English Version
This Site Is Available In English

وادی سیزدهم؛ شروع برای تغییر و امید در زندگی

وادی سیزدهم؛ شروع برای تغییر و امید در زندگی

جلسه یازدهم از دوره هفدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره۶۰ همسفران نمایندگی قیدار با استادی راهنما همسفر اعظم و با نگهبانی همسفر رقیه و دبیری همسفر لیلا با دستور جلسه « وادی سیزدهم؛ پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است» روز دوشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۴ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

اول از همه خدای خود را شاکر هستم که یک بار دیگر توانستیم در کنار هم باشیم و آموزش‌ ببینیم؛ اما در مورد دستور جلسه که «پایان هر نقطه سراغاز دیگری است» باید بگویم در این وادی و کل وادی‌ها مطالب را آقای مهندس برای ما گفته‌اند. چراکه این وادی‌ها برای ما نوعی ابزار هستند، که بتوانیم از این‌ها در زندگی خودمان استفاده کنیم تا در آرامش باشیم و برای زیستن و خوب زندگی کردن از آن‌ها استفاده کنیم و در هر جا که مشکلی برای ما پیش می‌آید، این وادی‌ها ما یک نوع ابزار هستند. وادی سیزدهم مطالب خیلی مهمی دارد. این وادی در کل به ما می‌گوید، که در هستی هیچ چیز و هیچ نقطه‌ای به پایان نمی‌رسد و هر چیزی که تمام می‌شود در یک نقطه دیگری آغاز می‌گردد.
در اینجا از قلم استفاده کرده است که بسیار با ارزشمند است و می‌گوید: قلم اهداف و خواسته‌های بشری را بیان می‌کند. موقعی ارزش قلم را حفظ می‌کنیم که این مطالب را در زندگی به نگارش دربیاوریم.
مطالب خیلی مهمی از جمله تغییر، تبدیل و ترخیص است که به نظر من خیلی مهم و در زندگی ما خیلی کاربردی است. تغییر در یک شب ایجاد نمی‌شود و باید ذره ذره به وجود بیاید. به قولی من اعظم در یک شب حالم خراب نشده است که بتوانم در یک شب حالم را درست کنم، باید ذره ذره این تغییر را در خودم ایجاد کنم. می‌توانم یک مثال ساده بزنم: در همین لژیون جونزی که می‌رویم خواسته لاغری داریم و می‌خواهیم از چاقی خلاص شویم و تبدیل شویم.
هدف مسافرهای ما هم رهایی است و نمی‌توانند در یک شب به رهایی برسند و باید ذره‌ ذره این مراحل طی شود. همان‌طور که همه می‌دانید یک فرد یک شبه چاق نشده است که یک شبه لاغر شود. باید ذره ذره درون خودش این تغییر را به وجود بیاورد و وقتی به مرحله تبدیل می‌رسد که بتواند حداقل از این وزنی که دارد ده کیلو یا پنج کیلو کم کند و کم‌کم به آن خواسته‌ای که دارد تبدیل شود؛ اما ترخیص زمانی به وجود می‌آید که من به آن خواسته و هدف خود و به وزن ایده‌آل رسیده باشم. آن وقت من می‌توانم ترخیص شوم و به رهایی برسم و از سفر اول به سفر دوم، از سفر دوم به سفر سوم که این‌ها بدون آموزش، آگاهی‌، تجربه، علم، اندیشه و فکر اصلا اجرایی نمی‌شود. یک سفر اولی که این‌جا می‌آید؛ اگر آموزش نداشته باشد مطمئنا نمی‌تواند در خود تغییر ایجاد کند، پس این‌ها دست به دست هم می‌دهند تا ما به خواسته‌های خود برسیم.
انسان موقعی می‌تواند کامل شود که در خواب نباشد و بیدار باشد و تلاش و کوشش کند و از همه لحظات خود استفاده کند تا به تکامل برسد. یک موضوع خیلی مهمی در این وادی به اسم یوم‌الفصل وجود دارد که به معنی روز جدایی یا لحظه جدایی است. خود من در این وادی فهمیدم که هیچ چیزی با مرگ از بین نمی‌رود و اگر اینجا از بین برود مطمئنا در جای دیگر بیدار خواهد شد. همین‌طور مثال طبیعت است که درختان، تمام هستی و تمام خلقت را می‌توانیم مثال بزنیم که دوباره در جای دیگر از نو متولد می‌شوند که ما به چشم نمی‌بینیم. این است که این وادی به من امیدواری می‌دهد، برای اینکه ما بتوانیم از درد و مشکلات انسان‌ها بکاهیم باید دنبال راه حل مشکلات باشیم و این وادی‌ها را کاربردی کنیم.
این وادی مطلب دیگری دارد و این است که انسان باید خودش را بشناسد، واقعا انسان‌ها خودشان را گم کردند و صور پنهان خودشان را اصلا نمی‌شناسند. همان‌طور که ما قبلا نمی‌دانستیم صور پنهان و صور آشکار چه چیزی است. وقتی به این‌جا آمدیم و آموزش گرفتیم تازه فهمیدیم که انسان چه موجودی است و صور پنهانی در وجود خود دارد. در این کتاب انسان را به سه قسمت انسان تک بعدی، دو بعدی و سه بعدی تقسیم کرده است و آقای مهندس این مطالب را بدون دلیل در کتاب نیاورده‌اند، پشت سر این‌ها کلی مطالب است و به آن نتیجه می‌رسیم که این‌ها بر مبنای تفکر، عقل و اندیشه است که در یک انسان خود را نشان می‌دهند. انسان تک بعدی موقعی می‌تواند از تک بعدی بودن خود خارج شود که  مثلث عشق، عقل و ایمان را در خود تداعی کنند. مطمئنا اگر عشق من واقعی و ایمان من قوی باشد و به فرمان عقل پی برده باشم و بتوانم از فرمان عقل خود پیروی کنم آن وقت از تک بعدی بودن خود خارج می‌شوم و به هستی و تمام موجودات عشق می‌ورزم و عشق من واقعی می‌باشد و می‌توانم انسان‌ها را به خاطر خودشان دوست داشته باشم. این وادی به من امیدواری می‌دهد و فرمان خداوند را به من یاد‌آوری می‌کند و خود واقعی را به من نشان می‌دهد و این من هستم که می‌توانم زندگی را رقم بزنم. از خداوند می‌خواهم که پایان نقطه‌های ما آغاز خطی باشد که پر از آرامش و موفقیت و پر از حال خوب و شادی باشد که من خودم می‌توانم رقم بزنم.

مرزبان کشیک: همسفر معصومه و مسافر مرتضی
عکاس: مرزبان خبری همسفر معصومه
تایپیست: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون هشتم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی قیدار

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .