جلسه چهارم از دوره چهل و یکم سری کارگاههای آموزشی، خصوصی مسافران کنگره۶۰، نمایندگی شیخبهایی اصفهان با استادی راهنما مسافر ولیالله و نگهبانی مسافر عباس و دبیری مسافر حسین با دستور جلسه « هفته راهنمایان؛ "DST"، تازهواردین، ویلیام، جونز، ورزش و موسیقی» در روز یکشنبه ۲۶ بهمن ماه ۱۴۰۴ راس ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
هفته راهنما را خدمت همه راهنمایان و راهنمایان تازهوارد تبریک میگویم. نگران بودم که وقتی وارد شدم، تپش قلب و هیجان آن روزهای گذشته دوباره به سراغم نیاید؛ اما با ورودم همان حس و ضربان قلب بازگشت و این را باید به فال نیک گرفت. ابتدا میخواهم از آقای مهندس دژاکام، استاد تمامی اعضاء کنگره۶۰ تقدیر کنم. سپس به تمامی راهنمایان خودم: آقای مجید اعتباریان، آقای امید معتمدی و آقای جلال امینی و همچنین راهنمای دوران تاریکیام که هر سال به ایشان تبریک گفته و از ایشان تشکر کردهام، عرض ادب دارم. امروز اگر در کنار اساتیدم آموزش میگیرم، به واسطه همان راهنمایی است که من را از جهنم اعتیاد به بهشت آموزش و آرامش رسانده است.
انسان در طول هستی دو راهنما دارد:
۱) راهنمای درون
۲) راهنمای بیرون
اهمیت راهنمای بیرون به حدی است که راهنمای درون به او وابسته است. هر کسی در هر مقطعی آموزش میگیرد، چه خوب یا بد، ارزش یا ضدارزش، آن راهنمای درون است که به او امر و نهی میکند. صدای عقل یا صدای جن، به واسطه راهنمای بیرون و آموزشی که دریافت میکنیم، شکل میگیرد.
همه ما در یک مقطع راهنما داشتیم؛ پدر، مادر، دوستان و آشناها به نوعی سعی داشتند، مسیر ما را هدایت کنند، چه به صورت خواسته، چه ناخواسته که بیشتر آن ناخواسته بود. ما گوش میدادیم؛ اما عمل نمیکردیم. تا اینکه با کنگره۶۰ و راهنماهای آن آشنا شدیم. در آن زمان نه امنیت داشتیم، نه آرامش و منزوی شده بودیم و کسی کنار ما نبود. آن شخص که عشق و محبت خالص خود را بدون هیچ چشم داشتی به ما داد، راهنمای کنگره۶۰ بود.
وقتی راهنما گفت دیگر مصرف مواد را قطع کنیم، ما اولین چشمهای زندگیمان را گفتیم و به حرف او عمل کردیم. درونمان و بیرونمان تغییر کرد. آن شخص از جنس ما بود و روحش با ما همسان بود. پیش از آن، من سالها در گروههای "NA" و "N.G.O" مختلف بودم، افرادی همجنس خود را دیده بودم؛ ولی موفق نشدند. زیرا آنها با روح و وجود ما همسان نبودند. راهنمای کنگره۶۰ محبت خالصی را که ما به آن نیاز داشتیم، به ما تزریق کرد. در زمانی که همه به ما خرده میگرفتند و رانده شده بودیم، او آغوش خود را به روی ما باز کرد و ما را بدون هیچ چشم داشتی در آغوش گرفت. آن لحظه نقطه عطف ما در کنگره۶۰ بود؛ تجربهای عملی شد و ما به دستورات راهنما عمل کردیم. نصیحت در کنگره۶۰ ضدارزش است؛ این تجربهها آموزنده و عملی هستند، نه صرفاً توصیه یا نصیحت.
بعضی افراد ممکن است خواب باشند و برخی بیدار؛ هر کدام به اندازه خود متوجه میشوند و عمل میکنند. برخی خود را به خواب زدهاند؛ اما بالاخره بیدار خواهند شد. صحبت من صرفاً یادآوری وظیفه و تجربه شخصی است. آن شخص من را از سختترین شرایط نجات داد و امنیت و آرامش را به من بازگرداند؛ این قابل ستایش است. کسی که به من شخصیت داد، اعتبار از دست رفتهام را بازگرداند، من را کاسب و پدر خوبی کرد و انسانی ساخت که جامعه به او احترام میگذارد، قابل ستایش است.
