جلسه چهارم از دوره اول کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی دزفول به استادی راهنما همسفر نرگس، نگهبانی همسفر مریم و دبیری همسفر ماه سلطان با دستور جلسه «وادی سیزدهم (پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگری است)» روز دوشنبه ۶ بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۳:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
شاکر خداوند هستم که این فرصت را به من داد تا در این جایگاه بنشینم، آموزش بگیرم و خدمت کنم. وادی سیزدهم میگوید: پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگریست. خود تیتر وادی به انسان امیدواری میدهد و میگوید که منِ انسان، چه خوب و چه بد، پایان زندگیام همین چند صباح عمر نیست که تمام شود.
بهدلیل ناآگاهیهایی که قبلاً داشتم، فکر میکردم، خب مگر من چند سال زندهام؟ هر طوری هست میگذرد، میمیرم و تمام میشود؛ ولی اینجا یاد گرفتم که من همیشه بودم و همیشه خواهم بود. این خیلی امیدبخش است که انسان بداند بقا دارد و نابود نمیشود. انسان نیستی ندارد که از بین برود. این وادی سه مرحله دارد که به آنها مراحل تکاملی انسان میگویند و شامل تغییر، تبدیل، ترخیص میباشد. همه ما که اینجا هستیم سعی میکنیم از ضد ارزشها فاصله بگیریم و به سمت ارزشها برویم. در حال تغییر هستیم. این آگاهی را کسب کردهایم که باید تغییر کنیم، باید شرایط خود را اصلاح کنیم و به سمت ارزشها حرکت کنیم.
خیلی از کارهای عامیانه هست که بعضی از انسانها انجام میدهند و در مورد ضد ارزش بودن آن هم آگاهی ندارند. من قبل از کنگره، یک سری از این کارها را انجام میدادم و فکر میکردم عادی است و ضد ارزش نیست. مثلاً وقتی صفی بود، من در صف نمیماندم؛ سعی میکردم همه را دور بزنم و کارم را انجام بدهم. از کاری که میکردم لذت هم میبردم و توجهی نداشتم که اشتباه است؛ اما حالا هر جا که باشم سعی میکنم رعایت کنم و اجازه دهم تمام افرادی که قبل از من هستند، کارشان راه بیفتد و بعد من اقدام کنم و این اصلاٌ از روی اجبار نیست؛ قلباً دوست ندارم خلاف آن را انجام بدهم. به این میگویند: تغییر درونی؛ یعنی از درون تغییر کردم که آن عملِ ضد ارزشی را انجام نمیدهم. قبل از کنگره خیلی وقتها تصمیم میگرفتم کارهای نادرستی را انجام ندهم؛ ولی چند روز بیشتر نمیتوانستم جلوی خودم را بگیرم؛ چون تغییر درونی نبود.
مرحله تبدیل شدن در کنگره به منزله راهنما شدن است. زمانی که راهنما شویم، تبدیل شدن اتفاق میافتد و این خیلی ارزشمند است؛ چون فقط در این چهار سالی که آموزش میدهیم تبدیل نمیشویم؛ بلکه تبدیل شدن همیشه با ماست. من از یک آدم معمولی تبدیل میشوم به یک آموزگار، کسی که آموزش میدهد. در هر بعدی از جهان باشم، این اطلاعات با من است و برایم ارزشمند است. امیدوارم تکتک کسانی که تلاش میکنند، این حالت را بهدست بیاورند.
در وادی درباره انسانهای تکبعدی و دوبعدی صحبت میشود. انسانهای تکبعدی، کسانی هستند که وقتی درگیر یک مشکل میشوند نمیتوانند خودشان را از آن بحران نجات دهند، مشکلاتشان را حل کنند و از گرفتاری بیرون بیایند. مثلاً تصور کنید انسانی را که فقط دنبال پول درآوردن است؛ نه به خانوادهاش میرسد و نه دنبال یادگیری است. فقط کار میکند تا پول دربیاورد. به این میگویند انسانِ تکبعدی. انسانِ دوبعدی، انسانی است که دارای مثلث «عقل، عشق و ایمان» است. انسانی است که با خودش و دیگران به صلح و آرامش رسیده است و چون آرامش دارد میتواند کار کند، پول دربیاورد، درس بخواند، به خانوادهاش برسد و کارهای دیگرش را هم انجام دهد. این انسان هیچ وقت با کسی درگیر نمیشود، چون در درونش احساس آرامش و آگاهی دارد و مطمئن است به هرچه بخواهد میرسد.
نکته دیگری که در این وادی بسیار دوست دارم این است که اگر میخواهم در صلح و آرامش باشم با خودم و دیگران باید این سه پارامتر، عقل، عشق و ایمان را با هم داشته باشم و این نیازمند خطِ دیگری است، همان خطی که کتاب و وادی به آن اشاره میکندِ یعنی خط خمر. خط خمر، همان مواد شبه افیونی است که در بیوشیمی مغز ترشح میشود. وقتی در این سیستم اختلال ایجاد شود، تمام بدن و روح شخص بههم میریزد، فرد از تعادل خارج میشود و نمیتواند با دیگران درست رفتار کند یا کارهای روزمرهاش را انجام دهد.
مربانان کشیک: همسفر لیلا و مسافر محمد
تایپیست: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دزفول
- تعداد بازدید از این مطلب :
211