برداشت همسفر اکرم از سیدی علم زندگی:
علم زندگی یعنی دانستن چگونه زیستن، نه فقط چگونه زنده ماندن.
بسیاری از ما یاد گرفتهایم کار کنیم، اما نیاموختیم که درست زندگی کنیم.
علم زندگی در حقیقت شناخت نیروی عقل است که راه درست را از نادرست تشخیص میدهد.
هرکس به مقداری که به فرمان عقل خود نزدیکتر است، زندگی سالمتری دارد.
زندگی صحنه آموزش است؛ رنجها و مشکلات ابزار یادگیریاند نه مجازات.
انسان وقتی میفهمد که هر نتیجهای حاصل علت مشخصی است، از شکایت دست میکشد. کسی که علم زندگی را بداند، هر اتفاقی را برای فرصتی برای رشد میبیند.
در زندگی« تسلط بر خویشتن»بر هر دانشی مقدم است.
علم واقعی، زمانی به درد میخورد، که در رفتار ما جاری شود. دانستن بدون عمل، مثل چراغی بدون روشنایی است. اگر بخواهیم افسار زندگی را به دست بگیریم، باید اول ذهن خود را بسازیم. ذهنی آرام و منظم، زندگی متعادل و زیبا میسازد. علم زندگی یعنی درک تعادل بین مادیات و معنویات؛ نه افراط درخواستهای جسمی و نه فرار از آنها راه نجات نیست.
ارزش هر انسان، به میزان آگاهی و کنترلی است که بر انتخابهای خود دارد. رشد در زندگی با شناخت «خود واقعی» آغاز میگردد. خود واقعی ما همان بخش روشن، الهی و عقلانی وجود ماست. هرچه فاصله ما با این خود درونی کمتر شود، آرامش بیشتری خواهیم داشت. علم زندگی کمک میکند تا از تاریکی جهل، ترس و وابستگی عبور کنیم.
این علم، بر پایه تجربه، تفکر و ایمان استوار است.
کسی که تفکر نمیکند، از مسیر علم زندگی جدا میشود. کسی که ایمان ندارد، انگیزه ادامه مسیر را از دست میدهد و کسی که تجربه ندارد، در هر قدم دوباره زمین میخورد. پس علم زندگی یعنی پیوند عقل، ایمان و عمل سالم برای رسیدن به آرامش و تعادل واقعی.
در نتیجه چنین میشود خلاصه کرد: در این آموزش انسان به عنوان یک موجود سه بعدی معرفی میشود که برای رسیدن به تعادل و آرامش واقعی، باید علم و شناخت درستی از خودش، اطرافش و نیروهای موثر بر زندگی خود به دست آورد.
آقای مهندس دژاکام تاکید میکنند؛ انسان تا زمانی که در جهل و ناآگاهی زندگی میکند، در تاریکی و تکرار اشتباهات گرفتار میماند؛ اما با یادگیری و عمل به علم کاربردی زندگی، میتواند از اسارت نیروهای منفی رها شود.
علم زندگی یعنی فهمیدن قوانین هستی و به کار بستن آنها در مسیر ساختن، نه ویران کردن. در واقع، تعادل، عشق و آرامش، نتیجه عمل به دانایی است، نه صرفاً دانستن آن.
برداشت همسفر راضیه از سیدی قیاس:
یکی از ابزارهای مهم و کاربردیِ نفس امّاره، قیاس کردن است؛ ابزاری که انسان را بهطور کلی از مسیر حیات خودش گمراه میکند. نفس امّاره همیشه به دنبال فرصتی است که شرایط مناسب و ایدهآل را برای خود مهیا کند و قیاس، این فرصت را به خوبی فراهم میکند و در اختیار انسان میگذارد و باعث سقوط عقل در پرتگاه میشود.
وقتی ما قیاس انجام میدهیم، نتیجه این است که:
اول، یک احساس نفرت یا بیگانگی نسبت به آن شخص پیدا میکنیم.
دوم، اگر نسبت به آن شخص احساس نفرت نداشته باشیم، احساس نفرت نسبت به خود پیدا میکنیم.
در نهایت، یک حس نفرت نسبت به خداوند در ما شکل میگیرد.
قیاس کردن باعث میشود حس حسادت و نفرت در انسان به وجود آید. در این قیاسها، رابطه انسان با دیگران و حتی رابطه او با خود و با خدا خراب میشود.
هر کسی به جای خوبی میرسد، یعنی بهای آن چیز خوب را پرداخت کرده است؛ اگر انسان این باور را در خود ایجاد کند، آن وقت مسئله قیاس در او منتفی میشود. قیاس کردن ما معمولاً بر اساس اطلاعات بسیار نادرست و غلط است؛ اولاً که از گذشته خود یا از گذشته طرف مقابل اطلاعی نداریم. معمولاً قیاس کردن را انسانهایی انجام میدهند که از نظر ذهنی و فکری فقیر هستند.
ما باید خود را با گذشته خود قیاس کنیم. اگر قیاس باعث حسادت شود، این قیاس اشتباه و غلط است؛ اما اگر باعث پیشرفت ما شود و حال ما را خوب میکند و باعث میشود بیشتر تلاش کنیم و در زندگی صبر بیشتری داشته باشیم، این قیاس درست میباشد.
منبع: سیدی علم زندگی و قیاس استاد امین
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر وحیده ( لژیون پنجم )
نویسنده: همسفر اکرم و همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر مریم ( لژیون اول )
ویرایش و ارسال: همسفر شقایق رهجوی راهنما همسفر وحیده ( لژیون پنجم )
همسفران نمایندگی دامغان
- تعداد بازدید از این مطلب :
30