English Version
This Site Is Available In English

آغاز‌ها و پایان‌ها به هم متصل هستند

آغاز‌ها و پایان‌ها به هم متصل هستند

جلسه چهارم از دور پنجاه‌ و چهارم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی سمنان با استاد‌ی راهنما همسفر زینب، نگهبانی همسفر زینب و دبیری همسفر کلثوم با دستور‌جلسه «وادی سیزدهم: پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است». روز دوشنبه ۶ بهمن ماه ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

شکر اللّه، سپاس از خالق هستی بابت حضور ما در کنگره۶۰ و اتفاق‌های خوبی که در کنگره رقم می‌خورد. از آقای مهندس بسیار سپاسگزارم که با تأسیس کنگره۶۰ بستر آموزش و آرامش را برای ما فراهم کردند. از راهنمای خوبم سپاسگزارم، شالی که بر گردن دارم را مدیون آموزش‌های ایشان هستم. ان‌شاءالله که خدمتگزار خوبی برای کنگره باشم. 

در ابتدا متنی از وادی سیزدهم انتخاب کرده‌ام می‌خوانم: «هر دفتری که بسته شود، کتاب دیگری گشوده و مکتوب می‌گردد و اگر مسافری به مقصد برسد، مسافر دیگری به سفر می‌رود و اگر حلاجی بر دار شود، حلاج‌های دیگری چون جوانه‌ها به صف، سر از خاک به در خواهند آورد و این فرمان قدرت مطلق است که در حال جاری شدن است و هیچ موجودی در هیچ یک از مرحله‌های تکاملی خود، به خواب نمی‌رود و اگر هم به ظاهر خواب باشد در حال گرفتن قدرت و قوّت از مبدأ خویش است تا راه را بهتر بیابد و فرمان را بهتر به اجرا در آورد و این داستان نیست».

در مورد دستور‌جلسه باید بگویم دستور‌جلسات هفتگی که هر سال تکرار می‌شوند باعث می‌شود ما به نکات تازه و برداشت‌های جدیدی برسیم که دفعه قبل نرسیدیم. دستور‌جلسات به‌خصوص وادی‌ها به من یادآوری می‌کنند که هر روز مراقب بذرهایی که کاشتم، باشم که دچار آفت نشوند به من یادآوری می‌کنند که هر روز را با وادی اول شروع کنم و با وادی چهارده به پایان برسانم تا عشق در وجود ما جاری شود. وادی‌ها سرنخی هستند که گره‌های زندگی ما را باز می‌کنند باعث تغییر نگرش ما هستند و نقش مهمی در تغییر جهان‌بینی ما دارند. 

ما باید به سه اصل تغییر، تبدیل و ترخیص توجه کنیم دانش و آگاهی خود را افزایش دهیم چرا‌که بدون داشتن این سه اصل موفق نمی‌شویم. آقای مهندس در یک سی‌دی، مثلثی را بیان کردند که یک ضلع آن آغاز و یک ضلع آن پایان است و قاعده آن مثلث زندگی است و مهم این است که من چگونه از این زندگی برخوردار باشم؟ آغاز‌ها و پایان‌ها به هم متصل هستند و در این آغاز و پایان باید سه مرحله تغییر، تبدیل و ترخیص صورت گیرد. از روزی که لژیون زدم تا پایان این چهار سال این اصل اتفاق می‌اُفتد. وارد کنگره می‌شوم سفر اول را شروع می‌کنم تا پایان سفر در هر مرحله باید این اصل صورت گیرد. 

مثال آن سفر اولی که وارد کنگره می‌شود و سفر اول خود را شروع می‌کند شروع به آموزش گرفتن می‌کند، رشد و تغییر می‌کند باید تغییرات در وجودش و در افکار و اندیشه او اتفاق افتد تا من تغییر نکنم تبدیل صورت نمی‌گیرد. باید روح ناآرام من به یک روح آرام، ناسپاسی به سپاسگزاری و به انسان بودن تبدیل شود. انسان بودن با انسانی بودن خیلی فرق می‌کند؛ همان‌طور که واقعی بودن با واقعی وانمود کردن فرق می‌کند.

