English Version
This Site Is Available In English

دلنوشته مسافر علی از لژیون ششم پرستار

دلنوشته مسافر علی از لژیون ششم پرستار

با قوت گرفتن از قدرت مطلق الله 

علی گرانوند، لژیون ششم

 

راهنمای عزیزم هفته راهنما مبارک


با قلبی سرشار از سپاسگزاری، این کلمات را برای شما می‌نویسم. در مسیری که گاه پر از فراز و نشیب بود، حضور پر از **صبر و درک** شما، چون نوری هدایتگر، چراغ راهم بود.

می‌دانم که گاه قدم برداشتن سخت است و گاه دل نیاز به شنیده شدن دارد. در تمام این لحظات، آغوش گرم و نگاه فهمیده شما، پناهگاهی امن بود که فضایی برای رشد و بازیابی به من بخشید. صبوری شما در مواجهه با تردیدها و درک عمیق‌تان از چالش‌های درونی، به من جرأت داد تا با صداقت بیشتری خودم را ببینم و قدم در مسیر بهبودی بگذارم.

از اینکه با شکیبایی به حرف‌هایم گوش دادید، با درایت راهنمایی کردید و در لحظات دشوار کنارم بودید، بی‌نهایت سپاسگزارم. شما تنها یک راهنما نبودید، بلکه الگویی از عشق و انسانیت بودید که باور به توانایی‌های از دست رفته را در من زنده کردید.

پیشاپیش از گام‌های بعدی در مسیرتان قدردانی می‌کنم و سلامتی و شادکامی روزافزون شما را از خداوند منان خواستارم.

 

اعلام سفر:

علی گرانوند C60: سلام دوستان علی هستم یک مسافر
آخرین آنتی ایکس مصرفی شیره تریاک
ده ماه سفر کردم
با داروی اوتی
رهنمای محترم اقا محسن شهرابی
مدت رهایی بادستان پرمهر آقای مهندس
چهار سال و ده ماه بیست و دو روز

 

وبلاگ نمایندگی پرستار 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .