جلسه پنجم از دوره بیست و هشتم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی رودهن به استادی ایجنت همسفر نازنین، نگهبانی همسفر زینت و دبیری همسفر فریبا با دستور جلسه «وادی سیزدهم (پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است) و تأثیر آن روی من» روز سهشنبه ۷بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۴ آغاز به کارکرد.
.jpeg)
خلاصه سخنان استاد:
وادی سیزدهم راجعبه خط و نقطه صحبت میکند. نقاط هستند که خط را به وجود میآورند، اما نقطه و خط چیست؟ نقطه تمام کارهای روزانهای است که ما انجام میدهیم، در واقع بذرهایی هستند که در زندگی دانهدانه میکاریم. خط چیست؟ محصول این بذرها میشود خط؛ به عبارتی تمام شخصیت ما از کنار هم قرار گرفتن این حرکتها است که شکل میگیرد. دو مدل خط داریم؛ خط در صور آشکار و خط در صور پنهان. خط در صور آشکار همان شخصیت، کارها و مسائل در زندگی مادی است و الان خودمان به وجود میآوریم و خط در صور پنهان میشود مسائلی که از روز الست با نقطههایی که در زندگیهای گذشته کاشتیم و به وجود آوردهایم. در بعضی از آن خطوط توانستهایم نقطه پایان را بگذاریم و به اتمام برسانیم و برخیها را نتوانستهایم تمام کنیم و در این بعد که آمدیم این خطها را با خود آوردهایم. مثل خط اعتیاد، ما در زندگیهای قبلی با بذرهایی که کاشتیم، شکل اعتیاد را برای خود ترسیم کردیم؛ پس روز الست با خداوند پیمان بستیم که به کره زمین میرویم و به این خط پایان میدهیم؛ پس آمدیم وارد کنگره شدیم و همسفر شدیم، با آموزشپذیری که از راهنما داشتیم توانستیم نقطه پایان را روی این خط بگذاریم.
بعد از سفر اول در کنگره ماندیم، چرا؟ برای اینکه میخواهیم خطهای زیباتر دیگری را برای خود ترسیم کنیم. در وادی سیزدهم راجعبه حس صحبت میشود و یک مثال وجود دارد؛ نگهبان پنکه را در جنگل قرار میدهد، چیزهایی که در اطرافش قرار دارد را پراکنده میکند، اگر به سمت مخالف بچرخد آنها را به سمت خود جذب میکند. ساکنین سؤال میپرسند که چطور میشود یک پنکه، یک ابزار است وقتی به یک طرف میرود دفع میکند و به طرف دیگر میرود جذب میکند؟ جواب داده میشود که این به ما بستگی دارد، حس من انسان است. به طور مثال سلام کردن مثل پنکه است یک ابزار است؛ وقتی حس پشت سر ما با دلخوری و کینه و خشم باشد، درست است که یک سلام کردن ساده است، اما انسانهای اطراف من را از من دور میکند. اما زمانی که حس پشت سلام حس دلتنگی، نشاط، بخشش و دوست داشتن باشد؛ درست است، یک کلام ساده است، اما آدمها را به طرف من جذب میکند. بنابراین مثال پنکه برای حس به کار برده شده است. پس نتیجهگیری این است که ما با حسهای پشت کارهایمان میتوانیم نقاط زیبایی کنار همدیگر بچینیم که در نهایت، یک شخصیت یا یک خط از من ترسیم شود و در دفتر طبیعت ثبت شود. من چه حسها و چه بذرهایی را الان میکارم و محصول آن چه خط و چه شخصیتهایی از من میشود؟ آیا یک شخصیت غرغرو، حسود و کینهای و بداخلاق یا شخصیت بخشنده و مهربان؛ پس این را ما هستیم که در این زندگی رقم میزنیم.
مرزبان کشیک: همسفر آمنه
تایپیست: راهنمای تازهواردین همسفر فروزان
ارسال: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رودهن
- تعداد بازدید از این مطلب :
131