وقتی در سفر اول درست قدم بردارم و ثابت قدم باشم و آموزش‌ها را کاربردی کنم از وادی اول که تفکر است تا وادی چهارده را به خوبی درک کنم و کاربردی کنم آن وقت به ترخیص می‌رسم. ترخیص از چه چیزی؟ ترخیص از رهایی، ترس‌ها، غصه‌ها، از زندگی قبل از درمان اعتیاد و خیلی مهم است که من پایان سفر اول که گل رهایی را از دست‌های آقای مهندس می‌گیرم برداشت و احساس خوبی داشته باشم. آن‌جا می‌دانم که پایان سفر اول تمام کار نیست آن‌جا می‌دانم که پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است و وارد سفر دوم می‌شوم، برای بهبود یافتن زندگی و بهتر زندگی کردن آموزش‌ها را درست دریافت می‌کنم.

نکته خیلی مهمی که من به شخصه از این وادی آموزش گرفتم این است که می‌دانم در این مرحله تغییر، تبدیل و ترخیص باید از این دوره زندگی‌ام لذت ببرم باید به مشکلات مسیر خود احترام بگذارم باید آن‌ها را بپذیرم مشکلاتم را حل کنم. هدفم از آمدن به این دنیا چه است؟ آمده‌ام که تکامل پیدا کنم مشکلاتم را که حل کردم دوباره با دست‌های خودم برای خودم مشکل جدیدی ایجاد نکنم؛ وقتی این‌طور باشد همیشه در جهت قوانین الهی که همان معرفت، عدالت و عمل سالم است قدم بردارم. 

اگر در مسیر مستقیم باشم همیشه پرتلاش، شاد و پرنشاط هستم؛ ولی برعکس اگر در مسیر ضدارزش‌ها باشم همیشه غم و اندوه را به دوش می‌کشم و هر چه که باشم در سفرهای بعدی در بُعدهای بعدی‌ هم همان همراه من است و این که داستان زندگی هیچ وقت تمام نمی‌شود همیشه جاری است ما همیشه خواهیم بود؛ اما چگونه بودن و چگونه زندگی کردن خیلی مهم است.

وادی سیزدهم تمام مطالب ۱۲ وادی قبل را در خودش جای داده است اگر من در صراط مستقیم باشم قوانین زندگی را آموخته باشم تفکر کردن را یاد بگیرم ناامیدی را کنار بگذارم به خویشتن خویش توجه کنم مسئولیت کارهایم را بپذیرم ذره‌ذره در مسیر حرکت تغییر کنم آن‌ وقت می‌توانم حکم عقل را در قالب فرمانده اجرا کنم و آن‌ وقت است که آغاز و پایان برای من بسیار شیرین و دل‌چسب می‌شود. اگر هر پایانی برایم اتفاق افتاد آن را یک دریچه‌ای برای آغاز جدید نگاه کنم.

با برنامه‌ریزی درست می‌توانم آغازها و پایان‌های خیلی خوبی را برای خود رقم بزنم و این‌که در جهان خاکی ما آمده‌ایم و تلاش می کنیم به خواسته‌هایمان برسیم؛ ولی یک جایی خسته می‌شویم، ناامید می‌شویم و فکر می‌کنیم همه چیز با مرگ از بین می‌رود؛ اما این‌طور نیست هر وقت این احساس به ما دست داد این وادی به ما امید می‌دهد که در هر جایگاهی هستیم با هر میزان تاریکی می‌دانیم پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است؛ یعنی ما بعد از مرگ یک تولد دوباره‌ای داریم و با همان صفات زنده می‌شویم تمام زندگی دست خودمان است که این زندگی را چگونه به پایان برسانیم. 

خط‌به‌خط زندگی را می‌توانیم خودمان بنویسیم و همه چیز بستگی به اعمال من دارد و این‌که اگر تا الان بد نوشتم از این به بعد با آموزش‌های کنگره و وادی سیزدهم یک داستان زیبا با یک خط قشنگ‌تر را شروع به نوشتن کنم و ان‌شاءالله در این نقطه‌ای که هستیم قدر بدانیم از آن برخوردار شویم و یک توشه‌ای را برای سفرها و بُعدهای بعدی خودمان برداشت کنیم. خدایا چنان کن سرانجام کار تو خوشنود باشی و ما رستگار. ممنون که با سکوت و دل‌های پر محبت‌تان به صحبت‌های من گوش کردید.

مرزبان کشیک: همسفر فرشته و مسافر حسن
تایپ و ویرایش : همسفر شهربانو رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون دوم)
 ارسال: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سمنان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .