English Version
This Site Is Available In English

هر بذری بکاری همان را درو می‌کنی

 هر بذری بکاری همان را درو می‌کنی

دومین جلسه از دوره سی‌وهفتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰، نمایندگی وحید به استادی راهنما همسفر آرزو، نگهبانی همسفر سحر و دبیری همسفر لیلا با دستور جلسه «وادی سیزدهم: پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است» روز سه‌شنبه 7 بهمن‌ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شاکر و سپاسگزارم توفیق داد که امروز در کنار شما عزیزان باشم و آموزش دریافت کنم. دستور جلسه امروز ما، وادی سیزدهم است «پایان هر نقطه، سر آغاز خط دیگری است». در هر دستور جلسه ابتدا تیتر آن دستور جلسه را بررسی می‌کنیم تا ببینیم از من چه چیزی خواسته است. این دستور جلسه به ما یادآوری می‌کند که هیچ پایانی برای زندگی وجود ندارد و در پایان هر زندگی یک زندگی دیگری آغاز می‌شود. ما در کنگره یاد گرفتیم که وقتی شروع به آموزش گرفتن می‌کنیم باید از پل‌های پشت سر، دل بکنیم و وارد فصل جدیدی از زندگی خود شویم. این دستور جلسه به ما می‌آموزد که باید تغییر کنیم. تازه وارد می‌آید و اولین قدمش را برمی‌دارد و می‌خواهد که تغییر کند، تغییرش چه چیزی است؟ این‌که‌ بتواند نقش خود را بپذیرد.

ابتدا در کنگره تبدیل به یک همسفر می‌شود، شروع به تغییر کردن می‌کند و در مسیر قرار می‌گیرد. قطعاً باید ترخیصی هم داشته باشد. از تازه واردی، یوم الفصلش جدا می‌شود و شروع به سفر می‌کند و می‌خواهد در زندگیش تغییرات اتفاق بیافتد. وقتی وارد سفر دوم می‌‌شود مسیرهای دیگری نیز برای او گشوده می‌شود. این وادی می‌گوید: انسان‌های تک بعدی فقط یک مسیر را می‌بینند. به‌عبارتی اگر در شعبه حضور داشته باشیم ولی عملاً هیچ حرکتی نکنیم مثلاً اعلام سفر و مشارکت انجام ندهیم قطعاً نه انرژی می‌گیریم و نه گوش به فرمان هستیم، چنین افرادی انسان تک بعدی، خواهد ماند و فقط زمان را هدر می‌دهند، چون انرژی ثبت نکرده‌اند، بنابراین نه انرژی می‌گیرد و نه انرژی دریافت می‌کند، این‌جا دیگر همسفر حال خوبی ندارد و باید خودش بخواهد که مسیر را، تغییر بدهد.

نقطه در این‌جا شروع می‌شود، ما آمده‌ایم! ولیکن چرا همه ناامید هستیم و گرفتاری داریم، این مسأله در زندگی همه وجود دارد؛ این مشکلات در واقع من را می‌سازد. نگاهم باید تغییر کند و بخواهم مشارکت و اعلام سفر کنم و آن‌گاه است که تبدیلات در من صورت می‌گیرد و به آرامش و آسایش می‌رسم. مثلث عشق و ایمان در زندگی من دیده می‌شود، عشق می‌دهم، عشق می‌گیرم و ایمان می‌دهم، ایمان می‌گیرم؛ بنابراین هر بذری را که بکارم خودم دروش می‌کنم. نقطه بعدی شروع می‌شود، من می‌خواهم تغییر کنم و نیروهایی در این مسیر به من کمک می‌کنند تا انرژی که در درونم وجود دارد یعنی همان نهرهایی که در سی‌دی صحبت شده است؛ اندروفین‌، انکفالین و سروتونین. همگی باید کار کنند. من باید یک تلاشی داشته باشم باید یک انرژی صرف کنم تا انرژی برگردد و جایگزین آن شود.

انسان‌های دو بعدی این انرژی را دارند زیرا به صلح و آرامش رسیدند و مطمعن باشید که مسیرشان را پیدا می‌کنند و وقتی وارد مرحله بعدی زندگیشان می‌شوند؛ جزء آدمای سه بعدی قرار می‌گیرند و بلاعوض کار انجام می‌دهند. من اگر می‌خواهم در آرامش و آسایش باشم باید سرگذشتم، سر آغاز زندگیم در بعدهای دیگر باشد و نیاز است چیزهای دیگری را با خودم همراه داشته باشم تا به بعد بعدی ببرم. چراکه اطلاعات این بعد من، برای بعد بعدیم نیاز است و در این‌جا هم با انسان‌های که دوستشان دارم می‌توانم در ارتباط باشم.

مرزبانان کشیک: همسفر زهرا و مسافر رحیم
تایپیست: همسفر حمیده رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم)
عکس، ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران وحید

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .