اگر استانداردهای خودمان را از نظر کاری و اصولی که در کنگره جاری است به اصل موضوع نزدیک کنیم، نتایج بهتر و درخشانتری را به دست میآوریم؛ یعنی در مرکز دایره که بیشترین الهامات و دریافتها را دارد میرسیم و هرچه ما از این مرکز دایره فاصله بگیریم نیروی گشتآوری را احساس میکنیم؛ یعنی وارد حاشیه میشویم و از اصل موضوع به بیرون از دایره پرتاب میشویم.
انسان باید فرمانبردار باشد و اصول کارش را دقیق و با دقت انجام دهد تا بتواند شرایط خودش را حس کند؛ چون نیروهای منفی و بازدارنده وجود دارند و همیشه فعال هستند. ما در مسیری قرار میگیریم نسبت به مسائل، دانشمان به لایههای مختلفی میرسیم و در ابتدا هیچ دانشی درباره موضوعات نداریم، بایستی شاگرد باشیم، کاملاً حرف گوش کنیم؛ چون شناختی نسبت به مسائل نداریم تا به مرور زمان دانش ما افزایش پیدا کند و شروع به بازسازی کنیم و محیط اطراف خودمان را به تعادل برسانیم.
انسانها به گونههای مختلفی تقسیم میشوند، بعضیها فقط جمعکننده هستند؛ یعنی کسانی که هرجا منبعی باشد حضور دارند و به خوب یا بد بودن آن چیز اهمیت نمیدهند و آن را دریافت میکنند و این را نوعی به ظاهر زرنگی میدانند؛ مثل انسانهایی که فقط به دنبال پول و ثروت هستند و هیچ استفادهای نمیکنند، حرکت درست انجام نمیدهند چیزی را که در آن ذخیره میشود در انسان ایجاد وحی میکند و او را در بیتعادلی و توهم دانایی قرار میدهد؛ اما عدهای هم خرجکنندههای خوبی هستند و هر چیزی که گیرشان میآید دو برابر آن خرج میکنند در نهایت دچار فقدان کمبود انرژی میشوند و این کاملاً احساس میشود و انواع مشکلات فیزیکی را بهوجود میآورند؛ ولی عدهای دیگر متعادل هستند، چیزهایی را که به دست میآورند به اندازه خرج میکنند و نیمی را به نیازمندان میدهند؛ یعنی در آرامش هستند. انسانی که چیزی را بیش از اندازه به دست میآورد، خرج میکند؛ مثل محبت کردن که اندازهاش را نمیداند، برای او انرژی مصرف میکند محکوم به شکست است.
کسی که ساختاری را به وجود میآورد با کسی که ساختار را میآموزد، تفاوت دارد؛ یعنی باید نیرویی پرورش دهیم که چیز خوبی را به ساختار اضافه کند. اگر ساختاری فقط سیستم پاداش دارد این سیستم محکوم به فنا و نابودی است که در آخر به فساد کشیده میشود و انواع بیماری و افسردگی را به همراه خواهد داشت. اصولاً نیروی منفی در کالبدی تداوم دارد که آن کالبد در راحتی باشد؛ یعنی در سکون رشد میکند؛ وقتی رشد کرد خودش هم سکون را به وجود میآورد؛ مثلاً شخصی در تاریکی اعتیاد است و خود اعتیاد شخص را به سکون تبدیل میکند و ما باید از این استفاده کنیم تا لحظهای که زنده هستیم دست از کوشش و تلاش بر نداریم تا بتوانیم در مسیر رشد کنیم.
منبع: سیدی جمعکنندگان
نویسنده: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر سکینه(لژیون چهارم)
رابط خبری: همسفر مسیحا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر آمنه (لژیون هشتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی نیمایوشیج
- تعداد بازدید از این مطلب :
41