بهطورکلی انسان یا هر موجودی در هستی تکرارناپذیر است؛ یعنی دقیقاً مثل آن وجود ندارد. اگر چیزی بودنش در جهان هستی اضافه باشد، در آن حلقه آفرینش کارش تمام شده و از آنجا ترخیص میشود و به جای دیگری منتقل میشود؛ ولی در جای دیگر باز وجود دارد و تا زمانی که در جای خودش است مثل آن وجود ندارد. هر موجود در حلقه آفرینشی که قرار دارد؛ باید رشد و تکامل خودش را داشته باشد.
اگر یک ساختمان را در نظر بگیریم، حرکت از طبقه چهارم به طبقه پنجم یک جهش محسوب میشود و آن جهش حرکت ماست؛درحالیکه طبقه بالاتر سطح انرژی بالاتری دارد. طبقه برای هر کس یک چیز است؛ درواقع برای یک شخص فهمیدن مفهوم جهانبینی است و برای دیگری غذای جدید را در آشپزی یاد گرفتن است. اگر هر کدام در کار خود موفق شوند، انگار از طبقه چهارم به طبقه پنجم منتقل شدهاست و مقدار انرژی جذبشده نیروی لازم برای حرکت را فراهم میکند.
حالا اگر من اشتباهی در مسیر قرار بگیرم و جای من عوض شده باشد، این اتفاق نمیافتد و مقدار زیادی انرژی مصرف میشود؛ ولی چیزی دریافت نمیکند و به این حالت سرگشتگی گفته میشود. اگر در طبقه چهارم باشد، حرکت به گونهای است که فقط در طبقه چهارم میچرخد. حالت سوم این است که از طبقه چهارم به طبقه سوم حرکت و شروع به از بین بردن آموختههای خود کنم.
استاد امین دژاکام این سه حالت را با سوره حمد توضیح میدهند. در ابتدا سوره حمد میخوانیم که خداوندا ما را به راه راست هدایت کن. راه کسانی که به آنها نعمت عطا کردهای، نه راه کسانی که مورد غضب واقع شدهاند و نه راه کسانی که گمراه هستند.
اگر حرکت ما در جهتی باشد که باعث جهش ما در تکامل بشود و رشد کنیم، قطعاً با کسب دانایی و انرژی در صراط مستقیم قرار گرفتهایم. اگر حرکت در راستای حالت دوم باشد تلاش میکند؛ ولی هیچ نتیجهای نمیگیرد مثل کسانی که گمراه هستند. حالت سوم ایناستکه از سطح بالا به سطح پایین حرکت میکنند مانند کسانی که برایشان عذاب مقرر شدهاست.
خواست درونی انسان شامل دو بخش رسیدن به تعادل و رسیدن به تعالی است. هر موجودی برای رسیدن به تعادل اول باید در خودش تعادل را بهوجود بیاورد؛ یعنی اگر حال بدی دارد، خوب شود و اگر بیماری دارد، درمان شود. رسیدن به تعالی؛ یعنی بعد از مرحله تعادل اول بچه باید یاد بگیرد که چگونه روی پای خودش بایستد، راه برود و بعد به او آموزش بدهیم که چگونه بدود؟
تعادل یا عدالت؛ یعنی هر چیزی در جای خودش باشد. اگر انسانی این دیدگاه را داشته باشد که عدالتی در کل وجود ندارد، لاجرم این انسان برای پیدا کردن عدالت شروع به طغیان میکند؛ بنابراين اینگونه میتوان مفهوم عدالت را فهمید.
در هستی قوانینی مثل قانون جاذبه وجود دارد که کار خود را انجام میدهند. عدالت این است که فرقی نمیکند شما چه کسی یا چه چیزی باشید، قوانین برای همه یکسان عمل میکند. برای یک پیامبر، سنگ و آدم ارتفاع یکی است و اگر از آن پرت شوند، نیروی جاذبه آنها را به سمت پایین میکشد.
حالا تفاوت از کجا ظاهر میشود؟ قوانین در هستی و اجزا آن وجود دارند؛ یعنی یکسری قوانین را طبیعت بهوجود میآورد و یکسری را هم ما بهوجود میآوریم. اگر یک انسان درون خود نقطه تحمل را بالا ببرد، در مقابل قانون سرما زمان بیشتری دوام میآورد؛ درواقع این فرد توانسته نیرویی را به وجود بیاورد که بتواند اثر بیرون را خنثی کند و به همین خاطر جایگاهها عوض میشود.
منبع: فایل صوتی «انواع تعادل» از استاد امین دژاکام
نویسنده: راهنمای تازهواردین همسفر مهدیه
رابط خبری: مرزبان خبری همسفر نیره
ارسال: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی جواد گلپایگان
- تعداد بازدید از این مطلب :
57