جلسه چهاردهم از دوره پنجم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی سهروردی اصفهان به استادی راهنما همسفر مائده، نگهبانی راهنمای تازهواردین همسفر فاطمه و دبیری همسفر راضیه با دستور جلسه «الهام از رمضان» روز دوشنبه ۱۳ بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۳:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه امروز «الهام از رمضان» است و همانطوری که همه میدانیم روش DST و راه درمان آقای مهندس در ماه مبارک رمضان کشف شد و در ادامه کنگره۶۰ شکل گرفت. الهامی که آن زمان به آقای مهندس شد و راهی که باز شد باعث گردید ما هم اکنون بتوانیم از این روش، مکان و آموزشها بهره ببریم. این الهام مختص آقای مهندس بود؛ ولی ما هم میتوانیم با الگو گرفتن از ماه مبارک رمضان و خلوت و تفکر کردن در این ماه، الهام و دریافت را برای خودمان داشته باشیم.
الهامات همیشه در زندگی برای همه هست؛ ولی ماه رمضان یک تفاوت دارد و آن تفاوت این است که روزه میگیریم. زمانیکه هرکس به اندازه توان خودش (چه درصدی و چه استاندارد) روزه میگیرد، بستن دهان و کنترل زبان که خیلی مهم است انجام میشود و همین امر باعث میشود که دریچههای ذهن بیشتر باز شود و با خلوت و تفکر کردن، الهامات بیشتری را دریافت کنیم.
کنگره۶۰ و ماه مبارک رمضان هر دو احیاءسازی انسان را انجام میدهند. کنگره60 این بستر را فراهم کرده است که آموزش بگیریم و احیاء شویم و ماه رمضان نیز یک فرصت و یک معلم است تا ما بتوانیم خودمان را احیاء کنیم. چه کسی به احیاء شدن نیاز دارد؟ من هستم که باید احیاء شوم و تلاش خودم را انجام بدهم. بالاتر از احیاء شدن انسان این است که وقتی ما به حدی از اعتدال و احیاء در زندگی میرسیم بیتفاوت نباشیم و به دیگران هم کمک کنیم تا احیاء شوند و ما باز هم در این حال خوش شریک شویم.
ماه مبارک رمضان و کنگره۶۰ وجه اشتراکات زیادی دارند که یکی دیگر از آنها این است که هر دو میخواهند انسان بهطور کامل به سلامت برسد؛ یعنی جسم، روان و جهانبینی انسان به تعادل و سلامتی برسد و جایگزینی در این سه ضلع انجام شود. در سیدیهای مختلف آقای مهندس توضیح دادهاند که در روزه گرفتن سلولهای تازه جایگزین سلولهای قبلی شده و سیستمایکس متعادل میشود.
در قسمت جهانبینی نیز نگرش جدید و مثبت جایگزین نگرش قبلی ما میشود و همچنین روان ما متعادل شده و خلقوخوی پریشانی که قبلاً داشتیم در این مسیر بهتر میشود. همه این کارها به ما کمک میکنند در گفتار، پندار و کردارمان بتوانیم تزکیه را انجام دهیم، اعتماد به نفسمان بالا میرود و در واقع باعث میشود ظرفیت ما برای دریافت خوبیها بالا برود.
همه میدانیم که اضداد (مثبتها و منفیها) در هستی وجود دارند؛ ولی این صفات و چیزهای مثبت و منفی هستند که انتخاب میکنند در درون کدام انسانها کاشته شوند و رشد کنند. من اگر تزکیه و پالایش کنم میتوانم جایگاه صفات خوب، حسهای خوب و حتی سلامتی باشم؛ جایگاه پول و چیزهای خوب باشم که این به تلاش من بستگی دارد. خدا را شکر که ما این مسائل را در کنگره آموزش میگیریم.
استاد امین در پاسخ به این سؤال که از کجا متوجه شویم پالایش حس در یک شخص دارد انجام میشود؟ فرمودند: «شخصی که در حال پالایش حس است میل او به مسائل مثبت زندگی و حتی به غذاهای سالم بیشتر میشود و کمتر به سمت غذاهای مضر و مسائل منفی میرود.» در همین نکته ما میتوانیم خودمان را بسنجیم.
