سیزدهمین جلسه از دور دوم سری جلسات خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی علی عصارزاده با نگهبانی مسافر عباس، استادی مرزبان محترم مسافر حامد و دبیری مسافر علی با دستور جلسه «D.sap» سهشنبه بیست سوم بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵ آغاز گردید.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان،حامد هستم یک مسافر.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که بار دیگر این توفیق نصیب من شد تا در این جایگاه قرار بگیرم، آموزش بگیرم و خدمت کنم.
از نگهبان جلسه، عباسآقا عزیز هم تشکر میکنم که اجازه این خدمت را به من دادند.
دستور جلسه این هفته، «دیسپ» است.
در طول هفته، هم در گروه مسافران و هم در گروه خانواده، اساتید و دوستان مشارکتهای بسیار خوبی داشتند و مطالب کاملی ارائه شد. من سعی میکنم وارد جزئیات تخصصی نشوم.
دیسپ یکی از دستاوردهای ارزشمند مهندس است که پس از شربت OT با آن آشنا میشویم. محصولی که خواص درمانی بسیار گستردهای دارد؛ از عفونتها گرفته تا مشکلات گوارشی، یبوست، سینوزیت و حتی در دوران کرونا کمک بزرگی به بسیاری از مسافران کرد. اینها همه نشاندهنده نگاه علمی و کاربردی در کنگره است.
اما من میخواهم امروز بیشتر به دو موضوع مهم پیشرو اشاره کنم.
موضوع اول: ماه مبارک رمضان
امسال برای اولینبار در نمایندگی علیعصارزاده، قرار است برگزاری ماه رمضان به شکل گستردهتری انجام شود. حدود ۱۲ یا ۱۳ جلسه خواهیم داشت که هم مسافران و هم خانوادهها در آن مشارکت دارند.
برگزاری چنین مراسمی نیاز به همکاری جمعی دارد.
در کنگره یاد گرفتهام هیچ کاری فردی پیش نمیرود. اگر قرار بود فردی باشد، امروز این همه نمایندگی در سراسر کشور شکل نمیگرفت.
اگر مهندس میخواستند شخصی فکر کنند، روش DST را فقط برای خودشان نگه میداشتند. درمان میشدند و میرفتند.
اما ماندند… ساختند… گسترش دادند… تا امروز ما اینجا باشیم.
پس رمضان یک فرصت است؛
فرصتی برای محک زدن خودمان:
چقدر شریک هستیم؟
چقدر سهم خودمان را ادا میکنیم؟
چقدر در پذیرایی، پختوپز، نظم، حمایت مالی و حضور فعال مشارکت میکنیم؟
رمضان فقط یک مراسم نیست؛
یک فضیلت و یک پیوند محبت است.
بیایید امسال با تمام توان حضور داشته باشیم، نه با نیت رفتن و کنار کشیدن.
شریکی باشیم که از بودنش لذت ببرد.
موضوع دوم: هفته راهنما
هفته آینده، هفته راهنماست.
من در جایگاهی نیستم که بخواهم درباره مقام راهنما صحبت کنم؛ فقط میتوانم تجربه خودم را بگویم.
وقتی وارد کنگره شدم، با ناامیدی، آشفتگی، مشکلات خانوادگی و حال خراب آمدم.
سه شب اول، بعد از مصرف دارو، راهنمایم هر شب با من تماس میگرفت و فقط یک سؤال میپرسید:
«حالت خوبه؟»
شاید ساده باشد…
اما برای کسی که احساس تنهایی میکند، همین سؤال دنیا ارزش دارد.
راهنما هیچ خواستهای از من نداشت.
نه پول، نه وسیله، نه توقع شخصی.
فقط خواستهاش درمان من بود و خدمت کردن من بعد از درمان.
راهنما با بیست نفر حال خراب سر و کار دارد.
بیست نفر با بیست نوع مشکل.
انرژی منفی، دغدغه، ترس، خشم، بدهی، اختلاف خانوادگی…
و او بدون منت، همه را مدیریت میکند.
حالا من سالی یکبار میخواهم تشکر کنم.
پاکتی بدهم.
قدردانی کنم.
نه بهخاطر اینکه راهنما مبلغ را ببیند؛
بلکه برای اینکه خودم بدانم آیا صدِ خودم را گذاشتهام یا نه؟
هر سال سعی کردم بهتر باشم.
چون میدانم اگر امروز خانهای دارم، آرامشی دارم، رشد مالی و شخصیتی دارم، بهواسطه آموزشهای کنگره است.
انتقالدهنده این آموزشها راهنماست.
قدردانی فقط پول نیست؛
حالپرسیدن، ارتباط، احترام و ادامه مسیر درست هم هست.
پیام من امروز ساده است:
در هفته آینده،
هم در جشن راهنما
و هم در ماه مبارک رمضان
بهترین نسخه خودمان باشیم.
شریکی باشیم که بعداً حسرت نخورد و نگوید «میتوانستم بهتر باشم».
هر چقدر امروز خوب شدهایم، به واسطه راه و آموزش است.
بیایید آنگونه که شایسته است سپاسگزار باشیم.
ممنونم که سکوت کردید و به صحبتهای من گوش دادید.
تایپ : مسافر محسن
ارسال خبر : مسافر مصطفی
مرزبان خبری : مسافر مرتضی
نمایندگی علی عصارزاده
- تعداد بازدید از این مطلب :
22