چگونه باید ستایش کنیم؟ طبق فرمایش آقای مهندس: «ستایش از طریق کلامی، حسی، پاکتی و عملی انجام میشود». همه اینها مهم است و از همان پاکت شروع میشود؛ نوع پاکت، دلنوشته، کاغذ و حتی مقدار پول داخل آن اهمیت دارد. تعارف نباشد، دلنوشته واقعی باشد. اگر امروز سهم خودت را از هستی نگرفتهای، بدان جایی کم گذاشتهای. ارزشها را باید بشناسی؛ اگر کم گذاشتهای، در سفر دوم حال خوشی نداری. هستی، همانطور که میبینی، گاهی انسان را به زمین میزند و گاهی دست و دلباز است. تو باید ببینی چه کردهای و چگونه عمل کردهای؛ همه اینها مهم است.
راهنماها نیازی به پول ما ندارند؛ همه آنها وضعشان خوب است. ما نیاز داریم که پاکت و دلنوشته بدهیم، نه برای راهنما، بلکه برای آموزش خودمان. هر اتفاقی که قرار است بیفتد، از این هفته آغاز میشود. راهنما به ما یاد میدهد چگونه بخشنده باشیم و چگونه یاد بگیریم. وقتی کلام آقای مهندس را در سیدی پس از شنیدن مینویسیم، یعنی او و کلامش را قبول داریم. وقتی مینویسیم، ملکه ذهنمان میشود و در سر بزنگاه ما را از بدترین پرتگاه نجات میدهد. چه کسی تو را با این شخص آشنا کرد تا بتواند به تو کمک کند؟ او وقت گذاشت، توضیح داد تا بتوانیم سیدی را بنویسیم و به حرفهایش عمل کنیم. چقدر ارزش دارد، چقدر بهاء دارد.
چند وقت است دعوا نکردهای؟ چند وقت است تشنج یا درگیری نبوده؟ شیشه نشکسته؟ اگر میخواهی این حال خوب ادامه پیدا کند، از یکجا شروع کن. اگر میخواهی آنچه بدست آوردهای از دست ندهی، دنبال مبلغی برای رفع مسئولیت نگرد. با حس خوب و دلوجان قدردانی کن.
هفته همسفر و هفته راهنما هر کدام داستان و تجربهای خاص دارند. در گذشته، پولی که جمع میکردیم، صبحها با احترام به ساقی تقدیم میشد و هر زمان که او میخواست، بازمیگرداند. این کار نشانه آگاهی، درایت، روشنفکری و بیداری است. این تجربه، نه فقط مربوط به چند سال زندگی ماست، بلکه آموزهای است که برای خودمان جمع میکنیم. همانطور که گفتهاند: «قدر زر زرگر شناسد، قدر گوهر گوهری».
کسی که درک کرده این مکان چگونه جایی است و متوجه شده چه چیزی و چگونه به او آموزش داده میشود، ارزش آن را میداند. کسی که نفهمیده، هنوز در آغاز راه است و شاید سفر اول و دوم را هم پشت سر نگذاشته باشد. انشاءالله بتوانیم به آن درک و آگاهی برسیم. در جشن هفته راهنما اگر رهجو راهنمای سیگار دارد، باید پاکت جدا به او داده شود. اگر راهنمای سیگار، راهنمای ایکس یا دیگر راهنماها نیز هستند، باید توجه داشته باشیم که پاکتها درست و به موقع به هرکدام این عزیزان جدا داده شوند.
تشکر و سپاس از راهنماها فرصتی است تا حق مطلب ادا شود و نقطه عطف هر کس با کنگره۶۰ زده شود. کسی که وارد سفر دوم شده و سیدی مینویسد، باید خیر و خوشی برایش حاصل شود. اگر جایی کم گذاشته، باید آرام آرام آن را جبران کند، نشانهها را ببیند، خیر و رحمت خداوند را درک کند و مراقب باشد کم نگذارد.
تایپ: مسافر سعید (لژیون۱۴)، مسافر امیر (لژیون۵)، مسافر مرتضی (لژیون۵)، مسافر محمد (لژیون۲۶)، مسافر حامد (لژیون۶)، مسافر مهدی (لژیون۱۶)
ویراستار: مسافر حسین (لژیون۲۳)
سیستم صوتی: مسافر حجت (لژیون۱۹)
دیتاشو: مسافر حسن (لژیون۱۹)
تنظیم: مسافر رضا (لژیون۱۶) دبیر سایت
مرزبان خبری: مسافر علی
تهیه و ارسال: مسافر حمزه (لژیون ۱)
- تعداد بازدید از این مطلب :
210