گاهی آدم راه را پیدا نمیکند، راه آدم را انتخاب میکند. کنگره۶۰ انتخاب من نبود، زندگی دوباره من بود. به جایی رسیده بودم که سرکوب ناتوانیها دیگر جواب نمیداد، فهمیدم باید آنها را ببینم، درکشان کنم و از دلشان عبور کنم. برای من ناتوانیها دیگر مانع نبودند؛ بلکه تبدیل به فرصتی شدند برای رشد، تغییر و بهتر شدن. آنجا بود که فهمیدم رسیدن به خود از شناختن محدودیتها و ترسها آغاز میشود از همان نقطهای که جرأت میکنی بایستی و خودت را صادقانه ببینی.
آقای مهندس دژاکام میفرمایند: «وقتی صفحهای سیاه باشد نمیشود بر روی آن تصویری خلق کرد؛ باید باورهای سیاه و تاریک پاک شوند تا بتوان دوباره نقشی تازه بر صفحه سفید آفرید.» این جمله برای من فقط یک حرف نبود؛ بلکه یک مسیر شد تا یاد بگیرم روی کلمات مکث کنم، روی مفاهیم فکر کنم تا از سطح به عمق برسم که این مسیر آسان نبود هم سخت و هم سهل بود.
حجابهای منفی درونم اجازه نمیدادند تا حقیقت را بفهمم؛ گاهی حتی معنی سادهترین مفاهیم مثل بخشندگی، پشت پردهای از ناآگاهی پنهان میشد؛ اما آرامآرام فهمیدم اولین قدم، یک فکر و یک اندیشه است که این اندیشه، آغاز خلق است و اینجاست که نیروهای القا، احیا و تحرک به کمک انسان میآیند تا راه باز شود و حرکت آغاز شود.
استادانی در کنگره۶۰ در مسیر الهی پرورش یافتهاند که بیمنت و با عشق آموزش میدهند. در این مسیر امواج الهی از انسانهایی که در این چرخه خدمت میکنند جاری میشود و همین جریان ما را به سمت تکامل یعنی آگاهی بیشتر میبرد. در این جهان قویترین و دقیقترین دوربینها ناظر ما هستند و هر فکر، عمل و انتخابی ثبت میشود و این من هستم که انتخاب میکنم این چند صباح، زندگی را چگونه ترسیم کنم؟ هرکجا از خطوط و قوانین الهی خارج شوم ضربه خواهم خورد. کنگره۶۰ از من قالبی توانمند میخواهد، قالبی که هر سال میوه بدهد.
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون ششم)
رابط خبری: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر نگار (لژیون سوم) دبیر سایت
نمایندگی همسفران سهروردی اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
27