English Version
This Site Is Available In English

دلنوشته مسافر محسن توفیقی از لژیون ششم نمایندگی پرستار

دلنوشته مسافر محسن توفیقی از لژیون ششم نمایندگی پرستار

با قوت گرفتن از نیروی برتر «الله»

سلام دوستان محسن هستم یک مسافر 

**به نام آن دانای رازها، و به پاسِ نگاهِ تیزبینِ خردمندانش**

سال‌ها بود که سینوزیت، چون سایه‌ای سنگین و آزاردهنده، بر زندگی‌ام چنبره زده بود. هر دم، کشیدنِ نفس، نبردی بود با گرفتگی و دردی که انگار هرگز قرار نبود پایان یابد. سردردهایِ امان‌بریدنی، سنگینیِ مفرط در صورت و پیشانی، و حسی دائمی از ناخوشی، دنیایم را به حفره‌ای تاریک و پر از درد تبدیل کرده بود که درک آن فقط برای کسانی امکانپذیر است که بیماری سینوزیت را تجربه کرده باشند. بارها و بارها به سراغِ درمان‌ها رفتم؛ از داروها و بخورهایِ رنگارنگ گرفته تا روش‌هایِ تجربه‌شده‌ای که  برای هیچ کس  کارساز نبود،از زالو درمانی گرفته تا مصرف  انواع قرصهای آنتی بیوتیک وحتی ساکشن عفونت پیشانی از راه بینی  که  برای من تنها تسکین‌هایِ موقتی و ناپایدار به همراه داشت. هر روز، با انبوهی از ناامیدی، چشم به راهِ روزی بودم که بتوانم آزادانه نفس بکشم و طعمِ واقعیِ زندگی را بچشم.

در اوجِ این سیاهی و ناامیدی، هنگامی که دیگر هیچ نوری در پیشِ رو نمی‌دیدم، تقدیر مرا با داناییِ مردی بزرگ آشنا کرد؛ محققی که عمر گرانبهایش را وقفِ پژوهش و کشفِ راه‌هایِ درمانیِ طبیعی نموده بود. او، با نگاهی عمیق به طبیعت و درکی فراگیر از سازوکارهایِ بدن، راهی نو به رویم گشود. راهی که در دلِ خود، نه دارویی شیمیایی، بلکه گوهری ناب از دلِ طبیعت را پنهان داشت: **عصاره‌ی سیبِ «دی سپ» (D-Sap)**.

هنگامی که به مدت زمانی معین و طبق برنامه ای مشخص این عصاره‌ی شگفت‌انگیز را مصرف کردم، با ناباوریِ شیرینی، شاهدِ تحولی بودم که سال‌ها انتظارش را می‌کشیدم. «دی سپ»، نه تنها طعمِ دلپذیرِ سیب را داشت، بلکه گویی چکیده‌ی حیات و هوشمندیِ خودِ سیب بود که مستقیماً به قلبِ دردهایم نفوذ می‌کرد. قطره‌قطره‌ی این عصاره، شروع به باز کردنِ راه‌هایِ مسدود شده کرد، التهابِ مزمن را فرو نشاند و آن سنگینیِ آزاردهنده را از صورت و جانم زدود. کم‌کم، نفس‌هایم عمیق‌تر و راحت‌تر شد، سردردها رنگِ باختند و جهان، دوباره رنگ گرفت. «دی سپ»، معجزه‌ی کوچکی بود که زندگی را به من بازگرداند؛ نه فقط تسکینی موقت، بلکه درمانی حقیقی که پس از سال‌ها رنج، مرا از بندِ سینوزیتِ لجوج رهایی بخشید.
دوستان من محسن هستم یک مسافر که اکنون دوسال و هشت ماه از بند مواد مخدر و سینوزیت آزاد و رها هستم
از محقق و کاشف بزرگ مهندس حسین دژاکام و استاد عزیزم محسن که علم ایشان را با عشق به من آموختند بی نهایت سپاسگزارم

 

برای انجام این عمل عظیم
شکر شکر شکر...

 

وبلاگ نمایندگی پرستار

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .