سومین جلسه از دوره پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی غزالی مشهد با استادی مسافر ابوالفضل، نگهبانی مسافر احمد و دبیری مسافر احمد با دستور جلسه «الهام از رمضان» یکشنبه ۱۲ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۵ آغاز شد.
سلام دوستان. ابوالفضل هستم یک مسافر، عرض ادب و احترام دارم خدمت همه عزیزان، از ایجنت شعبه و گروه مرزبانی تشکر میکنم که به بنده اجازه خدمت دادند. در مورد دستور جلسه « الهام از رمضان » باید یگویم ما در طول سال فقط یک جشن ویژه داریم و آن هم جشن ماه رمضان است. انشاالله امسال نیز خداوند توفیق بدهد تا کنار هم ماه رمضان خوبی را سپری کنیم.
من خودم قبل از آمدن به کنگره، نه اعتقادی به این مسائل داشتم و نه اهل روزهگرفتن بودم، اما زیبایی کنگره ۶۰ برای من این بود که تعاریف جدیدی از بسیاری مسائل به من ارائه داد. قبل از ورود به کنگره ۶۰ کتابهایی در حوزه روانشناسی خوانده بودم و بر اساس مفاهیمی مثل خودآگاه و ناخودآگاه، فکر میکردم چیزی به نام الهام وجود ندارد و هر چه هست درون جسم است و خارج از جسم چیزی معنا ندارد. اما در کنگره یاد گرفتم که ما خارج از جسم نیز الهام داریم. نکته جالبی که دوست دارم مطرح کنم این است، خواستههای درونی ما منبع الهاماتمان هستند. همه ما خواستههای منفی و مثبت داریم که در کنگره به آنها خواستههای معقول و نامعقول میگوییم. اما فریبی که اینجا وجود دارد این است، از کودکی یاد میگیریم که وعدههای مرتبط با الهام منفی، معمولاً مادی هستند. مثلاً هیچوقت کسی نمیآید و نمیگوید، این کار ضدارزش را انجام بده تا در جهنم جای خوبی برایت رزرو کنم، بلکه با وعدههای مادی، ما را به سمت خواستههای منفی میکشاند. اما وقتی پای الهام مثبت به میان میآید، وعدهها معنوی هستند. تفاوت بزرگ اینجاست: وقتی کار ضدارزشی انجام میدهیم، پاداش را سریع میگیریم مثل حال خوب بعد از مصرف مواد، همانطور موضوعی که آقای زرکش هم اخیراً تأکید داشتند، دو موضوع خشم و شهوت از فریبهای بزرگ هستند که بازخورد سریع دارند. اما در مسائل معنوی، معمولاً بین انجام کار مثبت و دریافت پاداش، فاصله وجود دارد و همین باعث میشود کمتر به سمت آنها برویم.
این نکته وقتی برای من روشن شد، خیلی کمکم کرد. فهمیدم اگر خواسته مثبتی به من الهام میشود، حتماً چیزی در درون من آن را میطلبد؛ این خواسته از درون خودم میآید. یک مثال روشن، همین کنگره ۶۰ است. از زمانی که مصرفکننده مواد شدم، این خواسته در من بود که نباید اینطور زندگی کنم. هر شب که آخرین سیگار حشیشم را خاموش میکردم، به خود میگفتم فردا دیگر مصرف نمیکنم، اما نمیتوانستم حرکت کنم. کنگره به من آموخت که اگر میخواهی الهامات بیشتری دریافت کنی، باید همان الهامات کوچک اولیه را انجام دهی و در مسیرش قرار بگیری، اولین الهام در کنگره ۶۰ به آقای مهندس این بود، فقط روزهبگیر. ایشان نه قصد ترک داشتند و نه درمان، فقط به احترام ماه رمضان، حشیش و الکل را کنار گذاشتند و مواد را مرتب کردند. میبینیم که از همین الهام کوچک، چه اتفاق بزرگ و تأثیرگذاری رخ داد.
در پایان باید بگویم الهام یک مسئله جدی است و در تمام مکاتب و ادیان به آن اشاره شده. در دین خودمان نیز آمده که در هر لحظه، هم فسق و فجور و هم نیکی الهام میشود و این ما هستیم که انتخاب میکنیم به کدام سمت برویم. از اینکه با سکوتتان به صحبتهای من گوش سپردید سپاسگزارم.
مرزبان خبری: مسافر حسین
نگارش: مسافر مجید لژیون چهارم
ویرایش و ارسال خبر: مسافر مهدی لژیون یکم
- تعداد بازدید از این مطلب :
47