در مورد دستورجلسه، راستش من به خاطر مصرف اشتباه D.sap، تجربه خوبی از آن ندارم ولی فرآیند تولید D.sap برای من تداعی این مطلب است: من زمانی که به این بطریهای D.sap نگاه میکنم، یاد خودمان میافتم. یاد اون سیبهایی که اولِ راه بودند.
فکر کنید؛ یک مشت سیب را داخل بشکه میریزند؛ آنجا تاریک و ساکت است و انگار هیچ اتفاقی نمیافتد. آن سیبها باید ماهها داخل تاریکی بمانند، نه راه پس دارند نه راه پیش. اگر عجله کنیم و زود درِ بشکه را باز کنیم، هیچی گیرمان نمیآید جز سیبهای گندیده یا همان میوه معمولی مانده.
این دقیقاً حکایت ما همسفرها است. روزی که وارد کنگره شدیم، مثل همان سیبها بودیم؛ خسته، کلافه، شاید هم کمی زخمی. ما هم وارد یک پروسه شدیم. آقای مهندس به ما یاد داد که باید «زمان» بگذرد، یاد گرفتیم که در تاریکیِ صبر و انتظار، نباید بترسیم.
آن سیبها داخل بشکه نمیگندند بلکه دارند «تغییر ساختار» میدهند، از یک میوه ساده به یک دارو، به یک معجزه تبدیل میشوند. ما همسفرها هم همین هستیم. ما نیامدیم که فقط بسوزیم و بسازیم؛ ما آمدیم که در این مسیر، مثل D.sap، فرآیند را طی کنیم. آمدیم که از آن حالِ خراب و ناامیدی، به یک غنا و سلامتی برسیم که نه تنها حال خودمان، بلکه حال اطرافیانمان را هم خوب کنیم.
D.sap به من یاد داد که اگر به «فرآیند زمان» و «راه درست» اعتماد کنم، از دلِ تاریکی و ماندن، چیزی بیرون میآید که درمانگر است. D.sap برای من فقط یک محلول نیست، نشانه «صبرِ درست، معجزه میسازد»، است.
من هم مانند آن سیبها، یاد گرفتم صبور باشم تا به D.sap زندگیِ خودم برسم.
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر پگاه (لژیون هشتم)
رابط خبری: راهنما همسفر پگاه (لژیون هشتم)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر الهام نگهبان سایت
همسفران نمایندگی یوسف تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
27