زمانیکه بتوانم حسهایم را پالایش کنم و سیستم بیوشیمی سالمتری داشته باشم، حتی بخشش هم برای من راحتتر اتفاق میافتد و وقتی وارد پروسه بخشش میشوم، آنموقع الهامات را نیز راحتتر دریافت میکنم. در این بستری که فراهم شده است به نظرم کنگره۶۰ مثل یک کلاس اضافه است با یک معلم خیلی مهربان که تمام آموزههایی که همان قوانین هستی و قوانین الهی هستند را به ما آموزش میدهد و مطالب را خیلی زیبا و روان به ما میگوید.
اعتدال و اندازه هر چیزی را من در کنگره۶۰ آموختم و میآموزم برای این که دچار افراط و تفریط نشوم. در اینباره استاد امین صحبت زیبایی داشتند که فرمودند: «انسانها گاهی وقتها فقط جمع کننده هستند و گاهی وقتها فقط خرج میکنند.» انسانی که فقط مالاندوزی میکند و جمع کننده است مثلاً پول، انرژی، املاک یا هر چیز دیگری را که جمع میکند در ادامه به گمراهی میرسد؛ یعنی حریصتر میشود و راهش را گم میکند.
استاد امین میفرمایند: «پول، انرژی، املاک و داراییها از هر نوع که باشد، اگر از یک حد زیادتر شود این زیاد بودن باعث میشود که محیط را از تعادل خارج کند.» زیاد بودن مال بد نیست؛ اگر زیاد شود و استفاده نشود باعث میشود که زندگی من و محیط اطرافم از تعادل خارج شوند.
مثل کسی که غذای زیادی میخورد و حالش بد میشود؛ در واقع اگر به کسی مال بیشتری داده شود مسئولیت سنگینتری هم نسبت به بقیه به او داده میشود و آن مسئولیت این است که بیاید زندگی خود و اطرافیانش را متعادل کند؛ یعنی از خودش شروع کند و مالَش را در جهت سازندگی خود، خانواده و حتی جامعه و محیط اطرافش استفاده و خرج کند.
دسته دیگر کسانی هستند که خرجکننده بودند و فقط خرج میکنند؛ آنها اصولاً پسانداز ندارند، بیشتر خرج میکنند و در زندگی به مشکل و کمبود برخورد میکنند؛ پس چهقدر اندازه و تعادل مهم است که ما مرتب اینها را در آموزههای کنگره یاد میگیریم تا به کارشان ببریم. اندازه و تعادل مهم است و اینکه ما عقل معاش داشته باشیم.
زندگی همیشه درگیری بین عقل و نفس است و ذهن ابزار نفس است؛ یعنی نفس اماره سعی میکند غمها، ترسها و تمام مسائل منفی و تلخی که داشتهام را در ذهنم پررنگ و بزرگنمایی کند تا من حرکت نکنم یا اگر در حال حرکت هستم متوقف شوم. راهی که در کنگره۶۰ به ما آموزش دادند این است که باید از بدل خیلی چیزها استفاده کنیم؛ یعنی برعکس عمل کنم و خوبیها را برای خودم بزرگنمایی کنم، شکرگزاری کنم و داشتههایم را ببینم. قدرت دیدن داشتهها خودش یک مسئله خیلی مهم است که برای خود من به مرور این دیدن اتفاق افتاد تا بتوانم برای همه چیزهایی که دارم شکرگزاری کنم.
وقتی میگویم داشتهها را ببینم؛ یعنی تمام داراییهای معنوی و مادی زندگیام و تمام چیزهایی که به من تعلق دارد را ببینم. اگر قرار است تمام داراییهای مادیام را ببینم، فقط حساب بانکی و پولی که الآن در کارت من هست را نبینم، بلکه تمام ملک و املاکم را ببینم و تصمیم بگیرم؛ اگر من به این نقطه برسم که بتوانم درست ببینم و دیدن من رو به صعود باشد میتوانم تصمیم درستی بگیرم و قادر خواهم بود به اندازه و به موقع پولی که باید ببخشم و خدمتی که باید بکنم را انجام بدهم.
یک جملهای است که میگوید: «اگر از آموزگار آموختی که آموختی وگرنه روزگار به تو خواهد آموخت» و روزگار هم معلم سخت و خشنی است که شاید ما بارها این را در قسمتهای مختلف زندگی تجربه کردهایم. به نظرم اگر من ارزش خودم، ارزش زمان و فرصتی که به من داده شده است و ارزش زندگیام را بدانم؛ میتوانم تصمیم درستی بگیرم و انتخاب درستی نیز داشته باشم. در رابطه با خدمتی که انجام میدهیم هر خدمتی که باشد میتواند برای ما هم در برابر نیروهای منفی لایهسازی کند و هم اینکه میتواند نیروهای منفی درون ما را لایهبرداری کند. این اتفاق دو جهته برای ما همیشه با خدمت کردن خصوصاً خدمت مالی خواهد افتاد.
