English Version
This Site Is Available In English

پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است

پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است

سیزدهمین جلسه از دوره سی‌ام کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه همسفران شعبه رودکی به استادی راهنما همسفر زینب، نگهبانی همسفر خدیجه و دبیری همسفر مرضیه با دستور جلسه «وادی سیزدهم (پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است) و تأثیر آن روی من» در روز سه‌شنبه هفتم بهمن ماه ۱۴۰۴ راس ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند را سپاسگزارم که یک بار دیگر در این جایگاه قرار گرفتم؛ زیرا حدوداً چهار سالی است که استاد جلسه ننشسته بودم. خیلی دوست داشتم قبل از این که شال راهنمایی‌ام را تحویل بدهم یک مرتبه دیگر در این جایگاه قرار بگیرم. خداوند را شکر امروز که لژیون سردار خدمتگزار است، روزی من شد تا استاد جلسه باشم. از نگهبان جلسه خانم خدیجه عزیز و نگهبان لژیون سردار خانم مائده عزیز خیلی ممنونم. امیدوارم همگی شما عزیزان حالتان خوب باشد و از اینکه در جمع شما هستم خیلی خوشحالم از ایجنت محترم و مرزبانان گرامی گروه خانواده که تلاش زیادی می‌کنند تا آرامش در این جا برقرار باشد خیلی تشکر می‌کنم. از راهنمای خوبم خانم ظریفه تشکر می‌کنم انشاالله هر کجا که هستند، خیر و برکت در زندگیشان جاری و ساری باشد. دستور جلسه را با پیامی از استاد رعد شروع می‌کنم که می‌فرمایند: سپاس خداوندی را که خود برای انسان‌ها تله درست می‌کند وقتی گرفتار شدند آن‌ گاه با ترفندهایی که خود می‌داند انسان را از آن تله‌ها خارج می‌کند و بر همگی ما واجب است تا در هر شرایطی از خداوند سپاسگزار باشیم.
امیدوارم انسان‌های قدردانی باشیم و ناشکر نباشیم. دستور جلسه‌ این هفته وادی سیزدهم است؛ پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است. وادی‌ها مانند چراغی در مسیر زندگی ما هستند و با پشت سر گذاشتن هر وادی، چراغ ما پر نور می‌شود و زمانی که به وادی سیزدهم می‌رسیم به نظر من چراغ ما پر نورتر شده و می‌توانیم خیلی از مسائل را بشکافیم و تشخیص بدهیم. هر کسی این جمله‌ی پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است را ببیند در نگاه اول شاید برای او مفهومی نداشته باشد؛ ولی ما که جهان‌بینی را آموزش دیده‌ایم به این وادی که رسیده‌ایم، یک‌سری مسائل را متوجه می‌شویم. وادی سیزدهم این درس را به ما می‌آموزد که بایستی در تمام مراحل زندگی تلاش و کوشش کنیم و بدانیم که همگی ما در مسیر زندگی دارای خطی هستیم که باید آن‌ها را ادامه بدهیم. مسئله‌ای که برای ما انسان‌ها ایجاد مشکل می‌کند این است که قبل از به پایان رساندن خط قبلی به دنبال خطی جدید در زندگی می‌رویم! همین موضوع برای ما باعث بوجود آمدن مشکل می‌گردد؛ اگر بخواهیم خط‌های زندگی خود را درست کنیم؛ باید خط اولی که شروع کرده بودیم را به پایان برسانیم، سپس وارد خط بعدی بشویم. در این صورت است که ما هم ظرفیت پیدا می‌کنیم و هم دانش و آگاهی و اگر روزی در هر جایگاهی که قرار بگیریم به خودمان، اطرافیان و سیستم ضربه‌ای وارد نمی‌کنیم، به طور مثال: اگر من بدون هیچ تحصیلاتی بروم دانشگاه و به عنوان دانشجوی رشته‌ی پزشکی در کلاس پای صحبت‌های استاد بنشينم؛ حتی اگر هیچ کسی هم به من حرفی نزند و به من خوش‌آمد هم بگویند، ولی آیا من می‌توانم در آن جلسه بمانم؟ آیا صحبت‌ها و اصطلاحاتی که استاد بیان می‌کند را متوجه  می‌شوم؟ من برای این‌که بتوانم بروم روی آن صندلی بنشینم؛ باید اول خط دوران ابتدایی و بعد خط دوران راهنمایی و سپس خط دوران دبیرستان را بگذرانم و بعد از پشت سر گذاشتن آزمون‌های متعدد و قبولی در این آزمون‌ها بتوانم در کلاس پزشکی حضور پیدا کنم؛ پس هر کاری که قرار است انجام بدهیم مستلزم انجام یکسری تلاش‌ها و کوشش‌ها می‌باشد و آدم نمی‌تواند یک دفعه کاری که می‌خواهد را انجام بدهد و این امر احتیاج به آگاهی و دانش زیاد ما دارد. این علم است که نور آن باعث می‌شود تا انسان کمتر با خطا و اشتباه حال خود را بد کند. زندگی همه‌ی ما آغاز و پایان‌های بسیار زیادی دارد و در پرتو همین‌ها است که ما می‌توانیم رشد کنیم و به درجات بالاتری برسیم‌‌. در زندگی همگی ما یکسری سختی‌هایی وجود دارد و از هر وادی که عبور کردیم به این موضوع در آن‌ها اشاره شده است که ما نمی‌توانیم به همین سادگی هر چیزی را به دست بیاوریم؛ بلکه بایستی از قبل تلاش و کوشش کرده و سختی‌های آن راه را تحمل کنیم تا بتوانیم به یک جایگاهی برسیم. آقای مهندس همیشه می‌فرمایند: پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است، یعنی پایان هر مشکل سرآغاز مشکل دیگری است. به این صورت نیست که بگویی من این مشکل را حل می‌کنم و دیگر مشکلی برای من پیش نمی‌آید. درسی که از وادی سیزدهم گرفتم این است که من باید همیشه در زندگی حالت آماده باش داشته باشم که اگر امروز مشکلی را حل کردم؛ شاید فردا مشکل دیگری برای من پیش بیاید مبادا دست و پای خود را گم کنم و نتوانم با آن مشکل مواجه شوم تا آن را حل کنم. هر اندازه که آگاهی من بیشتر شود، راحت‌تر می‌توانم این مشکلات را حل کنم و ربط آن با لژیون سردار این است که همه فکر می‌کنیم به کنگره ۶۰ آمده‌ایم تا راحت سفر کنیم به درمان برسیم و سپس کنگره را رها کرده؛ ولی لژیون سردار یک دِینی است بر گردن همه‌ی ما که این جا سفر کردیم؛ پس نباید خیلی راحت از کنار آن بگذریم. پایان سفر اول ما در واقع آغاز سفر دوم ما می‌باشد؛ پس همه باید این موضوع را در نظر داشته باشیم و با شرکت در لژیون سردار می‌توانیم سه ضلع مثلثی که آقای مهندس برای پابرجا ماندن کنگره ۶۰ در نظر گرفته‌اند که همانا علم، نیروی متخصص و کمک  مالی اعضا است را حمایت کنیم و با شرکت در لژیون سردار این راه را برای اطرافیان و دوستان خود باز کنیم. ان‌شاالله خزانه‌ی زندگی همه شما پر از پول، مال، ثروت، سلامتی و دل خوش باشد.
تایپیست: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر فریبا(لژیون سوم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فریبا(لژیون سوم)
ویرایش، تنظیم و ارسال: همسفر نگین نگهبان سایت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .