English Version
This Site Is Available In English

لژیون سردار و دیدن مناظر زیبای زندگی

لژیون سردار و دیدن مناظر زیبای زندگی

جلسه دوازدهم از دور پنجم جلسات لژیون سردار همسفران نمایند‌گی سمنان با استادی راهنما همسفر زهرا، نگهبانی راهنما همسفر سیده فاطمه و دبیری راهنما همسفر زینب با دستور‌جلسه «وادی سیزدهم: پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است». روز دوشنبه ۶ بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۳ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سپاسگزار خالق خودم هستم که این توفیق را به من دادند تا یک‌بار دیگر در لژیون سردار حضور داشته باشم. از ایجنت، مرزبانان و نگهبان لژیون سردار همسفر سیده فاطمه سپاسگزارم که فرصت خدمت را در اختیار من قرار دادند. از راهنمای خوب خودم همسفر مریم سپاسگزارم که همیشه و در هر لحظه من را همراهی و حمایت می‌کنند. خدا را شکر می‌کنم بعد از یک مدت تعطیلی و فراز و نشیب‌ها دوباره در کنار همدیگر جمع شدیم اُمیدوارم همیشه سلامتی و آرامش همراه ما باشد. دستور‌جلسه این هفته وادی سیزدهم «پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است». من باید بدانم که زندگی از روز اَلَست تا اَبد به‌عنوان یک راه برای من در نظر گرفته شده است که در دو خط مثبت و منفی امتداد پیدا می‌کند؛ ولی باید این‌قدر آگاهی و دانش خودم را بالا ببرم و به آن درک و شناخت برسم تا بدانم کدام خط درست است و کدام خط من را از فلسفه خلقتم دور می‌کند.

 من اگر بخواهم یک خط را در زندگی شخصی خودم شروع کنم باید حتماً خط قبلی را به پایان رسانده باشم اگر من به این موضوع توجه نکنم قطعاً از سِیر تکاملی خود دور می‌شوم، به‌عنوان مثال حتماً باید دوره رهجو بودن را به پایان برسانم تا بتوانم وارد مسیر راهنمایی شوم. باید دوره سرداری را به پایان برسانم تا وارد مسیر دنوری شوم و باید حتماً مرحله دنوری را پشت‌سر بگذارم تا آن آمادگی و پذیرش لازم در من به‌وجود بیاید تا بتوانم وارد مرحله پهلوانی شوم در واقع انسان باید یک مسیر را پشت‌سر بگذارد تا مجوز ورود به مسیر بعدی به او داده شود؛ ولی در این مسیر باید تلاش و کوشش کند و زمان را در نظر بگیرد تا در نهایت بتواند به هدف خودش برسد.

 نکته مهم در این‌جا این‌که قرار است چطور مسیرم را به پایان برسانم؟ برای مثال اگر یک رهجو هستم در درجه اول آیا از رهجو بودن خودم راضی هستم؟ آیا حضور حداَکثری در کنگره۶۰ دارم یا خیر؟ اگر حضور دارم، به چه صورت است؟ آیا راهنما از من راضی است؟ چرا‌که واقعاً چگونگی و پایان مسیر در کیفیتِ آغاز یک مسیرِ جدید خیلی نقش مؤثری دارد و در نهایت همه این‌ها باعث رشد انسان و کسب دانش و تجربه می‌شود. من خودم قبل از این‌که وارد کنگره شوم یک‌سری اطلاعات و دانش‌هایی داشتم که ۱۰ سال پیش، روی آن مُهر تأیید زده بودم و فکر می‌کردم کاملاً درست است؛ ولی وقتی وارد کنگره شدم متوجه شدم اگر انسان بخواهد تغییری را روی خودش انجام دهد در وهله اول مقاومت می‌کند و فکر می‌کند تمام دانش‌های خودش درست است و قبول نمی‌کند که اشتباه کرده است، زمانی‌که پذیرش اتفاق بیفتد تغییر در دانش انسان هم صورت می‌گیرد. 

به‌نظر من زندگی انسان از کودکی تا بزرگ‌سالی مسیرهای مختلفی دارد، عده‌ای در مسیر مالی قدم می‌گذارند، عده‌ای فقط در مسیر سلامتی و عده‌ای هم فقط ارتباطات عاطفی و عده‌ای هم روابط اجتماعی برای‌شان خیلی پررنگ به‌نظر می‌رسد. جالب است که ما مسیرهای مختلفی برای پیشرفت در زندگی داریم؛ ولی در فضای خارج از کنگره هیچ کدام از این مسیرها را نمی‌توان با هم داشت همه مقابل همدیگر قرار می‌گیرند؛ یعنی اگر من فقط در مسیر مالی قدم بردارم و مرتب سر کار بروم قطعاً از نظر سلامتی و بهبودِ روابط عاطفی و اجتماعی دچار کمبود می‌شوم یا برعکس. اگر فقط در مسیر ورزش قدم بگذارم قطعاً از نظر مالی و روابط اجتماعی دچار مشکل می‌شوم؛ پس همه این‌ها را نمی‌توان در کنار هم داشت؛ ولی به‌نظر من یک مسیری وجود دارد که فراتر از یک مسیر است که نام آن می‌تواند یک بزرگراه باشد.

کنگره۶۰ و لژیون سردار به من یاد می‌دهند که همه مسیرهای پیشرفت از این مسیر عبور می‌کنند. پیشرفت مالی، روابط اجتماعی و عاطفی و همچنین سلامتی انسان را تضمین می‌کند که این مسیر، مسیر عشق و محبت است؛ وقتی عشق و محبت در هر مسیری جریان داشته باشد و چاشنی هر مسیر باشد مسیرهای دیگر را هم با خودش به همراه دارد که تمام زندگی را می‌تواند بالانس کند و به تعادل برساند. اگر من در زندگی در مسیر مالی عشق، محبت، گذشت و بخشش داشته باشم قطعاً به آرامش می‌رسم و این آرامش به سلامتی من هم کمک می‌کند و اگر من در روابط عاطفی و اجتماعی مهر، محبت، گذشت داشته باشم باز هم قطعاً به آرامش می‌رسم و این آرامش در مسیر مالی به من کمک می‌کند در واقع خودم وارد یک چرخه مثبتی می‌شوم که هر مسیری، مسیر بعدی را تکمیل می‌کند در نهایت همه مسیرها مکمل همدیگر می‌شوند و این فقط در فضای کنگره۶۰ رقم می‌خورد که انسان می‌تواند همه مسیرها را در کنار هم داشته باشد، این یک معجزه از کنگره۶۰ و لژیون سردار است.

تجربه من از لژیون سردار این است که با عبور از هر مرحله ما را وارد مرحله بعد می‌کند. خودم در ابتدا فقط در لژیون سردار حضور داشتم؛ حتی بدون هیچ مشارکتی، مرحله دوم برایم با اولین پرداخت اتفاق اُفتاد احساس کردم فضای زندگی‌ام در حال تغییر است و این تغییر برایم خیلی لذت‌بخش بود با خودم گفتم الان فرصتی است که وارد مرحله بزرگتر شوم؛ وقتی از مرحله دِنوری عبور کردم، اغراق نمی‌کنم احساس کردم که آب و هوای زندگی‌ام تغییر کرد. آقای مهندس بارها این جمله را تکرار کردند که «کائنات و هستی هیچ چیزی را به هیچ کسی مفت و مجانی نمی‌دهد».

 به‌نظر من اگر هر انسانی پرداخت بیشتری نسبت به توانایی مالی شخصی خودش داشته باشد قطعاً خدمات بهتر و بیشتری را از سیستم و کائنات دریافت می‌کند. منظور من از پرداخت بیشتر، عدد یا مبلغ نیست؛ یعنی هر کس بنا بر آن مالی که دارد حداکثر خودش را بگذارد؛ در این صورت باعث می‌شود که سیستم و کائنات انسان را ببینند، انگار که انسان را از یک بخش اقتصادی وارد بخش دیگری می‌کنند که قطعاً در آن بخش خدمات بیشتر و بهتری به انسان ارائه می‌شود انگار دست انسان و می‌گیرند و از مینی‌بوس پیاده می‌کنند و وارد یک اتوبوس با تمام امکانات می‌کنند همین باعث می‌شود که انسان قشنگی‌های زندگی را بهتر ببیند؛ حتی منظره‌های زندگی به دید آدم زیبا‌تر می‌آید و از آن لذت می‌برد. اُمیدوارم که همه شما عزیزان به وسعت قلب مهربان‌تان برکت وارد زندگی‌تان شود.

تایپ و ویرایش: همسفر رحیمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوازدهم)
ارسال مطلب: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم‌) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سمنان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .