جلسه چهارم از دوره اول لژیون سردار شعبه خواجو با استادی؛ همسفر راهنما محمدجواد، نگهبانی پهلوان همسفر کوروش و دبیری همسفر امین با دستور جلسه"الهام از رمضان" شنبه یازدهم بهمنماه ۱۴۰۴ رأس ساعت ۱۴:۰۰ دقیقه آغاز نمود.
خلاصه سخنان استاد:
موضوع جلسه امروز «الهام از ماه رمضان» است؛ موضوعی که بهدرستی انتخاب شده و به نظر من، کاملاً با روح این ایام همخوانی دارد.
آنچه خودم از این درس به یاد دارم، به زمانی بازمیگردد که برای نخستین بار وارد کنگره شدم. آن ایام، ماه رمضان بود؛ حدود سال ۱۳۹۶، شاید یکی دو هفته پیش از آغاز ماه. از همان زمان، نگاه من به ماه رمضان کاملاً تغییر کرد و برداشت تازهای نسبت به آن در ذهنم شکل گرفت.
در خلال مشارکتها و مطالعه کتابها، جزوات و نوشتههای مربوط به این درس، متوجه شدم که آقای مهندس، آغاز سفر خود و نظمبخشی به مسیر درمانشان را دقیقاً از ماه رمضان شروع کردهاند. ایشان در سال ۱۳۷۵، در همین ماه، سفر خود را آغاز کردند و نظمی که در ماه رمضان حاکم است، کمک بزرگی به ایشان کرد تا مسیر درمانشان را به شکلی متفاوت و اصولی آغاز کنند.
با این حال، گاهی برداشتهای نادرستی نسبت به ماه رمضان وجود دارد. برخی تصور میکنند روزهداری صرفاً به معنای نخوردن، گرسنگی کشیدن یا فشار آوردن به جسم است؛ در حالی که چنین نگاهی کاملاً اشتباه است. هدف، آزار دادن بدن یا محرومسازی افراطی نیست.
در اینجا بد نیست به نکتهای اشاره کنم که آقای مهندس بارها به آن پرداختهاند. برخی مکاتب، مانند مارکسیسم، دین را «افیون جامعه» میدانند. اگر از زاویهای خاص به این موضوع نگاه کنیم، شاید چنین برداشتی شکل بگیرد، اما از دیدگاه کنگره۶۰، این قضاوت کاملاً نادرست است. آقای مهندس مثالی زیبا میزنند: چاقو ابزاری است که هم میتوان با آن میوه پوست کند یا جان بیماری را نجات داد، و هم میتوان از آن سوءاستفاده کرد. دین و مناسک دینی نیز چنیناند؛ نوع استفاده ما از آنها تعیینکننده است.
در کنگره، به این نتیجه رسیدهایم که ماه رمضان، چه از صور ظاهری و چه از صور پنهان، سرشار از منفعت است. در صور آشکار، امروزه حتی علم پزشکی نیز به فواید روزهداری پی برده و مفاهیمی مانند «اتوفاژی» مطرح شده است؛ اینکه روزهداری تا چه اندازه میتواند برای سلامت جسم مفید باشد.
اما صور پنهان ماه رمضان شاید مهمتر باشد. همانطور که در سیدی «بستن دهان» مطرح میشود، وقتی یک دروازه بسته میشود، دروازههای دیگری باز خواهد شد. با بسته شدن دهان، مسیرهای تازهای در ذهن و اندیشه انسان گشوده میشود. چرا که بخش زیادی از وقت روزانه ما صرف تهیه غذا، برنامهریزی برای خوردن، پختوپز و مسائل مرتبط با آن میشود. در ماه رمضان، اگر اصولی با این موضوع برخورد کنیم، عملاً یک وعده حذف میشود و زمان آزادشده، فرصتی برای تفکر، تعمق و رشد در اختیار ما قرار میگیرد.
به باور من، حال و هوای آقای مهندس در سال ۱۳۷۵ نیز همینگونه بوده است. ایشان به دنبال یک «یکجا کندن» بودند، اما دقیقاً نمیدانستند چگونه. با این حال، با نظمی که در ماه رمضان شکل گرفت، مسیر برایشان روشن شد و در نهایت، در سال ۱۳۷۶ به آن نقطهای رسیدند که از آن با عنوان «باوری در ناباوری» یاد میکنند.
همین نظم، امروز نیز در کنگره جریان دارد. برگزاری لژیون سردار، توسعه شعب، راهاندازی جلسات همسفران و بسیاری از فعالیتهای دیگر، همگی در پرتو همین نظم و همراهی آن با منابع مالی شکل گرفته است. اگر صرفاً نظم داشته باشیم اما پشتوانه مالی نباشد، پیشرفت محدود و کیفیت رشد کاهش پیدا میکند. این کیفیتی که امروز در کنگره میبینیم، نتیجه ترکیب نظم، آموزش و حمایت مالی است.
گاهی به این موضوع فکر میکنم که اگر قرار بود چنین آموزشهایی را خارج از کنگره دریافت کنیم ـ آموزش زندگی، خودشناسی، خداشناسی و زیستن آگاهانه ـ چه میزان زمان، هزینه و انرژی لازم داشت. من شخصاً تجربه حضور در فضاهای آموزشی دیگر را داشتهام، اما هیچکدام به این شکل منسجم، زیبا و اثرگذار نبودهاند.
نقش خدمتگزاران کنگره در این مسیر بسیار مهم است. کمکهایی که انجام میشود، فارغ از اینکه فرد همسفر باشد یا مسافر، زن باشد یا مرد، هرکدام در حد توان خود سهمی دارند. البته شرایط اقتصادی امروز پیچیده است؛ اما آنچه در کنگره به ما آموزش داده میشود این است که در عمل خود، هیچگاه دچار تردید نشویم.
این جمله را میتوان در بخشهای مختلف کتاب «۶۰ درجه» مشاهده کرد، اما یکی از تأکیدهای مهم آن، مربوط به روزهای ابتدایی پس از رهایی آقای مهندس است؛ زمانی که استاد سیلور به ایشان میگویند: «در عمل خود هیچ تردیدی نداشته باشید.» با وجود پایان سفر و رسیدن به نتیجهای شگفتانگیز، باز هم تأکید بر ادامه مسیر، تلاش و حرکت است.
امروز نیز تنها چیزی که میتواند به ما کمک کند، این است که مسئولیت زندگی خود را بپذیریم؛ چه در حوزه زندگی شخصی، چه خانواده و چه کنگره. این سه بخش باید محکم، آگاهانه و پرقدرت پیش بروند. زمان جلسات یا تغییرات ظاهری اهمیت ثانویه دارد؛ آنچه مهم است، آموزشی است که هرکدام از ما به آن نیاز داریم.
تهیه: همسفر امین لژیون اول
تنظیم،ارسال: همسفر فرزاد لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
71