جلسه سیزدهم از دوره چهارم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی ارم، (کرج ) با استادی راهنمای محترم مسافر محسن، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر نورالدین با دستورجلسه«D.SAP » در روز سه شنبه ۲۱ بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت۱۵:۳۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محسن هستم یک مسافر
خدا را شکر میکنم که یکبار دیگر این توفیق را به من داد تا این جایگاه را تجربه کنم.از نگهبان و دبیرمحترم تشکر میکنم که مسئولیت و اداره جلسه را به من واگذار کردند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم.
حدوداً چهار ماه سفر بودم که کرونا آمد. من به چشم خودم دیدم که کنگره چطور از مشکلی عبور کرد که برای خیلیها یک بحران بزرگ بود. با همان چیزهایی که بیرون ساده از کنارش رد میشوند؛ D.SAP که در کنگره آموزش داده میشود.
در همان شعبه خودمان افراد زیادی را دیدم که به کرونا مبتلا شدند، حتی مشکل شدید ریه داشتند، اما با بخور D.SAP توانستند از آن مشکل عبور کنند.
من خودم هم تجربه شخصی دارم. دخترم گوشه چشمش یک دانه زده بود. به دکترهای پوست زیادی مراجعه کرده بودم و کرمهای دستساز مختلفی داده بودند، اما نتیجه نگرفته بودیم. یک روز خدمت آقای مهندس رسیدیم. ایشان گوشه چشم دخترم را دیدند و پرسیدند کرم D.sap زدی؟ گفتم نه، ولی دکتر زیاد رفتیم. گفتند همه آن داروها را قطع کن، صبح، ظهر و شب کرم D.sap بزن و یک هفته بعد خبرش را بده.
راستش خیلی نگران بودم، چون کنار چشم بود، اما گفتند حتی اگر داخل چشم هم برود مشکلی ندارد. حدود ده روز استفاده کردیم و کاملاً از بین رفت. این چیزی بود که خودم با چشم دیدم.
خودم هم بهخاطر رفتن به استخر دچار قارچ پوستی شده بودم. از کرم D.sap استفاده کردم و بعد از حدود یک ماه کاملاً برطرف شد.
در مورد D.sap هم بگم که الان خودم، خانوادهام، حتی بچهها، عادت کردیم صبحها یک درِ نوشابه داخل یک لیوان آب ولرم میریزیم و استفاده میکنیم، خیلی هم نتیجهاش خوب بوده است.
عزیزانی که سفر اول هستند حتماً با مشورت راهنمایشان استفاده کنند. چون مشکل یبوست که در سفر اول برای خود من هم یک مشکل جدی بود، با همین آموزشها بهراحتی حل می شود.
از این بابت خیلی خوشحالم که جایی هستم که یک نفر بالای سر ماست و آموزش میدهد؛ نه فقط زندگی کردن، بلکه عبور کردن از مسائل و مشکلات را هم به ما یاد میدهد.
امروز صبح ساعت شش که بیدار شدم دیدم گوشیم ده تماس از دسترفته دارد. تماس از پاسگاه بود. گفتند ماشین پراید داری؟ گفتم بله. گفتند بیا کنار ماشینت. رفتم و دیدم ماشینم کاملا سوخته است. همسایهها خیلی نگران بودند. یکی گفت بیمه بدنه داری؟ گفتم بله. گفت پس به خاطر همین است که این قدر خونسرد هستی ، گفتم نه؛ من حتی اگر بیمه هم نداشتم،برایم مشکلی نبود، مهم این است که من سالم هستم، خانوادهام سالمند و میتوانم از این اتفاق هم عبور کنم.
این چیزی است که کنگره به من یاد داده؛ هر مشکلی، هر اتفاقی، حتی سوختن ماشین در برابر عبور من از اعتیاد، کوچکترین اتفاق زندگی من است.
خدا را شکر میکنم و سپاسگزارم که آقای مهندس و خانواده محترمشان هستند که این بستر را فراهم کردند تا ما بیاییم و آموزش بگیریم. امیدوارم همه ما در این مسیر ثابتقدم باشیم و استفاده کنیم.
ممنون که به صحبتهای من گوش کردید.
انتشار:مسافر فخرالدین
- تعداد بازدید از این مطلب :
99