English Version
This Site Is Available In English

تولدی دوباره

تولدی دوباره

بار دیگر شاکر خداوندی هستم که مسیری را پیش رویم قرار داد تا بتوانم خدمت کنم؛ مسئولیتی که با واگذاری نوشتن این دلنوشته به من سپرده شد، فرصتی شد تا با خواندن و نوشتن، دوباره خود را بیابم و به آرامشی عمیق در درونم برسم. در ابتدا، وقتی از من خواسته شد این دلنوشته را بنویسم، با خود گفتم: «خب، فقط یک دلنوشته است دیگر!» اما با بازخوانی وادی سیزدهم، ذهن و افکارم ناخودآگاه به سمت وادی دوم کشیده شد؛ همان وادی‌ که می‌گوید: «هیچ مخلوقی به جهت بیهودگی قدم به حیات نمی‌نهد.» شاید بی‌دلیل نبود که نوشتن این دلنوشته درست در زمانی به من سپرده شد که در شرایطی آشفته، در میانه‌ سردرگمی و دوراهی بودم؛ زمانی که انتخاب مسیر برایم ممکن نبود.

اما با خواندن دوباره‌ وادی سیزدهم، هر واژه‌اش چون جرقه‌ای تازه درونم روشن شد و دریافتم که من برای دلیلی انتخاب شده‌ام. «پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است.» این جمله آن‌قدر کامل و روشن است که نیازی به توضیح ندارد؛ تنها کافی است آن را احساس کنیم تا به معنا و مفهوم ژرفش پی ببریم. این وادی به من آموخت که زندگی، آن‌گونه که در ظاهر می‌بینم، پایان‌پذیر نیست. رسیدن به ته هر مسیر، هر اتفاق و حتی مرگ، پایان کار نیست؛ بلکه آغاز مرحله‌ای تازه است، تولدی دوباره، سفری نو. اما این آغاز باید آگاهانه باشد: می‌خواهم بدانم مقصد این مسیر چیست؟ هدفم از این سفر جدید کدام است؟ و این آغاز چه تفاوتی با سفرهای پیشینم دارد؟ اکنون می‌خواهم با اراده‌ای محکم‌تر و با کوله‌باری پر از تجربه و داناییِ سفرهای گذشته ادامه دهم تا به نقطه‌ پایانی برسم که خود، سرآغاز راهی تازه است؛ راهی که مرا از خودم به «خداوند» می‌رساند، به آن نیرو و قدرت مطلق.

وقتی مسافری به کنگره قدم می‌گذارد، یعنی تصمیم گرفته مسیرش را با هدف رسیدن به مقصد آغاز کند. خطی تازه برای او ترسیم شده؛ می‌داند که راه سخت است؛ اما میل به تغییر همان نیرویی است که رنج را معنا می‌دهد. در پایان این راه، او به انسانی سالم تبدیل می‌شود که می‌تواند گذشته‌اش را جبران کند و در مسیر خدمت قدم بگذارد. پیام آغاز وادی سیزدهم از قلم می‌گوید: از نوشتن، از مکتوب کردن، از تصور و تصویر خواسته‌های بشری، از هدف‌ها و گام‌های بلند در مسیر آفرینش. حرکت، جاری بودن و پیوستن لازمه‌ تکامل است: از چشمه به جویبار، از جویبار به رود و از رود به دریا و اقیانوس خروشان. این پیوستگی است که بستری پربار و استوار می‌سازد. در آن نقطه با فروغی الهی به مکان‌هایی متصل می‌شویم که فرمان از آن‌جا صادر می‌شود؛ جایی که شکوه و قدرت در خدمت محبت است، نه جنگ. محبتی که هم‌چون نوری بی‌انتها در درون هر انسان موج می‌زند.

همان‌جا، خط دیگری آغاز می‌شود جایی که تغییر و تبدیل رخ می‌دهد؛ لحظه‌ای که هدف روشن می‌شود، چون دلویی که از چاه تاریک بالا می‌آید و پر از آب زلال زندگی است. «پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است.» هر مسافری که به مقصد می‌رسد، مسافر دیگری برای سفر مهیا می‌شود. اگر حلاجی بر دار رود، حلاج‌های دیگر چون جوانه از خاک خواهند رویید. این فرمان قدرت مطلق است که همواره در جریان است؛ نیرویی که از مبدأ خویش قوت می‌گیرد تا راه را بیابد و فرمان را بهتر به اجرا درآورد؛ جریانی که تا ابدیت ادامه دارد. نخستین گام در مسیر تغییر، هوشیاری و آگاهی است. گام دوم، پذیرش است و این دو ملزوم تبدیل هستند. برای دگرگونی بزرگ در زندگی، نیازی به جهش‌های عظیم و عجیب نیست؛ کافیست حرکت کنیم با گام‌های کوچک، اما پیوسته. تغییرات کوچک و مداوم، سرانجام به بزرگ‌ترین تغییر زندگی منتهی خواهند شد.

رابط خبری: همسفر رها رهجوی راهنما همسفر زینب (عضو لژیون سردار)
نویسنده: همسفر هاجر رهجوی راهنما همسفر سکینه (عضو لژیون سردار)
ویرایش: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر اعظم (عضو لژیون سردار) نگهبان سایت
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سکینه (عضو لژیون سردار) دبیر سایت
همسفران نمایندگی وحید 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .