English Version
This Site Is Available In English

اقیانوس آرامش و آسایش

اقیانوس آرامش و آسایش

جلسه ششم از دوره پنجاه‌وچهارم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی پرستار به استادی راهنما همسفر فریده، نگهبانی همسفر افسانه و دبیری همسفر پریسا با دستور جلسه «وادی سیزدهم، پایان هر نقطه، سر آغاز خط دیگری است». و تاثیر آن روی من روز سه‌شنبه ۷ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

دستورجلسه امروز وادی سیزدهم است. وادی سیزدهم به من می‌گوید: «پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است».  یعنی هر چیزی که در این دنیا فکر می‌کنیم پایانی دارد، در حقیقت پایانی ندارد و هیچ‌چیز در این دنیا به‌طور مطلق تمام نمی‌شود. من نباید به این فکر کنم که این فصل دیگر تمام شده است زیرا این‌گونه نیست و فصل دیگری آغاز می‌شود. هر چیزی را که تمام‌شدنی می‌پندارم، جز فرمان خداوند است و باید بدانم که هیچ‌چیز در این دنیا پایانی ندارد.

پایان مجردی، تأهل است. پایان پاییز و زمستان، بهار و تابستان است. حتی درباره‌ مرگ نیز ما فکر می‌کنیم همه‌چیز تمام می‌شود. در حالی که در قرآن به ما اشاره شده است: «مرگ پایان زندگی نیست». من فکر می‌کنم در این دنیا یک دوره‌ای را پشت سر می‌گذارم و تمام می‌شوم؛ در صورتی که ما وارد بعد بعدی می‌شویم تا زندگی دیگری را از سر آغاز کنیم، البته با خصوصیاتی که از این‌جا با خود می‌بریم. این‌که بگویم با همین شرایط فعلی به جهان بعدی می‌رویم، درست نیست؛ بلکه خصوصیاتی که در این دنیا کسب کرده‌ایم، در آن‌جا همراه ما خواهند بود.

پس یاد می‌گیرم که: «پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است». هر دفتری که بسته می‌شود، کتاب دیگری پشت سر آن گشوده می‌شود. هر مسافری که سفرش به پایان می‌رسد، مسافر دیگری سفر خود را آغاز می‌کند. در این دنیا هیچ موجودی به خواب نمی‌رود. اگر می‌گویند کسی به خواب رفته است، در واقع خودش را به خواب زده است؛ زیرا این خواب، خواب ظاهری است تا بتواند نیرو و توان خود را دوباره به دست آورد.

وادی سیزدهم به من می‌گوید: این فرد در ظاهر خواب است، اما در حال نیرو گرفتن است تا بتواند مسیر خود را پیدا کند و فرمان خداوند را بهتر اجرا کند. اگر زمانی مسافر من حرف مرا گوش نمی‌کند، سفرش را خراب می‌کند یا اتفاقی برای او می‌افتد و ما می‌گوییم این اصلاً حرف در سرش نمی‌رود، در واقع خودش را به خواب زده است. این نیز فرمان خداوند است که در این مقطع در خواب باشد، زیرا می‌خواهد انرژی جدیدی کسب کند تا با نیرویی تازه‌تر حرکت کند.

وقتی انسانی می‌خواهد لحظه‌ای را از نو آغاز کند و تغییر دهد، می‌تواند همان لحظه یک نقطه بگذارد و چیزی را شروع کند که بر وفق مرادش باشد. هر جا دید مسیر زندگی او را آزار می‌دهد، سخت شده است و ادامه دادن ممکن نیست، همان‌جا می‌تواند به خود یک ایست بدهد؛ یعنی روی آن بخش از زندگی‌اش نقطه بگذارد و برای تغییر کردن شروع کند. وقتی تغییر اتفاق بیفتد، می‌تواند در مسیری قرار بگیرد که دوباره به سمت آرامش و آسایش حرکت کند. انسان با آموزش‌هایی که فرا می‌گیرد، می‌تواند زندگی خود را به سمت آرامش و آسایش هدایت کند.

در مسیری که به سمت آرامش و آسایش حرکت می‌کنیم، ممکن است مشکلات زیادی سر راه ما قرار بگیرد؛ اما این مشکلات در زندگی ما وجود دارد، نباید خسته شویم و بگوییم: چه اشتباهی کردیم، کاش مسیر قبلی را می‌رفتیم. اگر بخواهیم این مسیر را ادامه دهیم، نیروهای منفی سد راه ما می‌شوند و اجازه نمی‌دهند پیش برویم؛ مسلماً مشکلاتی را در مسیر ما قرار می‌دهند. من نباید از مشکلات بترسم؛ باید راه را ادامه بدهم تا به آن صراط مستقیمی که موجب آرامش من می‌شود، هدایت شوم.

اما چگونه می‌توانم راه را از چاه و تاریکی را از روشنایی تشخیص بدهم؟ اول باید آموزش بگیرم و دوم باید تزکیه و پالایش را آغاز کنم. تزکیه و پالایش را باید از خودم شروع کنم؛ از درون خودم. وقتی این پالایش را آغاز می‌کنم، تازه می‌فهمم آن آرامشی که به ‌دنبالش بودم چیست. زمانی می‌توانم به آرامش برسم که آموزش خود را گرفته باشم. وادی سیزدهم به من می‌گوید که می‌توانم جزو انسان‌های دوبعدی باشم. انسان تک‌بعدی باید یک پروسه را پشت سر بگذارد؛ اما با آموزش‌هایی که تا امروز گرفته‌ام، می‌توانم یک انسان دوبعدی یا حتی سه‌بعدی شوم.

انسان دوبعدی چه انسانی است؟ انسانی که دارای عشق، عقل و ایمان است. اگر این انسان بتواند این سه را در درون خود عملی سازد، به آرامش می‌رسد و با دادن و گرفتن محبت، در اقیانوس آرامش و آسایش غوطه‌ور می‌شود. کسی که دارای محبت است، می‌تواند محبت بدهد و به ‌راحتی محبت بگیرد. انسان‌ها زمانی می‌توانند به این مرحله برسند که به فرمان عقل عمل کنند. این انسان‌ها می‌توانند در بهشتی که خداوند به آن‌ها وعده داده است، در آرامش و آسایش زندگی کنند.

پس به ‌خوبی می‌دانیم که: «پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است» و این معنا را زمانی درک می‌کنیم که به محبت کامل برسیم و در پایان هرچه انسان عاقل‌تر باشد، عاشق‌تر است؛ هرچه عاشق‌تر باشد، باایمان‌تر است و هرچه باایمان‌تر باشد، عاقل‌تر است.

مرزبانان کشیک: همسفر فاطمه و مسافر مجتبی
تایپیست: همسفر هدیه رهجوی راهنما همسفر مهدیه فاطمه (لژیون دوازدهم)
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر نیلوفر رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پرستار

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .