین برای ورود به پروسه انسانیت است. واقعیت این است که در دوران مصرف، فرد بیشتر درگیر خودش و مواد مصرفی‌اش است و خیلی چیزهای دیگر را نمی‌بیند. اما وقتی وارد کنگره و پروسه خدمت می‌شود، یک تمرین مهم را شروع می‌کند. ما بیرون از کنگره برای خودمان کار می‌کنیم و هیچ‌کس مجانی کار نمی‌کند؛ هر کسی شغلی دارد و برای خودش کار می‌کند.

اما در کنگره، وقتی در این جایگاه قرار می‌گیریم، درست است که در نهایت برای رشد خودمان است، اما تمرین می‌کنیم که کار دیگران را در اولویت قرار دهیم.

پیوند محبت دقیقاً همین‌جاست. یعنی من اگر کاری داشته باشم و ساعت لژیونم باشد، خودم را به لژیون می‌رسانم، چون بچه‌هایی که می‌آیند، برای دیدن من و گرفتن برنامه‌شان می‌آیند. اگر من یک روز سر لژیون نروم، کل سیستم لژیون مختل می‌شود؛ بچه‌ها بدون برنامه و آموزش می‌مانند. من چهار سال یا بیشتر تمرین می‌کنم که اولویت با کار خودم نیست، با دیگران است. خیلی‌ها به این مرحله نمی‌رسند که از خواسته‌های شخصی و حتی خانوادگی‌شان بگذرند و بیایند خدمت کنند. مثلاً خیلی‌ها برای آمدن به پارک مشکل دارند و می‌گویند تنها روز جمعه کنار خانواده هستند؛ اما راهنما جمعه در پارک است. حتی اگر مغازه داشته باشد، می‌بندد و می‌آید. اگر کارمند باشد، مرخصی می‌گیرد. حتی راهنماهایی داریم که شیفتی کار می‌کنند و از اول هفته برنامه‌شان را طوری تنظیم می‌کنند که به لژیون برسند. چرا؟ چون می‌خواهند به آن رهجو برسند.

در کنار این محبت، هیچ توقعی هم از رهجو ندارند. در خیلی از جاها می‌شنویم که روابط دچار مشکل شده و توقع و دلخوری ایجاد شده، اما در کنگره راهنما حتی نمی‌پرسد شغلت چیست، چقدر درآمد داری یا چه کاره‌ای. این رساندن خدمت بدون منت و بدون توقع، به نظر من مهم‌ترین کاری است که در کنگره انجام می‌دهیم. این فرصتی است که در اختیار ما قرار گرفته است.

اگر بخواهم حرفم را جمع‌بندی کنم، به نظر من مفیدترین کاری که در زندگی‌ام انجام داده‌ام همین چند سال حضور در کنگره و بودن در این جریان خدمت بوده است. شاید بعداً هم نتوانم کاری به این مفیدی انجام دهم، نمی‌دانم؛ اما تا امروز، مفیدترین کار زندگی من همین بوده است.

باز هم این هفته را تبریک می‌گویم. ان‌شاءالله از این فرصت بهره لازم را ببریم، الگو بگیریم و بتوانیم به‌نحو شایسته از راهنماهایمان تقدیر و تشکر کنیم.

از اینکه توجه کردید، ممنونم.

تایپ: مسافر سالار 

عکس: مرزبان خبری مسافر صادق 

تنظیم: همسفر ایمان 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .