گاهی انسان در میان تاریکیها گم میشود و در دل دردها و ناامیدیها، مسیر را از یاد میبرد؛ اما درست در همین لحظات است که نوری از جنس عشق میتابد؛ نوری از جنس انسانیت، دانایی و کنگره ۶۰ است. در اینجا میآموزیم که رهایی تنها رهایی از بند اعتیاد نیست، بلکه رهایی از بند نادانی و غفلت نیز هست.
آنجا که گامهایم لرزان و امید از دلم رخت بربسته بود، چون نوری در قلبم تابیدی و دستم را گرفتی؛ نه از سر وظیفه، بلکه از سر عشق؛ عشقی که تنها یک رهجو میتواند در نگاه راهنمایش آن را بیابد. هر سخنت چراغی شد در مسیر رهایی، هر لبخندت آرامبخشی برای دل ناآرام من، و هر سکوتت درسی از عشق بیریا. تو به من آموختی که رهایی در درون انسان است و باید از تاریکی جهل عبور کرد تا به روشنایی خرد رسید.
هرگز فراموش نمیکنم روزهایی را که با دلی گرفته و ذهنی آشفته، مسیر کاشان به سمت قم را آغاز میکردم. در آن جاده، هر کیلومتر یادآور نبردی درونی میان تاریکی و نور بود و تو، با نگاهی آرام و صدایی مطمئن، نشانم دادی که رهایی نه در مقصد، بلکه در هر قدم از این مسیر عشق نهفته است.
آموزشهایت مرا ساختند و از انسانی خسته، انسانی امیدوار پدید آوردند. تعالیمت به من آموخت که حتی سختی راه نیز زیباست، آنگاه که مقصد، آرامش جان باشد و این حقیقت که محبت، بزرگترین داروست.
امروز، وقتی از جاده میان کاشان و قم عبور میکنم، صدای قلبم میگوید: تمام سختیها ارزشش را داشت برای رسیدن به این حال خوش، به این عشق، به این زندگی دوباره و اکنون که با قلبی آرام و ایمانی زنده نفس میکشم، میدانم لحظهلحظه این حال خوش را مدیون لطف و عشق تو هستم. میدانم هیچ واژهای توان توصیف مهر تو را ندارد.
در هفته راهنما، دلم سرشار از شکر است؛ شکر خدای مهربان که مرا با انسانهایی آشنا ساخت که مهرشان مسیر زندگیام را زیبا و سرسبز نمود. با قلبی قدردان، سپاسگزارم از خانم فاطمه عزیز، راهنمای تازهواردینم، که با حس زیبا و آرامشبخش خود، مرا در کنگره ماندگار کرد؛ و نیز از خانم مرضیه عزیزم، خانم معصومه عزیز و خانم لیلا عزیزم، راهنمایان مهربان و صبورم، که همچون خورشید، گرمای عشق و آرامش را بر جانم تاباندند و به من آموختند چگونه انسان بودن را زندگی کنم.
باشد که در سایه خرد و عشق شما عزیزان، همواره در مسیر آموزش و خدمت گام بردارم و نامتان چون نوری مقدس در صفحهی دل من جاودانه بماند و من تا همیشه رهجوی قلب مهربان شما عزیزان باشم.
و در پایان، با فروتنی و عشق، سر تعظیم فرود میآورم در برابر مهندس حسین دژاکام، نخستین و بزرگترین راهنمای کنگره ۶۰؛ مردی که با ایمان و اندیشه، مسیر نجات را برای هزاران انسان گشود و معنای حقیقی عشق و خدمت را تجسم بخشید؛ انسانی که تفکر و عشق را در کنار هم معنا کرد. اگر او نبود، شاید نه من و نه هزاران رهجو، هرگز طعم آرامش را نمیچشیدیم.
سلامتی و عمری سرشار از برکت برای ایشان و خانوادهی محترمشان مسئلت دارم و آرزو میکنم به هر آنچه در دل دارند، دست یابند تا سایهی پرمهرشان همواره بر سر این خانواده بزرگ گسترده بماند.
نویسنده: راهنمای تازهواردین همسفر ایران
ویرایش و ارسال: راهنمایتازهواردین همسفر مرضیه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کاشان
- تعداد بازدید از این مطلب :
110