دهمین جلسه از دور چهل و یکم کارگاه های آموزشی ویژه مسافران و همسفران کنگره 60 ، نمایندگی ایمان با استادی دیدبان مسافر داوود، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر اشکان با دستور جلسه "D.AP" در روز شنبه 18بهمن ماه 1404 ساعت 15:30 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد :
بسیار خوشحالم و خدا را شاکرم که این فرصت برای من فراهم شد تا در این جایگاه بنشینم و خدمتگزار باشم. اگر اجازه بدهید، چند دقیقهای در خصوص مسیر خودم صحبت کنم. روز اولی که وارد شعبه و کنگره شدم، روی همین صندلیها نشستم و با خودم فکر میکردم افرادی که در این جایگاه مینشینند و صحبت میکنند، استادانی هستند که حالشان کاملاً خوب شده و توانستهاند از مصرف مواد عبور کرده و به رهایی برسند.
سفر اولی که آغاز کردم، متأسفانه ناموفق بود. در آن مقطع، تمام تمرکز من فقط بر کنار گذاشتن مواد مخدر بود؛ زیرا تصور میکردم بزرگترین مشکل زندگیام مصرف مواد است و اگر مواد نباشد، میتوانم زندگی سالم و درستی داشته باشم. در سفر اول، حدود ۱۱ ماه مسیر را طی کردم، اما پس از رهایی، تنها ۸ روز توانستم دوام بیاورم و دوباره دچار برگشت شدم. همانجا بود که متوجه شدم مواد مخدر، مسئله اصلی من نیست و مشکل عمیقتری در وجود من وجود دارد که مانع از رهایی پایدار میشود.
.JPG)
در سفر مجدد، به این نتیجه رسیدم که اگر تغییری اساسی در درون خودم ایجاد نکنم، هیچ چیز در زندگیام تغییر نخواهد کرد. با راهنماییهای راهنمای محترمم، استفاده از تجربیات گذشته و کمک دوستان، دریافتم که بهترین مسیر، فرمانپذیری و حرکت بر اساس آموزشهاست.
در این مسیر، یکی از الگوهای من هملژیونی عزیزم، آقای مهران بود. هر زمان که ایشان در لژیون صحبت میکردند، آن حال و کیفیت عبور از مصرف را برای خودم مجسم میکردم. همچنین با راهنماییهای ارزشمند استاد محترم، آقای مصطفی، توانستم از آن گذرگاه عبور کنم؛ اما نه فقط با هدف کنار گذاشتن مواد، بلکه با هدف تغییر سبک زندگی.
به این باور رسیدم که برای رسیدن به رهایی واقعی، لازم است نگرش و نوع نگاه من به زندگی تغییر کند. اینکه همان فرد سابق باشم و صرفاً مصرف نکنم، نتیجهای جز بازگشت نخواهد داشت؛ تجربهای که بارها در جاهای دیگر، کمپ و مسیرهای دیگر آن را تجربه کرده بودم.
به لطف فرمانبرداری و اجرای آموزشها، زندگی من به شکلی تغییر کرد که هرگز تصورش را نمیکردم. فردی بودم با منیت بالا، ترسها و ناامیدیهای فراوان، و بارها تلاش کرده بودم به روشهای مختلف زندگیام را تغییر دهم، اما موفق نشده بودم. از زمانی که با کمک کنگره ۶۰ شروع به تغییر خودم کردم و از آموزشها، دانایی و آگاهیها بهره گرفتم، متوجه شدم ریشه گرایش من به مصرف، مشکلات روحی و روانی حلنشده بوده است.
.JPG)
وقتی این گرههای درونی را شناسایی کردم و روی آنها کار کردم، مصرف مواد بهصورت طبیعی و تدریجی در زندگیام کمرنگ شد. آنجا بود که بهوضوح دریافتم مشکل اصلی من مواد مخدر نبوده، بلکه مسائل درونی حلنشدهای بودهاند که مرا به سمت مصرف سوق میدادند.
از صمیم قلب از تمامی عزیزانی که در این مسیر به من کمک کردند، قدردانی میکنم. این رهایی را عمیقاً دوست دارم؛ زیرا آن را با تمام وجود لمس میکنم. امروز نهتنها علاقهای به مصرف مواد ندارم، بلکه هیچ کشش و احساسی نسبت به آن در من وجود ندارد. حتی در مواجهه با مصرفکنندگان یا محیطهای مصرف، هیچ تأثیری بر من ندارد و احساس میکنم کاملاً از آن مدار خارج شدهام
لازم میدانم صمیمانه از بنیان کنگره، مهندس عزیز، بابت آگاهیها و آموزشهای ارزشمندی که در اختیار ما قرار دادهاند تشکر کنم. همچنین از راهنمای گرامیام، همسفر عزیزم که شرایط خانه را بهگونهای فراهم کردند تا مسیر رهایی برایم هموار شود، و از تمام دوستانی که در این راه یاریرسان من بودند، قدردانی میکنم.
روزی که وارد کنگره شدم و روی یکی از این صندلیها نشستم، فاصله فیزیکی آن صندلی تا جایگاهی که امروز در آن نشستهام شاید کمتر از ۱۰ متر باشد؛ مسافتی که در کمتر از یک دقیقه طی میشود. اما طی کردن این مسیر، بیش از یک سال زمان برد.
این مسیر، مسیری همراه با تلاش و زحمت است؛ نه کار شاق، اما نیازمند گذشتن از برخی خواستهها و شناخت درست خواستههای معقول و نامعقول، تا انسان بتواند در مسیر درست زندگی حرکت کند.
در پایان، اشارهای هم به موضوع D.SAP داشته باشم. من دچار غلظت خون بودم، بدون آنکه از آن آگاهی داشته باشم. علائمی مانند خوابآلودگی شدید، بهویژه بعد از غذا، بیحوصلگی و کسالت داشتم. با توصیه استاد محترم، آقای مصطفی، مصرف منظم D.SAP را آغاز کردم و پس از مصرف سه وعده در روز، تأثیرات بسیار مثبت آن را مشاهده کردم. این محصول تأثیر چشمگیری داشت و بهدلیل طبیعی بودن آن، دیگر نیازی به مصرف داروهای شیمیایی برای من باقی نماند.
تایپ: مسافر احمد
عکاس خبری : مسافر حسن
ویرایش و ارسال : مسافران مهدی و علی
- تعداد بازدید از این مطلب :
566