جلسه هماهنگی نگهبان، دبیر و خزانهدار لژیون سردار کلیه نمایندگیهای استان چهارمحال و بختیاری و تعدادی از نمایندگیهای استان اصفهان با حضور دیدهبان محترم آقای علیرضا زرکش

سلام دوستان، علیرضا هستم یک مسافر.
لژیون سردار در شعبهها به خودِ شعبه و به ایجنت شعبه سپرده شده و این بیانگر آن است که نگهبان، دبیر و خزانهدار باید یک تعامل درست و صحیح با ایجنت شعبه داشته باشند. لژیون سردار تشکیلشده از تمامی اعضای کنگره است؛ در جشن گلریزان تمام اعضا مشارکت میکنند و این یعنی لژیون سردار جدا از بقیه نیست و همه افرادی که در کنگره حضور دارند، عضوی از لژیون سردار هستند. وقتی این موضوع بهدرستی فهمیده شود، حس نیز کاملاً تغییر خواهد کرد. شخصی که این درک را داشته باشد، اگر بخواهد کسی را به انجام این عمل دعوت کند، حسی که شنونده از کلام او دریافت میکند آنقدر خوشایند خواهد بود که بخواهد مبلغ پهلوانی، دنوری یا سردار را پرداخت کند.
اصلاً ماهی پانصد هزار تومان پرداخت کند تا به مبلغ کامل سردار که شش میلیون تومان است برسد. امروزه این مبلغ بزرگ نیست؛ در حالی که یک پیتزا حدود یک میلیون تومان است یا یک آبمیوه حدود چهارصد هزار تومان. اینکه مبلغ ورود به لژیون سردار شش میلیون تومان است، به این دلیل است که شخص آن صفت ارزشمند «بخشش» را تجربه کند و از آنِ خود کند. پس مهم نیست چه کسی چقدر پول میدهد؛ مهم این است که من با تمام توانم در این بازی و این عمل شرکت کنم.

این موضوع شبیه D.sap است که گاهی به اشتباه آن را سرکه سیب مینامیم، در حالی که این دو کاملاً متفاوتاند. D.sap آباد میکند و برای انسانها درمان و رشد به ارمغان میآورد. همان مگسهایی که آقای مهندس درباره آنها صحبت کردند و هنگام تولید D.sap روی آن قرار میگیرند، همانها باعث میشوند این سرکه تغییر کند، تبدیل شود، ترخیص شود و در نهایت به قوام برسد. همین فرایند است که باعث درمان و ترخیص میشود. دقیقاً مثل اتفاقی که در لژیون سردار میافتد؛ اینکه چند مصرفکننده تازهوارد سر سفره من بنشینند، اتفاق بسیار بزرگی است. شش میلیون، شصت میلیون، ششصد میلیون یا حتی سه میلیارد تومان پرداخت میکنی و دو نفر معتاد با خانوادهشان به واسطه این پول شرایط درمان پیدا میکنند. این یک اتفاق عظیم است.
ما باید «عمل سالم» را بیاموزیم؛ این عمل سالم را در زندگی خود از طریق چیزهایی که میبینیم، میشنویم، میگوییم، جاهایی که میرویم و کارهایی که انجام میدهیم یاد میگیریم و در کنگره تمرین میکنیم. لژیون سرداری که از آن صحبت میکنیم، تمرین عمل بخشش است. البته شخصی که در این لژیون است باید عقبهای داشته باشد؛ یعنی باید از یک تاریکی و ظلمت آمده باشد، وارد سفر اول شده باشد، سفر را بهدرستی ادامه داده باشد و گل رهایی را از آقای مهندس دریافت کرده باشد. در این نقطه، شخص تازه به ابتدای مسیر رسیدن به صفت بخشش میرسد.

اعضای خدمتگزار در کنگره مطمئن باشند که هر خدمتی که انجام میدهند، در نهایت با رسیدن به صفت بخشش جمعبندی میشود. این باور من است. اگر اعضای لژیون سردار، متولیان این بخش و ایجنتهای شعبه به این موضوع باور نداشته باشند، دانشآموختگان کنگره قوی نخواهند بود و جسارت لازم را نخواهند داشت. وقتی متولیان لژیون سردار بدانند که در واقع چه کاری انجام میدهند، مطمئناً جسارت خواهند داشت و ترسی در آنها نخواهد بود. ترسی ندارد که بگوید: «من دبیر لژیون سردار هستم و در فلان تاریخ جلسه سردار برگزار میشود.» ترسی ندارد که خزانهدار به یک نفر بگوید: «تعهد خود را بده.» دیگر نگران نیست که شاید آن شخص ناراحت شود، چون میداند پشت این صحبت چه نیت، چه حس و چه هدفی قرار دارد. وقتی خزانهدار بداند که در واقع دارد لطف میکند، نه طلب، مطمئناً آن شخص هم حالش بد نخواهد شد. اما اگر خزانهدار به این موضوع باور نداشته باشد و نداند چه کاری انجام میدهد، حال خودش بد میشود و حال طرف مقابل هم بد خواهد شد.

وقتی زمستان به پایان میرسد و بهار از راه میرسد، وقتی درختان شکوفه میزنند و زمان میوه دادن میرسد، آنجاست که مشخص میشود این باغ با باغ دیگر چه تفاوتی دارد؛ مشخص میشود ثمره یک درخت چیست؛ مشخص میشود پیوندی که من با لژیون سردار و بخشش زدهام چقدر با پیوندی که شخص دیگری با یک بازی دیگر زده متفاوت است و چه ثمراتی دارد. پس امیدوارم همه ما با قدرت حرکت کنیم. نگهبانها و ایجنتها باید یک ساعت مشخص برای لژیون سردار بگذارند، راهنماها را به لژیون سردار بیاورند؛ چون این راهنماها هستند که یک سفر اولی یا سفر دومی را ترغیب میکنند وارد این جریان شود و صفت بخشش را تجربه کند.
یکی از مهمترین لژیونها در کنگره، لژیون سردار است؛ زیرا اگر این لژیون نباشد، هیچ شرایطی برای دریافت آموزش مهیا نیست: نه مکان امن، نه چراغ، نه میکروفن و غیره. هیچ چیزی بدون بخشش دوام ندارد؛ درمان اعتیاد، درمان سیگار، تغذیه سالم، حال خوش و... هر حال خوشی که بخواهیم دربارهاش صحبت کنیم، بخشش در آن متجلی است.

ایجنتها مسئول لژیون سردار هستند و موظفاند پاسخگوی برگزاری این لژیونها باشند. چیزی که در این موضوع اهمیت دارد «وفاق» است؛ وفاق یعنی همدلی، یکدلی، اتصال و یکجهت شدن؛ یعنی اتصال با کنگره و دل به دل کنگره دادن. وقتی این وفاق بین ایجنت، مرزبانها، نگهبان سردار، راهنما و دیگر اعضا اتفاق بیفتد، مطمئناً آن اتفاقی که باید رخ خواهد داد و لژیون سردار در آن نمایندگی نقش درخشانی خواهد داشت.
افراد در کنگره باید تلاش کنند وارد سفر دوم شوند. راهنما، راهنمای سفر اول است و مرزبانها و حتی دیدهبانان نیز دیدهبان سفر اول هستند. بعد از سفر اول وارد سفر دوم میشویم؛ سفری درونی. و باید بگردیم و سفر دوم را در خود پیدا کنیم.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.

نگارنده و تنظیم: مسافر مهدی لژیون ۶
ارسال: مرزبان خبری مسافر وحید
نمایندگی جهانبین شهرکرد/مسافران
- تعداد بازدید از این مطلب :
2210