جلسهی چهاردهم از دورهی چهلویکم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی کاسپین، با استادی مسافر شعبان ، نگهبانی مسافر بهمن و دبیری مسافر رضا، با دستور جلسه " d.sap" روز یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۱۵.۳۰آغاز به کار کرد.
.jpg)
سخنان استاد:
خدا را شکر می کنم توفیق حاصل شد در این جایگاه قرار بگیرم و خدمت کنم و آموزش بگیرم از نگهبان و دبیر تشکر می کنم این سفر، سفر بیدار شدن من از خودم بود.
وقتی وارد کنگره شدم، اصلاً با ذهنیت درمان نیامده بودم. تصورم از حضور در اینجا چیز دیگری بود؛ نه برای رهایی آمده بودم و نه برای ساختن خودم. بعدها شنیدم که میگویند: «پیام کنگره باید به آدم برسد.» پیام برای من، به شکلی عجیب و متفاوت رسید.
روزی در خیابان، با مردی آشنا شدیم؛ قرار شد برویم مواد تهیه کنیم و کار خودمان را انجام دهیم. با او برای روز بعد قرار گذاشتیم. فردا، در ساعتی مشخص، به جایی آمدیم که نمیدانستم چیست. ساعت حدود دو بعدازظهر بود. وقتی آن مکان را دیدم، با خودم گفتم: «اینجا هرچه باشد، موادش باید خوب باشد؛ حداقل یاد میگیرم چطور داشته باشمش.»
اما سرنوشت برای من چیز دیگری در نظر گرفته بود.
آن روز برای اولین بار با آقای هادی مقدم برخورد کردیم؛ کسی که راهنمای تازهواردان شد. واقعاً دست ایشان را میبوسم که چنین صحنهای پیش آمد و پای من به این مکان باز شد. همان دیدار اول باعث شد مسیر زندگیام تغییر کند.
آن روز با ایشان صحبت کردیم و گفتند ساعت پنج یا شش دوباره بیایم. رفتم و برگشتم. دوباره آمدم؛ این بار برای حضور در جلسات…
و آنجا بود که ناآگاهانه قدم در مسیری گذاشتم که قرار بود مرا از خودِ قبلیام جدا کند و به انسانی دیگر تبدیل کند
از این که به صحبت های من توجه کردین از همه شما ممنون و سپاسگزارم
.jpg)
مرزبان کشیک: مسافرمحمدرضا
عکاس: مسافر امیر
تایپ: مسافر مسعود
تنظیم: مسافر مسعود
تهیه شده در سایت مسافران کاسپین
- تعداد بازدید از این مطلب :
106