نهمین جلسه از دوره دوم کارگاههای آموزشی- خصوصی خانمهای مسافر و همسفر نمایندگی شقایق قشم، با استادی راهنما مسافر هورا، نگهبانی مسافر ندا و دبیری همسفر مریم با دستور جلسهٔ "وادی سیزدهم و تاثیر آن بر روی من" در روز چهارشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۴ در محل دانشگاه خوارزمی قشم، رأس ساعت ۱۱:۳۰ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان هورا هستم یک مسافر
خدا را شکر می کنم که امروز دوباره در کنار هم هستیم. دستور جلسه امروز وادی سیزدهم است. همانطور که میدانیم در کنگره 60، درمان اعتیاد روی سه ضلع جسم، روان و جهانبینی استوار است. ضلع جهانبینی بسیار تا بسیار مهم میباشد. کسی که به وادی سیزدهم میرسد، تقریباَ یک مرحله را تمام کرده و سفر اولش در حال اتمام است. وادی دوازدهم میگوید: در آخر امر، امر اول اجرا میشود. شما گندم میخواستید؟ دانه کاشتید و ۸ ماه بعد چیزی که اول کار میخواستید را دریافت کردید.
اگر میخواهیم به درمان برسیم، یک شبه نمیشود، 10 الی 11 ماه باید سفر کنیم تا به نتیجه برسیم. حال وقتی درمان شدم، آیا ماجرا تمام میشود؟ وادی سیزدهم میگوید، نه! پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست. به نظر من این دستور جلسه برای کسانی است که به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارند، کسی که معتقد نیست، میگوید همه چیز با مرگ تمام میشود.
در ابتدای این وادی به زیبایی در مورد سه مرحله تغییر، تبدیل و ترخیص صحبت میکند. مثالی میزند از یک چاه و دَلو؛ زمانی که ما وارد کنگره میشویم، این دلو را میفرستیم در چاه آب، این مرحله تغییر است. وقتی دَلو میرسد تَهِ چاه و پر میشود، یک مرحله به اتمام میرسد و وارد مرحله دیگر میشویم؛ مرحله تبدیل. با گرفتن گل رهایی، دَلو پر از آب میشود. این یک مرحله دیگر است، ولی دلو هنوز ته چاه است، با سفر دوم و خدمت کردن مرحلهای دیگر آغاز میشود، آنجا مراحل ترخیص و خارج شدن از چاه انجام میگردد. ولی آیا تمام میشود؟ خیر! این مراحل تغییر، تبدیل و ترخیص در تمام پروسه زندگی ما ادامهدار است. این دستور جلسه به ما امید میدهد که هیچوقت چیزی تمام نمیشود؛ اگر مسافری به مقصد برسد، یک نفر دیگر از در وارد میشود تا سفرش را شروع کند.
در این وادی راجع به "یوم الفصل" میگوید؛ یوم الفصل چیست؟ وقتی مرحلهای تمام میشود و وارد مرحله دیگر میشویم، این یوم الفصل ماست. شخص به کنگره میآید و درمان میشود، یوم الفصلش است. هر موجودی بمیرد، جای دیگری بیدار میشود و به حیات خود ادامه میدهد. این جزو قوانین هستی است. ما کارهای ارزشی انجام میدهیم تا نور وجودمان زیاد شود، تاریکی و جهالت از درونمان برود و دانایی کسب کنیم. کسانی که این دانایی را به دست میآورند، در مسیر خودشان از این شرابی که نوشیدهاند باید به دیگرانی که در رنج به سر میبرند بدهند. و چقدر شاهد این اتفاقات هستیم؛ یک عده نور شدند و رفتند، ولی یک عده ماندهاند که حیرانند. حال ما باید دست آنان را بگیریم تا بتوانیم مرهمی بر جراحاتشان بگذاریم و کمک کنیم تا از این عقبههای سخت عبور کنند. ولی اول باید خودتان را پس بگیرید و سفر اول را با کیفیت خوب به پایان برسانید، تا بتوانید کمک و چراغ شوید برای کسانی که در تاریکی هستند.
انسان باید بفهمد و درک کند که هیچوقت از راه غلط و ضد ارزشها نمیتوان به ارزشها رسید. باید صبور باشید و تماشا کنید. کسی که باد بکارد، طوفان درو میکند؛ "هرچه کنی به خود کنی، گر همه نیک و بد کنی". انسان دوبعدی در آرامش و صلح زندگی میکند. اگر بخواهیم چیزی به کسی بدهیم، باید خودمان داشته باشیم، پس اگر در آرامش و صلح باشیم میتوانیم به دیگران کمک کنیم.
ما برای رشد مثلث عشق و عقل و ایمان، احتیاج به چیزی داریم که جایی از آن صحبت نشده و آن "نهر خمر" است. خمر وجود ما چیست؟ همان دینورفین، آنکفالین، سروتونین، دوپامین و سایر مواد شبه افیونی که در بدن هر انسانی ترشح میشود. ولی کسی که دچار اعتیاد میشود، دیگر بدنش این مواد را تولید نمیکند. جسم انسان طوری طراحی شده که احتیاج به این مواد شبه افیونی دارد، درنتیجه شخص مجبور به مصرف میشود. مگر اینکه جایگزینی به جسم بدهیم تا خودش دوباره بتواند ترشح کند و شخص دیگر نیاز به مصرف مخدر بیرونی نداشته باشد، مانند کسانی که در کنگره درمان میشوند. پس عدم تعادل و عملکرد نادرستِ خمر بدن، باعث میشود نتوانید از مثلث عشق و عقل و ایمان استفاده کنید.
در جای دیگری به زیبایی میگوید؛ "ایمان، برای انسان امنیت به ارمغان میآورد، وقتی نباشد گویی چیزی برای حفظ انسان بر روی این سنگ بزرگ بنام زمین وجود ندارد". وقتی ایمان داشته باشید، به یک درخت یا به هر چیز دیگری، همان شما را از تاریکی و گذرگاه سخت بیرون میکشد، کمک میکند و حس امنیت به شما میدهد. ولی اگر ایمان نداشته باشید، احساس ناامنی میکنید.
پس هر دورهای تمام شود، دورهای دیگر آغاز میگردد. ولی مهم این است آن دوره را چطور و با چه نمرهای تمام کردیم، سرآغاز بعدی ما از همان جا شروع میشود. همه ما روزی میرویم، ولی دستاورد من در این سفر زندگی چیست؟ آغاز بعدیام چگونه است؟ این برای سفر دومیها پیام دارد؛ وقتی سفر اول تمام شد، فکر نکنید همه چیز تمام شده، نه! تازه آغاز مرحله دیگریست، آنچه کسب کردید را باید در این مرحله پیاده کنید. این وادی امید بسیاری به ما میدهد و میگوید آغازهای بیشماری در انتظار ماست.
تایپ: مسافر هیلدا- نمایندگی شقایق قشم
عکس: مسافر معصومه- نمایندگی شقایق قشم
ویرایش و ارسال: مسافر خاطره
- تعداد بازدید از این مطلب :
42