جلسه سوم از دوره سیوسوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی حر به استادی راهنما همسفر خدیجه، نگهبانی موقت همسفر فاطمه و دبیری موقت همسفر مهناز با دستور جلسه «الهام از رمضان» روز سهشنبه ۱۴ بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را هزارانبار شکر و سپاس بهخاطر این لحظه، امروز و این خدمت، ممنونم. از لژیون ششم مخصوصاً همسفر شهربانو و گروه مرزبانی که به من اجازه خدمت دادند. قدردان راهنماهای خودم هستم، به واسطه زحمات آنها است که من در اینجا و در خدمت همه شما عزیزان هستم و اما دستور جلسه: «الهام از رمضان» است. امیدوارم با آموزشهایی که گرفتم در حد توانم بتوانم حق این دستور جلسه را ادا کنم. همه ما به خاطر دین و آیینی که داریم اکثراً با ماه رمضان آشنا هستیم و به نظر من، همه ما روزه هم گرفتهایم؛ ولی همیشه این سوال هم برای ما پیش میآید که چرا باید روزه بگیریم؟ و جوابهایی که گرفتیم این بوده است: که خدا گفته است، ثواب دارد، روزه میگیریم تا حال فقرا را درک کنیم.
شاید این جوابها برای نسل من و شما قانع کننده بود و با این صحبتها قانع میشدیم و روزه میگرفتیم؛ ولی برای نسل امروز چه؟ بچههای خود من این حرفها را قبول نمیکنند و میگویند: روزه بگیریم که چه بشود؟ من گرسنه بمانم که حال فقرا را درک کنم نمیشود، خودم سیر باشم و بقیه را هم سیر کنم؟ واقعاً این سوالهایی است که من جوابهای آن را نمیدانم و چون پاسخ درستی دریافت نکردهام پاسخ درستی هم نمیتوانم به بچههای خودم بدهم و با این جوابهای ناقصی که من به بچههایم میدهم باعث شده است که روز بهروز از روزه گرفتن دورتر شوند و روزه گرفتن را یک کار خراف یا بیهوده یا یک تعصب دینی قلمداد کنند.
البته قبل از کنگره هم اینطور بوده که من بدون هیچ دلیلی، فقط بهخاطر این که پدر و مادرم روزه میگرفتند و به من میگفتند که روزه بگیر ثواب دارد من روزه میگرفتم؛ ولی خدا را شکر با آموزشهای کنگره و به گفته آقای مهندس، حالا ما با مسائل دینی و عبادی کاری نداریم، دلیل اهمیت ماه رمضان در کنگره این است که متد DST در ماه رمضان کشف شد و آقای مهندس به خاطر روزه گرفتن در این ماه توانستند یک نظمی به برنامه مصرفی خودشان بدهند. آقای مهندس طوری بودند که هم روزه میگرفتند و هم مواد خود را بهموقع مصرف میکردند و با این روش، با تفکر و با الگو گرفتن از ماه رمضان توانستند که روش DST را کشف کنند. این روش خودش یکجور روزه گرفتن به حساب میآید.
سفر اولیها اختیار دارو را دارند؛ اما بهموقع، به اندازه و در ساعت مشخص مصرف میکنند؛ چون میدانند و این کار را با آگاهی و درک انجام میدهند. سفر اولی، اوایل سخت است که دارو را سر وقت مصرف کند؛ ولی چون میداند جسمش در حال بازسازی است؛ آن کار را با شعور و اشتیاق انجام میدهد و همه سختیها را پشت سر میگذارد. روزه گرفتن هم همینطور است، شاید سخت باشد؛ اما اگر با درک و آگاهی باشد من آن سختیها را با جان و دل میپذیرم اگر بدانم که من با روزه گرفتن نفس اماره خود را تربیت میکنم و وقتی نفس من تربیت شود، اعتماد بهنفس پیدا میکنم. ماه رمضان برای من آموزش میشود وقتی بدانم که یک فرصتی به بازسازی سیستم جسم خودم میدهم؛ فرصت اینکه مدام به واسطه خوردن، انرژیهایی هدر میرفت، حالا این فرصت به مغز من داده میشود تا نورونهای مغزم بازسازی شود و چربیهای اضافه من، آب شود؛ پس ماه رمضان برای من ماه بازسازی جسم است.
نزدیک افطار که میشود میبینم که ماه رمضان چه حال و هوای خوبی دارد. آن حال و هوا و آن حس خوب، فقط برای گرسنه بودن نیست؛ بلکه بهخاطر همان بازسازی جسم است، بهخاطر اینکه بیوشیمی بدن من در حال راهاندازی است. سیدی اتوفاژی میگوید: بعد از ۱۲ساعت گرسنگی، سلولهای سالم و سرحال من، سلولهای مریض را که چند برابر بیشتر از سلولهای سالم انرژی مصرف میکنند را میخورند؛ چون سلولهای مریض، بزرگترین عامل سرطان و تومورها هستند؛ پس ماه رمضان را میتوانیم عامل سلامتی، ماه آموزش، ماه تزکیه و پالایش و میتوانیم ماه سازنده جسم و روانمان در نظر بگیریم و با آگاهی به این مسائل، روزه گرفتن، هم برای خودمان و هم برای فرزندانمان لذتبخش است. روزه را بشکافیم و دلایل آن را توضیح دهیم تا برای آنها هم روزه لذتبخش شود.
در پایان صحبتهایم، خدا قوت میگویم به راهنمای محترم همسفر مریم ملکی که امروز روز تجلیل ایشان است. راهنما همسفر مریم همیشه الگوی ما و بسیاری از عزیزان دیگر بودهاند و به معنای واقعی همسفر بودند و این را هم ناخواسته به ما القاء میکردند. ایشان ۱۱سال است که در شعبه حضور دارند و چندین سال طول کشید تا مسافرشان سفر کند و هربار هر کدام از ما در سفر اول خسته میشدیم، همه راهنماها، راهنما همسفر مریم را برای ما مثال میزدند و با دیدنشان قوت قلب میگرفتیم. هیچ وقت ندیدم خنده از روی لبهایشان و محبت از قلبشان برود. مدت کوتاهی در لژیون ایشان بودم و چیزهای زیادی یاد گرفتم و قدردان زحماتشان هستم. إنشاءالله هر جا که هستند، عاقبت بخیر باشند. با صبر و تلاش زیاد موفق شدند به بهترین نتیجهای که مد نظرشان بود برسند. از خداوند بهترینها را برای ایشان آرزو میکنم. همه خدمتهای خود را صادقانه و عاشقانه انجام دادند و بهخاطر همین است که با حال خیلی خوبی این جایگاه را تحویل میدهند. خدا قوت میگویم خدمت راهنما همسفر مریم و بهترینها را برایشان آرزو میکنم.
در ادامه تجلیل راهنمای محترم همسفر مریم ملکی توسط ایجنت محترم همسفر ظریفه

مرزبانان کشیک: همسفر مارال و مسافر حامد
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر ستاره (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هجدهم)
ارسال: راهنما همسفر فاطمه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حر
- تعداد بازدید از این مطلب :
175