در خدمت کردن دو مورد است که برایم خیلی جالب بود که همیشه گفته شده که وقتی میخواهیم خدمتی را انجام بدهیم خدمت هیچ کدام از ما با همدیگر قابل مقایسه نیست. خدمت هر کسی شاخص خودش را دارد؛ یعنی بااندازه و حد توان خودش (همان سرمایههایی که گفتیم) قابل مقایسه و قابل اندازهگیری است. مورد دیگری که آقای امین در این مورد صحبت کردند این است که «یک مقداری فشار قابل تحمل باید در زندگی در رابطه با خدمت مادی به انسان بیاید»؛ مثلاً در گلریزانی که من میخواهم شرکت کنم و از یک سال قبل آماده هستم این اتفاق باید برای من بیفتد؛ اگر این فشار خیلی زیاد باشد آسیب میبینم و اگر اصلاً فشاری نباشد هیچ دگرگونی و تغییری در من رخ نمیدهد و اگر در زندگیام تغییری نیست، پس درون من هم تغییری نخواهد کرد و این باید یک اعتدالی داشته باشد.
این برای خود من خیلی جالب بود و من هر موقع تمام این چیزهایی که یاد گرفتم را توانستم موقع خدمت کردن انجام بدهم و با عشق و با دست خودم این کار را انجام دادم، حس و حال خوبی هم بعد از آن دریافت کردم و برکات آن در زندگیام جاری بود. زمانیکه برای خدمت به این شعبه آمدم، فکر میکنم در سال دوم راهنماییام توانستم عضو لژیون سردار شوم و به من این اجازه داده شد. سالهای بعد که با مبالغی تمدید شد و چند سال گذشته که یادم هست در ماه ۶ یا ۷ دوران بارداریام بود تصمیم گرفتم به عنوان دنور پساندازم را بدهم و خدمتی را داشته باشم. خیلی حس و حال عجیبی بود و از همان موقع متوجه شدم که انگار یکسری از حسهایم که همیشه برای باز شدن و قوی شدنشان خیلی تلاش میکردم در حال قوی شدن هستند.
در کنگره۶۰ ما همیشه داریم آموزش میگیریم؛ ولی آیا آموزشها عملی میشود؟ به درد میخورد؟ یا در زمان مناسب آیا میتوانم از آنها استفاده کنم؟ این آموزشها دقیقاً خیلی وقتها در زندگی بیرون از کنگره هم به دردم خوردند و به کمک من آمدند؛ خیلی وقتها خواسته معقولی داشتم و انگار که یکسری نیروهای غیبی به من کمک میکردند تا آن خواسته اجرا شود و راه باز میشد؛ یعنی من تلاش میکردم و راه باز میشد و خیلی لازم نبود که دست و پا بزنم! خیلی برکات مادی و معنوی برایم داشت؛ چون ما یک پول داریم و یک برکت پول، یک زمان داریم و یک برکت زمان، یک انرژی داریم و یک برکت انرژی و به نظر من برکت هر چیزی خیلی مهمتر از خود آن است که من این را واقعاً در زندگیام حس کردم و دارم حس میکنم.
انشاءالله که این اتفاقات برای همه بیفتد و روزبهروز این قویتر شدن حسها بیشتر شود. برای من حتی یادگیری مطالب و فهم آنها بهتر شد. اگر بخواهم از برکات لژیون سردار بگویم بسیار زیاد است و چه گرههایی که باز نمیشد و الآن پیدا شده که قبلاً اصلاً پیدا نبود یا من پیدا نمیکردم؛ ولی الآن برای من قابل تشخیص هستند. امیدوارم که توفیق خدمت در لژیون سردار و در کنگره۶۰ به همه ما همیشه داده شود و انشاءالله که بتوانیم با تفکر سالم، گفتار سالم و عمل سالم تقدیر خوبی را برای خودمان رقم بزنیم.



تایپیست: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر شهناز (لژیون دوازدهم)
عکاس: همسفر مائده مرزبان خبری
ارسال: همسفر شهناز رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سهروردی اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
305