سلام دوستان اعظم هستم یک همسفر
« سلام به جمع دوستان محبت؛ آن عزیزانی که دورهم جمع شدهاند تا محبت خویش را نشانی از محبت بیکران بدانند، ما هم برای انسانهایی چون شما، احترام انسانی، قائل هستیم و امیدواریم این نشان را هیچوقت از یاد نبرید»(استاد سردار)
ابتدا فرا رسیدن هفته راهنما را در راس به جناب مهندس دژاکام و خانواده پرمهر ایشان تبریک و شادباش عرض میکنم، همچنین خدمت راهنمای بزرگوارم سرکار خانم نسرین عزیز و همه کمک راهنمایان کنگره۶۰ عرض تبریک و خداقوت دارم.
هرگز لحظه ی ورودم به کنگره را فراموش نمیکنم، لحظهای که من در ناامیدی مطلق بودم و با فرشتگانی برخورد کردم که فقط بال نداشتند، هنوز روز اولم که توسط کمک راهنمای تازه واردین (همسفر عاطفه) مشاوره شدم و نگاههای پر از مهر ایشان از ذهنم پاک نمیشود، لبخند ایشان اشکهای چشمانم را کمرنگ کرد. در جلسات بعدی در ناباوری مطلق خودم را مقابل مربی عشق و ایمان یافتم، از رفتارهایی که از روی ضد ارزشی بود هنوز خجل و شرمندهام، هر روز که میگذشت گویا با محبت ایشان یخهای وجودم که تمام جسمم را به تسخیر خود در آورده بود کمکم باز شدند، و من روزنهی روشنایی را از پس تاریکی با وجود شما دریافت کردم.
خانم نسرین عزیزم شما تلاطم وجود مرا به دریای آرامش رساندید، و مرا از مرداب و باتلاقهای روح و جسمم آزاد کردید، مگر میشود انسانی اینچنین عاشق؛ چراکه درسهایی به من آموختید که در دوران زندگیم از بهترین عزیزانم نیاموخته بودم. شما به من یاد دادید که حکم عقل را در زندگیام پیاده کنم و آموزش دادید دانایی را آن هم از جنس مؤثرش، آموختید که آنچه باوراست محبت است و من باز هم از شما دریافت کردم که؛ عشق بدون توقع چیست؟ راهنمای عزیزم بهخوبی درس عشق از شما آموختم، زمانی که دیدم در کنگره عشق و محبت است که همه را به هم پیوند داده، من در هیچ مکتب و دانشگاهی نمیتوانستم اینها را بیاموزم! زبان من قاصر و قلمم عاجز از نوشتن آموختههایم در کنگره است.
راهنمای عزیزم، من هر گاه شک می کنم؛ به عشق، به خنده، به مهر، به گرما، حتی به خاک …
هر وقت گم می کنم؛ راهم را، آسمان را، حتی خودم را …
باز از شما درس زندگی می آموزم.
خانم نسرین عزیزم، شما همواره با دقت نظری که دارید، و صحبتهای شیوا و دلنشینتان راههای دشوار را برایم هموار نمودید.
از قدرت مطلق برای شما میخواهم که:
روزگارتان بر وفق مراد / روزهایتان شاد شاد / آسمانتان بیغبار / سهم چشمانتان بهار / قلبتان از هر غصه دور / بزم عشقتان پر سرور / بخت و تقدیرتان قشنگ / عمر شیرینتان بلند / سرنوشتتان تابناک / جسم و روحتان پاک پاک
در پایان راهنمای عزیزم، در سرزمین خاطرهها آنان که خوبند همیشه سبزند و آنان که محبتها و دوستیها را بر قلبشان برافراشتهاند همیشه به یاد میمانند.
برای همه خاطرات خوبمان از شما سپاسگزارم.
رابط خبری: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر نسرین(لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر نسرین (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شیروان
- تعداد بازدید از این مطلب :
128