راهنما در کنگره ۶۰
«فَتلقی آدم من ربه کلمات» پس آموخت آدم از پروردگار خویش سخنانی
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند نه هر که آینه سازد سِکندری داند
هزار نکته باریکتر ز مو اینجاست نه هر که سر بتراشد قلندری داند
غلام همت آن رند عافیتسوزم که در گداصفتی کیمیا گری داند
این اشعار پرمعنا، حکایت از حقیقتی عمیق در مسیر رهایی دارد: رهایی از اعتیاد، آغازی دوباره است نه پایان راه. هر فردی که با موفقیت از پل DST عبور کرده و به رهایی رسیده است لزوماً به مقام راهنمایی نائل نمیگردد. راهنمایی، جایگاهی است که در آن یک رهاشده به «کیمیاگری» دست میزند؛ کیمیاگریِ جوهر وجودی خود که در مسیر تزکیه و آموزش، وجودش دگرگون شده و به مقام فرهیختگی دست مییابد و آن را در اختیار دردمندان مسیر قرار میدهد.
در کنگره۶۰ اصل پذیرفتهشده و بنیادین آن است که کمک یک فرد رهاشده از دام اعتیاد به فرد در حال مصرف مواد مخدر اساس کار ماست. به شخصی که این نقش یاریرسانی را بر عهده میگیرد راهنما اطلاق میگردد. در سطح جهانی دو گروه عمده در فرآیند درمان اعتیاد فعال هستند: گروه نخست متخصصین آکادمیک نظیر پزشکان و روانپزشکان هستند؛ گروه دوم کسانی هستند که تجربه مصرف مواد را داشته و رها شدهاند. راهنمایان کنگره۶۰ در گروه دوم جای دارند، اما به جرئت میتوان گفت با تمامی فعالان این گروه تفاوت فاحشی دارند.
این تفاوت ریشه در دو عامل کلیدی دارد: علم و عشق. شروط ورود به جایگاه استادی صرف سابقه مصرف مواد برای رسیدن به مسئولیت خطیر راهنمایی کفایت نمیکند. برای ورود به این جرگه شخص طالب باید مراحل بسیار دشواری را طی کند. اولین و اساسیترین شرط، درمان شدن کامل به روش درمانی کنگره۶۰ (DST) است و نه روشهای دیگر مانند سمزدایی یا سقوط آزاد؛ زیرا هدف کنگره ایجاد تعادل در شخص درمان شده است که تنها با درمان پلهای و تدریجی محقق میشود؛ پس از درمان داوطلب باید در دروس و کلاسهای متعددی که در دو حوزه فنی و جهانبینی تدریس میشود، آموزشهای لازم را ببیند؛ اما مهمتر از این آموزشها عشق است؛ عشق به یاری دیگران و رهایی انسانهای دربند. هنگامی که این عشق با علم و آموزش درمیآمیزد، جایگاهی شکل میگیرد که خدمتگزاران کنگره را متمایز میسازد؛ ما برای آموزش و خدمت قدم به حیات نهادهایم و ابتدا باید آموزش درست را اجرا کنیم تا خدمتی بر مبنای عمل سالم ارائه دهیم.
جایگاه راهنما: استادی نه رفاقت؛ جایگاه راهنما در برابر رهجو، جایگاه استادی، معلمی و مربیگری است و نباید با جایگاه دوست و رفیق که مراتب بالایی دارند مقایسه شود. استادی که کارش با عشق است، معلمی که درس محبت میدهد و در مسیرش مثلثی از عشق، عقل و ایمان را ترسیم میکند که اساس کنگره بر آن بنا شده است. راهنما معماری است که خمیره وجودی خود را از نو ساخته و با قدرت مطلق و عشق محض به دیگران کمک میکند تا از ظلمت خارج شده و رهسپار نور گردند. او باید بدون نقص عمل کند، از قوانین و حرمتهای کنگره پیروی نماید تا همانگونه که در دعای کنگره۶۰ گفته میشود به مکانی که از آنجا انشعاب یافتهایم هدایت شود و خود را برای عروج آماده سازد؛ در غیر این صورت از دایره خدمت به بیرون پرتاب خواهد شد.
قدرشناسی: درب ورودی شکرگزاری؛ میزان درک ما از جایگاه راهنما، در شکرگزاری ما متجلی میشود. ما باید شاکر هر نعمتی باشیم که خداوند از طریق مخلوقین به ما عطا کرده است. حق شکرگزاری خداوند این است که از کسی که آن نعمت به دست او جاری شده است تشکر کنیم. این نوع شکرگزاری که در ادبیات محاوره به آن تشکر و قدردانی میگوییم نشان میدهد که تشکر از انسانها عین تشکر از خالق است؛ کسی که در این امر ناتوان باشد شکرگزار خدا نیز نخواهد بود.
تشکر و قدردانی در سه شکل بروز میکند: ۱) قلبی یعنی تصور و یادآوری درونی از راهنما، ۲) زبانی یعنی بازگویی در مقام تشکر، ۳) رفتاری یا عملی یعنی با بخشش و گذشت جلوه میکند. در پایان هفته راهنما را به تمامی راهنمایان کنگره۶۰ تبریک میگوییم؛ عزیزانی که با عشق و ایثار در تلاش برای کمک به همنوع خویش هستند. امید است که این جایگاه مسئولیت را شکرگزار باشند.
منابع: جزوه راهنما و راهنمایی، سخنان دیدهبان تحقیقات مسافر علی، سخنان آقای مهندس
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون سوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی دلیجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
21