خداوند را شاکرم که من را در این مسیر قرار داد تا با کنگره آشنا بشوم. من روز جشن همسفران به عنوان تازهوارد به کنگره آمدم و فقط میخواستم برای عکس گرفتن مسافرم را همراهی کنم؛ ولی با ورود به این مکان مقدس چنان دلگرمی و آرامشی از آن جمع صمیمی که با عشق از من استقبال کردند گرفتم که انگار وارد بهشت شدم، از آن روز تا حالا یکسال میگذرد که من به این بهشت زیبا آمدم، من از کنگره جون گرفتم، آرامش گرفتم. کنگره به من قدرت درک کردن و قدرت فهمیدن جهان اطراف که چطور در مقابل ناملایمتیها بایستم، به من صبر و آرامش، بخشش و بخشیدن و درست زندگی کردن را یاد داد؛ یاد گرفتم چطور از فکرهای منفی و آدمهای منفی دور بشوم، یاد گرفتم خودم و انسانهای دیگر را دوست داشته باشم و قشنگیهای اطرافم که به چشم من نمیآمد را ببینم و لذت ببرم و این را مدیون کنگره هستم.
من تا قبل از کنگره فقط زنده بودم و زندگی کردن بلد نبودم همیشه در یأس و ناامیدی بودم، تا یکی به من میگفت: همسرت مصرفکننده هست سریع ناراحت میشدم و گریه میکردم و همیشه در مهمانیها نگران بودم که از من راجع به مصرف مسافرم چیزی نپرسند؛ چون باعث شرم و خجالت من بود، هیچ وقت مسافرم در مهمانیهای خانوادگی شرکت نمیکرد یا همیشه چرت میزد و من خیلی ناراحت بودم همیشه نذر و نیاز میکردم و هیچ نتیجهای نمیگرفتم تا جایی که دیگر از ائمه هم قهر کرده بودم و دیگر نذر و دعا نمیکردم تا اینکه با کنگره آشنا شدیم و شکر خدا مسافرم رها شده است و این را مدیون کنگره هستم، صمیمانه تشکر میکنم از تمام کسانی که در این راه زحمت میکشند تا من به این حال خوش برسم. خدایا شکر شکر شکر.
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون چهارم)
رابط خبری: همسفر مسیحا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر آمنه (لژیون هشتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی نیمایوشیج
- تعداد بازدید از این مطلب :
82